| در مورد عمل خودارضايي يا استمنا و استشها بايد توجه داشت كه اين عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ است و تنها راه ارضاي مشروع غريزه جنسي براى فرد فقط از طريق ازدواج و نزديكى با همسر شرعي خود مي باشد. انسان يک سلسله نيازهايي دارد که بايد در شرايط زماني مناسب به نحو صحيح ارضا شود يکي از اين نيازها که آغاز ارضاء آن در ايام جواني است اما بيداري که در ايام نوجواني رخ مي دهد نياز جنسي است. اين نياز در ايام نوجواني و بلوغ بر اثر ترشح هورمون هاي جنسي و تغييرات فيزيولوژيکي و رواني که در فرد به وجود مي آيد، بيدار مي شود ولي به دليل فراهم نبودن ساير شرايط ازدواج مانند بلوغ فکري، اجتماعي و اقتصادي در بيشتر افراد با کمي تأخير ارضاء مي شود و بهترين دوران ارضاء اين نياز آغاز جواني است يعني وقتي ساير شرايط ازدواج نيز به طور نسبي فراهم شد اما به دلايلي ممکن است بعضي از جوانان درارضاء اين نياز دچار انحراف جنسي شوند و از طريق نامشروع بخواهند اين نياز طبيعي را ارضاء کند يکي از اين راه هاي انحرافي که عوارض رواني - جسماني بسيار نامطلوبي نيز به دنبال دارد مبتلا شدن به خودارضايي در پسران و استشها در دختران است. عواملي مانند دست ورزي با آلت تناسلي، پوشيدن لباس هاي تنگ، نگاه کردن به مناظر شهوت آلود مانند نگاه کردن به فيلم هاي مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهايي، وارونه خوابيدن، گوش دادن به موسيقي هاي شوت برانگيز، خوردن بعضي از غذاهاي شهوت زا و... مي تواند باعث بروز اين بيماري خانمانسوز شود. الف ) عواقب خودارضايى: در اينجا توجه شما را به عواقب خودارضايى جلب مي نماييم تا با آگاهى از آنها بهتر بتوان از اين گناه اجتناب ورزيد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از آن كه معصيت است، فراتر از آن است كه بتوان آنها را برشمرد، بلكه فقط به چند مورد از آن اكتفا مىكنيم: 1- پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت. 2- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواسپرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشهگيرى، افسردگى، بىنشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده. 3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بىميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بىغيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك. حال چنانچه فرد مبتلا به خودارضايي باشد رعايت دستورالعملهاي زير در جهت درمان آن مفيد است: ب) توصيههاى اوليه به منظور كنترل نيروى شهوت و فرار از گناه خودارضايى: 1- سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد. 2- از پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد. 3- از نگاه كردن به مناظر، فيلمها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد. 4- از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخىهاى جنسى و تحريككننده و فكر كردن در اين امور جدا پرهيز كنيد. 5- از خوردن مواد غذايى كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخممرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتىالمقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد. 6- قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد. 7- از نوشيدن افراطگونه آب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شبها و قبل از خوابيدن). 8- هيچگاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد. 9- از دستورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دستورزى نكنيد. 10- هرگز به رو نخوابيد. 11- به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد. 12- هيچگاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد. 13- هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد. 14- هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در آنجا به سر بريد. 15- هفتهاى يكى دو روز روزه مستحبى بگيريد و اگر توان آن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد؛ يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد. 16- با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمتآميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد. 17- هيچگاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى آموزش و... 18- قرآن زياد بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد |
خبرگزاري فارس: ستاد امتداد مهر در واكنش به اخبار و اطلاعات منتشر شده در روزهاي گذشته در مورد لغو مناظره كانديداهاي رياست جمهوري در صدا و سيماي جمهوري اسلامي بيانيهاي خطاب به عزتالله ضرغامي صادر كرد.

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل
آقای حداد عادل تعريف می کردند:« سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که: می خواهيم برای خواستگاری خدمت برسيم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبيرستان است و می خواهد ادامه تحصيل دهد. ايشان دوباره پرسيده بودند که اگر امکان دارد ما بياييم دختر خانم را ببينيم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.
