تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

๑۩۞۩๑ درانتظار ظهور*************درانتظارظهور๑۩۞۩๑ درانتظار ظهور

 

سلام به همه منتظرین حضرت قائم (عج):

 (برایم دعا کنید.)

این مطلب رو به مناسبت ولادت بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر انتخاب کرده ام امید است که خوشتان بیاید.

«اللهم ارزقنی شهادت فی سبیل الله»

 

گل حجاب، عطر عفاف

 



هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است،

 

چون باغ بي ديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند.

 

هيچ كس هم با نام و بهانه «آزادي» ديوار خانه خود را بر نمي دارد و شبها در حياطش

 

را باز نمي گذارد، چون خطر رخنه دزد، جدي است.

 

هيچ صاحب گنج و گوهري هم، جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذران

 

نمي گذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر ربوده مي شود.

 

هر چيز كه قيمتي تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مي رود.

 

هر چه كه نفيس تر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت لازمتر.

 

مگر نه اينكه آثار نفيس خطي را در موزه ها و ويترينها مي گذارند، تا با لمس دستهاي

 

اين و آن، خراب نشود و از ارزش نيفتد؟!

 

اينها همه، فرمان عقل است و اقتضاي تجربه.

 

اگر در شيشه عطر را باز بگذاري، عطرش مي پرد.

 

اگر رشته مرواريد را در كمد و صندوق نگذاري و در آن را نبندي، گم مي شود.

 

اگر در مقابل پنجره خانه ات، توري نزني، از نيش پشه ها و مزاحمت مگسها در

 

 امان نخواهي بود.

 

وقتي راه ورود پشه ها را مي بندي، خود را «مصون» ساخته اي، نه «محدود»

 

و زنداني.

 

وقتي در خانه را مي بندي، يا پشت پنجره اتاقت پرده مي آويزي، خانه خود را از

 

ورود بيگانه و نگاههاي مزاحم در پناه قرار داده اي، نه كه خود را در قيد و بند

 

و حصار افكنده باشي.

 

اين را هم عقل و تجربه ات فرمان مي دهد.

 

قرآن هم مي گويد: زنان خودآرايي و خودنمايي و عشوه گري نكنند، تا مورد آزار

 

 بيماردلان قرار نگيرند. (ر.ك: «فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَيَطمَعَ الّذي في قلبهِ مرضٌ»

 

(احزاب، آيه 32 و 33 ؛ نيز نور آيه 30 و 31)

 

اگر براي ايمني از خطرها و آسودگي از مزاحمان، خود را بپوشانيم، نه كسي

 

ايراد مي گيرد، و نه اگر هم ايراد بگيرد، اعتنا مي كني چرا كه سخنش را بي

 

منطق و ناآگاهانه مي داني و مي بيني.

 

اينكه: «دل بايد پاك باشد»، بهانه اي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت

 

است و آويختن به شاخه «لاقيدي»، وگرنه از دل پاك هم نبايد جز نگاه و رفتار

 

 پاك برخيزد.

 

ظاهر، آيينه باطن است و ... «از كوزه همان برون تراود كه در اوست».

 

زن، به خاطر ارزش و كرامتي كه دارد، بايد محفوظ بماند و خود را حراج نكند

 

و در بازار سوداگران شهوت خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند، نفروشد.

 

زن به خاطر لطافتي كه دارد، نبايد در دست هاي خشن كامجويان ديوسيرت، كه

 

نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنكه گل عصمتش

 

را چيدند او را دور اندازند يا زير پايش له كنند.

 

زن به خاطر عصمتي كه دارد و ميراث دارِ پاكي مريم است، نبايد بازيچه

 

هوس و آلوده به ويروس گناه شود.

 

گوهر عفاف و پاكي، كم ارزش تر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل

 

خانه نيست.

 

دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند.

 

سادگي و خامي است كه كسي خود را در معرض ديد و تماشاي نگاه هاي

 

مسموم و چشم هاي ناپاك قرار دهد و به دلبري و جلوه گري بپردازد و خيال كند

 

بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نيم اندازد و از زهر نگاه ها و

 

نيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند.

 

هر شاخه كه از باغ برون آرد سر در ميوه آن طمع كند راهگذربعضي از «نگاه»ها،

 

ويروس «گناه» منتشر مي كنند و بعضي از چهره ها حشره مزاحمت جمع مي كنند.

 

تاريخچه اندلس و شكست مسلمانان و سقوط تمدن اسلامي در اسپانيا، مگر جز به

 

خاطر هجوم فساد غربي به كانون عفاف و تقوي مسلمانان بود؟!

 

خراب كردن همه ديوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها

 

نشانه تيره انديشي است، نه روشن فكري! علامت جاهليت است، نه تمدن.

 

مي گويي نه؟ به طومار كساني نگاه كن كه پس از رسوايي و بي آبرويي با دو دست

  

پشيماني بر سر غفلت خويش مي زنند و بر جهالت خود لعنت مي فرستند.

 

كسي كه از «جماعت رسوا» نگريزد «رسواي جماعت» مي شود!

 

آنكه ايمان را به لقمه اي نان مي فروشد،

آنكه يوسف زيبايي را با چند سكه قلب عوض مي كند،

 

آنكه «كودك عفاف» را جلوي صدها گرگ گرسنه مي برد و به تماشا مي گذارد،

 

 روزي هم «پشت ديوار ندامت»، اشك حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت،

 

 در آخرت هم به آتش بي پروايي خود خواهد سوخت.