بعد خانم ما از ايشان پرسيده بودند که اصلا شما خودتان را معرفی کنيد. و ايشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام عليک کرده بود و گفته بود:« ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ايم. اما شما صبر کنيد با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم». آن زمان خانم من مدير دبيرستان هدايت بود.
بعد از صحبت با من قرار بر اين شد که آنها بيايند و دخترمان را در مدرسه ببينند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اينکه اگر آنها نپسنديدند، لطمه ای به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را ديدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند:« خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است».
يک سال از اين قضيه گذشت. مجددا خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند که ما می خواهيم برای خواستگاری بياييم.خانم بنده پرسيده بودند که چطور تصميمتان عوض شده؟ آقا گفته بودند:« خانم ما به استخاره خيلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نيامده بود، منصرف شدند» و خانم آقا هم گفته بودند:« چون دخترتان، دختر محجبه،فرهيخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهيد، بياييم.»
آن زمان دخترمان ديپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، يک روز پسر آقا و مادرش با يک قواره پارچه به عنوان هديه برای عروس آمدند و صحبت کرديم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسيدم، ايشان موافق بودند.
بعد از چند روز خدمت آقا رفتيم. آقا فرمودند:« آقای دکتر! داريم خويش و قوم می شويم.» گفتم:« چطور؟» گفتند:«خانواده آمدند و پسنديدند و در گفتگو هم به نتيجه کامل رسيده اند، نظر شما چيست؟» گفتم:« آقا! اختيار ما دست شماست.»
آقا فرمودند:« نه! شما، دکتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همين طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من اينطور نيست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غير از کتاب هايم يک وانت بار می شود. اينجا هم دو اتاق اندرون و يک اتاق بيرونی است که آقايان و مسئولين در آنجا با من ديدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه ای اجاره کرده ايم که يک طبقه مصطفی و يک طبقه هم مجتبی زندگی می کند. شما با دخترت صحبت کن که خيال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چيزهايی در ذهنش باشد. ما اين طور زندگی می کنيم. اما شما زندگی نسبتا خوبی داريد. حالا اگر ايشان بخواهد وارد اين زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نيست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اينها را به او بگو، بداند.»
من هم به دخترم گفتم و ايشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئيس جمهوريشان، در جنوب تهران خانه ای داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن در می آورد؛ ايشان حقوق رهبری نمی گيرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند.
هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهريه و ... آقا فرمودند:«در مورد مهريه، اختيار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه ی عقد می خوانم، سنت من اين بوده که بيشتر از 14 سکه ، عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهيد، می توانيد بيشتر از 14 سکه مهريه معين کنيد، ولی شخص ديگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بيش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم.»
من گفتم آقا! اين طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند:« می توانيد در تالار بگيريد، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم:« آقا هر طور شما صلاح بدانيد.»
فرمودند :« می خواهيد اين دو تا اتاق اندرونی و يک اتاق بيرونی را با هم حساب کنيد. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنيم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنيم.» ما حساب کرديم و ديديم بيشتر از 200-150 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اولمان را هم نمی توانستيم دعوت کنيم، اما قبول کرديم.
آقا غير از فاميل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبيبی را دعوت فرمودند. يک نوع غذا هم درست کرديم.قبل از اينها صحبت خريد بازار شد. پسر آقا گفت: «من نه انگشتر می خوام و نه ساعت و نه چيز ديگری.» آقا گفتند: خوب نيست. من هم گفتم:« حداقل يک حلقه بگيرند.» اما آقا فرمودند: «من يک انگشتر عقيق دارم که يکی برای من هديه آورده، اگر دخترتان قبول می کند، من آن را به ايشان هديه می دهم و ايشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هديه دهد.» قبول کرديم و انگشتر را گرفتيم و بعد به آقا مجتبی داديم. کمی بزرگ بود. به يک انگشترسازی برديم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد.
به آقا گفتيم در همه اين مسايل احتياط کرديم، ديگر لباس عروس را به ما بسپاريد و آقا هم فرمودند: «آن را طبق متعارف حساب کنيد.» در همان ايام، ما خودمان برای پسرمان عروسی می گرفتيم و يک لباس عروس برای عروسمان سفارش داده بوديم بدوزند.
خلاصه قبل از اينکه عروسمان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند: «من يک فرش ماشينی می دهم، شما هم يک فرش بدهيد.» و به اين ترتيب مراسم برگزار شد. برای عروسی هم درو پيکان از اقوام ما و دو پيکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت 1 طول کشيد.
خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهرا کاری داشتند و نيامده بودند. اما وقتی عروس را به خانه آورديم، ديديم آقا هنوز بيدار نشسته اند و منتظرند که عروس را بياورند. فرمودند: « من اخلاقا وظيفه خود می دانم برای اولين بار که عروسمان قدم به خانه ما می گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوش آمد بگويم.»
ما خيلی تعجب کرده بوديم و فکر نمی کرديم آقا تا آن ساعت شب بيدار باشند، حتی آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند: «دکتر! امشب شام هم نداشتيم، من به يکی از پاسدارها گفتم شما چيزی خوردنی داريد؟ آنها گفتند که غير از کمی نان چيز ديگری نداريم. گفتم: همان را بياوريد. می خوريم.»
بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقيقه ای برايشان در مورد تفاهم در زندگی و شرايط و اهميت زندگی زناشويی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوش آمد گفتند. رعايت آداب حتی تا چنين جايگاهی چقدر ارزش دارد. اينها از برکت انقلاب اسلامی و خون شهداست.
ايشان دستور دادند حتی از ريزترين وسايل دفتر استفاده نشود، چون مال بيت المال است. حتی اگر مشکل وسيله نقليه هم پيش آمد، اجازه ندارند از وسايل دفتر استفاده کنند.
منبع: نشريه « اشراق انديشه » به نقل از حجت السلام پاينده، از اعضای دفتر مقام معظم رهبری
حقيقت انسان به آنچه اظهار مي کند نيست، بلکه حقيقت او نهفته درآن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش, بلکه به نا گفته هايش گوش كن
به درستی که اینگونه است:
مثلا خودما، دردفتربسیج دانشکده افرادی بودند که همیشه حرفشان از رفاقت بادیگران بودهمچون شهید همت،رفتاربادیگران همچون شهید همت، حفظ بیت المال،فرماندهی پایگاه و.... همچون اسطوره همه بسیجیان سرافراز شهیدوالا مقام شهید حاج ابراهیم همت بود ولی گذشت زمان همه چیز را افشا کرد،شهید همت برای آنها فقط یک اتوبان بود که روزانه هزاران نفر ازآنجا عبور می کنند تا به مقصد خود برسند.ومتاسفانه این افراد......
خداکند که ما جزاین دسته از افراد نباشیم که دم از شهدا بزنیم ونام آنها را بر زبان جاری سازیم ،فقط برای اینکه به مقصد خود برسیم ولی مثل آنها عمل نکنیم .
بخشی از وصیت نامه شهید حاج ابراهیم همت:
پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاریترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد میزند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛
الهی وربی من لی غیرک
( اللهم ارزقنی الشهادة فی سبیل الله)
همه روز روزه بودن*همه شب نماز کردن*زمدینه تا به کعبه*سرو پابرهنه رفتن*دولب از برای لبیک*به وظیفه باز کردت*به مساجد ومعابد*همه اعتکاف جستن*زملاهی ومناهی*همه اجتناب کردن*شب جمعه ها نخفتن*به خدای راز گفتن*زوجود بی نیازش*طلب نیاز کردن*به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد****که بروی ناامیدی در بسته باز کردن********
بازماندیم از قافله راهیان /بازماندیم از سفر نور/بازماندیم از حسینیه گردان تخریب /بازماندیم از دوکوهه و شلمچه /بازماندیم ازمسجد خرمشهر / بازماندیم ازطلائیه / بازماندیم ازسفر به کوی دوست / بازماندیم از دیدار یار/بازماندیم از سپه سالار کربلا /آری بازماندیم از زیارت کربلای ایران
{مسجد جامع خرمشهر*پادگان دژ خرمشهر *اروندكنار*شلمچه ومنطقه عملياتي كربلاي 5*منطقه عملياتي بدر*خيبر *طلائيه*هويزه *دهلاويه}
ماماندیم با کوله باری از گناه از گناهانی که سلب توفیق می کندو روزی راقطع ومانع از استجابت دعا می شود.