 

از اول كه جامه عفاف، سفيد و شفاف است، نبايد گذاشت چرك آبه گناه بر آن بپاشد.

 

از اول بايد مواظب بود اين كاسه چيني نشكند و اين جام بلورين تَرَك برندارد.

 

از اول نبايد به پاي بيگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد، كه بوته هاي نورس

 

عصمت را لگدمال كند.

 

ولي ... گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي شاخه شكست و گل چيده شد!!

 

به نقل از كتاب «از همدلي تا همراهي»



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 20:40 توسط مسعود

 

اگه روسري خود را برندارم... 


دكتر مرتضي آقا تهراني تعريف مي كند كه: وقتي در «مؤسسه اسلامي نيويورك»

 مشغول فعاليت بودم روزي دختر جواني آمد كه مي خواست مسلمان شود؛

 گفتم براي پذيرفتن اسلام، ابتدا بايد خوب تحقيق كنيد بعد اگر به اين نتيجه رسيديد

 كه دين اسلام دين حق است مي توانيد مسلمان شويد. او رفت و شروع به

مطالعه كرد.

در اين بين چندين بار ديگر به من مراجعه كرد و در نهايت با ناراحتي گفت: «اگر

مرا مسلمان نكيند من مي روم و در وسط سالن داد مي زنم و مي گويم: من مسلمانم!»

گفتم حالا كه در پذيرفتن اسلام مصمم شده ايد فردا كه روز ميلاد است بياييد تا در

 طي مراسمي تشرف شما انجام شود. روز بعد، در بين مراسم گفتم اين خانم

مي خواهد امروز به دين مبين اسلام مشرف شود. يكي از حضار گفت:

«لابد اين دختر عاشق يك پسر مسلمان شده و چون دين ما اجازه ازدواج او

را نمي دهد مي خواهد به صورت صوري مسلمان شود.» گفتم: «از صراحت

لهجه شما متشكرم! ولي اين طور كه شما گفتيد نيست زيرا او در مورد

 حقانيت اسلام، مطالعه گسترده اي داشته است. به عنوان مثال در عقايد اسلامي

 چيزي به نام «بداء» هست كه مي دانم هيچ كدام از شما چيزي از آن نمي دانيد

ولي اين دختر خانم مي داند، به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد.

 خانواده وي كه مسيحي بودند با ديدن حجاب او، شروع به آزار و اذيت او

 كردند. اين آزار و اذيت ها روز به روز بيشتر مي شد به حدي كه مجبور

 شدم با حضرت «آيه الله مظاهري» تماس گرفته و جريان را با ايشان در

 ميان گذارم. ايشان فرمودند: «آيا احتمال خطر جاني وجود دارد؟» گفتم:

 «بي خطر هم نيست.» فرمودند: «پس شما به ايشان بگوييد مي تواند روسري

خود را بردارد.» ماجرا را به آن خانم ابلاغ كردم و گفتم: «مي توانيد روسري

خود رابرداريد.» او پرسيد: «آيا اين حكم اوليه است يا حكم ثانويه است

و به خاطر تقيه صادر شده است؟» گفتم: «نه! حكم ثانويه است و به

 خاطر تقيه صادر شده است.» گفت: «اگر روسري خود را بر ندارم

و به خاطر حفظ حجابم كشته شوم آيا من شهيد محسوب مي شوم؟» گفتم:

 «بله!» گفت: «والله روسري خود را بر نمي دارم هر چند در راه حفسظ

حجابم جانم را از دست بدهم.»

البته بعد از اين ماجرا خانواده او نيز با مشاهده رفتار بسيار مؤدبانه دخترشان

از اين خواسته صرف نظر كردند.



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 22:2 توسط مسعود

         
       حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:                                                              

 

   حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول

   

 و الانفاق فی سبیل الله

    

           

 از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا

 

3-انفاق در راه خدا

                           (وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 13:10 توسط مسعود

 

فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک ،

و الصلاة تنزیها لکم عن الکبر

خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ،

و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.

                                  (احتجاج طبرسی،ج1،ص258)


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 21:59 توسط مسعود

 

شيعه و تبرك جستن به آثار اولياى خدا

 تبرك جستن به آثار اولياى خدا، مسأله اى نيست كه هم اكنون در ميان گروهى از مسلمانان پديد آمده باشد، بلكه ريشه هاى اين رفتار را در ژرفاى تاريخ زندگاني رسول خدا و صحابه آن حضرت مى توان يافت.
 

ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 14:49 توسط مسعود

مدرك دوازده امام در منابع اهل سنت 




در روايات فراواني از منابع اهل سنت و بيشتر از آن در منابع شيعه آمده است که خلفا و جانشينان پيامبر(ص) دوازده نفرند، در برخي از آنها، اسامي دوازده نفر آمده که همان دوازده امام شيعه هستند و روايات مطلقه که فقط گفته دوازده نفر جانشين پيامبر(ص) هستند نيز جز بر مذهب شيعه دوازده امامي قابل توجيه نيست، همچنان که برخي دانشمندان منصف اهل سنت به اين مسئله اعتراف کرده  اند.

بسياري بر اين باورند که انتخاب امامان دوازده گانه با نام و نشان به امر الهي توسط پيامبراکرم(ص) اختصاص به منابع شيعه دارد و فقط در مدارک آنها اين مطلب آمده و در منابع و روايات اهل سنت به اين دو تصريح نشده است. ولي اين پندار ناصحيح است در منابع و روايات اهل سنت نيز به اين مسئله اشاره و گاه تصريح شده است که به نمونه هايي اشاره مي شود.


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 22:8 توسط مسعود