اللهم انی استغفرک لکل ذنب استوجبت به منک رد الدعا ویحبس الرزق و یرد الدعا.
اللهی و ربی من لی غیرک![]()
اللهم رزقنا شهادت فی سبیل الله![]()


الهی وربی من لی غیرک
هرچی زمان میگزه به تاریخ حرکت کاروان راهیان نور نزدیک تر میشیم.کاروانی که همه اونهارو شهدا دعوت کرده اند نمی دونم چرا هنوز شهدا از من دعوت نکردند.حتما می خوان بعداز ۲سفربه مناطق جنگی جنوب و ۱سفر به کرمانشاه و مناطق غرب منو تو خماریش بزارندو بگن براستی که شهدا زنده اند.درسته واقعا که شهدا زنده اند.ازهمین جا از همه دوستان درخواست میکنم که دعا کنند تا همه عاشقان حقیقی شهدا توفیق زیارت خاک هایی که روزی درجای جای آن خون شهداو خاک پای شهدا بوده را بدهند.اره یادش بخیر ........
دعاکنید که منم برم و بوسه بر خاک پاک پای شهدا زنم.
اللهم رزقنا شهادت فی سبیل الله.
رئيس جمهور محبوب به منظور ديدار و گفتگو با مقامات كشورهاي كنيا، كومور و جيبوتي عازم آفريقا شد كه استقبال كم نظير مردم اين كشورها مشت محكمي بر دهان ياوه گوياني بود كه نه تنها هميشه به تخريب دستاورد هاي دولت مشغولند بلكه با توهين هاي مكرر خود به مردم، استقبال آنها از رييس جمهور را به خاطر شام و نهار رايگان توصيف كرده بودند.
حال سوال بنده اين است كه آيا در آفريقا هم مردم را به زور به استقبال رييس جمهور كشورمان آورده بودند؟












حلال دانستن ازدواج موقت هرگز به معنای توصیه آن برای همگان نیست
اینک ضمن تأکید بر این نکته که بررسی جایگاه این نهاد و جایز و حلال دانستن آن هرگز به معنای توصیه اقدام آن برای همگان نیست (همچون حلال دانستن یک نوع خاص از غذا مثلا یک نوع ماهی خاص، که هرگز به معنای توصیه ی آن به همه نیست و هرکس باید با توجه به شرایط زمانی، مکانی، جسمی، روحی خود و اطرافیان خویش برای استفاده از آن تصمیم بگیرد)
اهمیت این مقایسه (حقوق ایران با فقه شیعه) قطعاً وقتی بیشتر روشن می گردد که به اصل 12 قانون اساسی«مذهب رسمی ایران شیعه جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است...» توجه شود.
براین پایه سید مرتضی فقیه بزرگ ارجمند شیعه در بیان احکام بی نظیر شیعه می گوید:
«ازجمله چیزهایی که بواسطه آن علیه مذهب امامیه طعنه زدند و ادعا نمودند که تنها این فرقه قایل به آن بوده (و آن را بدون دلیل تشریع و اجازه کرده)، حلال دانستن نکاح و متعه که همان ازدواج موقت است می باشد؛ در حالیکه این چنین نیست زیرا عده ی مشهوری پیش از مذهب امامیه در این رابطه همین نظر (حلال بودن ازدواج موقت) را داده اند؛ از جمله آنها حضرت امیرالمؤمنین(ع)، عبدالله بن عباس رحمة الله علیه، عبدالله بن مسعود و مجاهد و عطا می باشند و آنها این آیه قرآن را تلاوت می نمودند «فما استمعتم به منهن الی اجل مسمی فاتوهن اجورهن».