تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

๑۩۞۩๑ درانتظار ظهور*************درانتظارظهور๑۩۞۩๑ درانتظار ظهور

با توجه به شرايط خاص دوران جواني , طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفساني , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط ....


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 3 مهر1388ساعت 10:41 توسط مسعود

تبيين و تحليل «ولايت مطلقه فقيه» از منظر امام خمينى(ره) و قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، به دو شيوه ممكن است: 1. رجوع به منابع و متون اسلامى و آراى حضرت امام(ره) و ديگر فقيهان و انديشمندان اسلامى؛ 2. مراجعه به مشروح مذاكرات شوراى بازنگرى قانون اساسى براى فهم مقصود قانون‏گذاران از اين عبارت. در اين رابطه ابتدا به بازخوانى معناى اين اصطلاح از منظر حضرت امام(ره) با تكيه بر متون اسلامى مى‏پردازيم. سپس ضمن مراجعه مختصر به مذاكرات شوراى بازنگرى قانون اساسى، تلاش مى‏كنيم تا مقصود قانون‏گذاران از اين اصطلاح را بيابيم.
يك. ولايت فقيه در متون اسلامى‏ نظريه حضرت امام(ره) درباره حوزه اختيارات ولى فقيه -كه مورد قبول اكثريت فقهاى شيعه مى‏باشد اين است كه فقيه همه اختيارات لازم حكومتى امام معصوم(ع) را دارد و هر نوع ولايتى كه در حوزه رهبرى جامعه براى امام ثابت شده، براى فقيه نيز ثابت است؛ به جز آنچه كه به دليل خاص از مختصات امام معصوم(ع) شمرده شده است (از قبيل پاره‏اى از اختياراتى كه پيامبر(ص) در حوزه مسائل خصوصى افراد داشته‏اند). از اختيارات حكومتى ياد شده، به «ولايت مطلقه» تعبير مى‏شود كه به اختصار به توضيح آن مى‏پردازيم: كلمه «مطلق» يا «مطلقه» در لغت به معناى آزادى، رهايى و ارسال در برابر «مشروط» (Conditional) و يا در برابر «نسبى» (Relative) است. كاربرد اين واژه در علوم اعتبارى از نظر دايره «وسعت اطلاق» بسيار متفاوت است. به عبارت ديگر هر كجا كه اين واژه به كار مى‏رود، بايد به دقت در نظر داشت كه مراد از آن اطلاق در برابر كدامين قيد است؛ مثلاً «مطلقه»(Absolutist) در نظام‏هاى سياسى غالباً به رژيم‏هاى فاقد قانون اساسى يا نامقيد به قانون، گفته مى‏شود؛ ولى در نظام «ولايت فقيه» معانى ديگرى دارد: 1. يكى از معانى «ولايت مطلقه فقيه» اين است كه حوزه اختيارات فقيه محدود و مقيد به عرصه خاصى مانند امر قضاوت و امور حسبه نيست؛ بلكه شامل همه امور اجتماعى مى‏شود و در واقع رهبرى سياسى و اجتماعى را در بر مى‏گيرد. در اين معنا «ولايت مطلقه» همان معنايى را دارد كه امروزه از «ولايت فقيه» فهميده مى‏شود و افزوده شدن كلمه «مطلقه» چيزى بر آن نمى‏افزايد؛ بلكه صرفاً نقش توضيحى و تأكيدى دارد. 2. معناى ديگر، آن است كه اگر «مصالح اهم اجتماعى» مسلمانان، با يكى از احكام اوليه شرعى -كه از نظر اهميت در رتبه پايين‏ترى قرار دارد در تزاحم قرار گيرد، ولى فقيه -كه موظف به حفظ مصالح عالى جامعه اسلامى است با جهت حفظ مصالح اهمّ آن، مى‏تواند؛ بلكه بايد به طور موقّت آن حكم شرعى اولى را تعطيل كند و مصالح اهم جامعه را بر آن مقدم بدارد. به عنوان مثال در فقه اسلامى، تخريب مسجد حرام است؛ اكنون اگر به تخريب مسجدى جهت خيابان‏كشى حاجت افتاد، چه بايد كرد؟ ديدگاه مخالف ولايت مطلقه بر آن است كه صرف مصلحت اهمّ اجتماعى، مجوّز تخريب مسجد و امثال آن نيست و تا زمانى كه كار به ضرورت نرسد، نمى‏توان به آن دست زد؛ ليكن براساس نظريه «ولايت مطلقه» لازم نيست حكومت اسلامى آن قدر صبر كند كه براى جامعه، مشكلات زيادى فراهم شود و كارد به استخوان برسد تا آن گاه از سر ناچارى و براى خروج از بن‏بست و انفجار اجتماعى، مسجد را تخريب كند. در غير اين صورت هميشه از قافله تمدن عقب خواهيم ماند و در مشكلات دست و پا خواهيم زد و شارع مقدس به چنين چيزى راضى نيست. براساس اين معنا روشن مى‏شود كه: ولايت مطلقه فقيه از قواعد رافع تزاحم است؛ يعنى، مطلق بودن ولايت، گره‏گشا در تزاحم احكام اوليه و مصالح اهمّ اجتماعى موقت است. از طرفى ولايت مطلقه خود مقيد به قيودى است؛ نه اينكه از هر حيث مطلق باشد. قيودى كه در اعمال ولايت مطلقه وجود دارد، عبارت است از: مصلحتِ اهم بودن و اجتماعى بودن. به عبارت ديگر ولى فقيه نمى‏تواند: 1. دل‏خواهانه و بدون رعايت مصالح جامعه اقدامى كند. 2. مصلحت مورد نظر در اينجا مصالح امت است؛ نه مصلحت شخص ولى‏فقيه. 3. تنها مصالحى را مى‏تواند بر احكام نخستين مقدم بدارد كه از نظر اهميت داراى رتبه بالاترى بوده و شارع مقدس راضى به ترك آنها نباشد.
دو. ولايت فقيه در قانون اساسى‏ نگاهى به مشروح مذاكرات شوراى بازنگرى قانون اساسى، اين نكته را آشكار مى‏سازد كه منظور از «ولايت مطلقه فقيه» در قانون اساسى، درست همان معنايى است كه حضرت امام(ره) و فقهاى شيعه، با استناد به منابع و متون اسلامى و ادله عقلى و نقلى بيان كرده‏اند؛ نه به معناى «مطلقه» در اصطلاح علوم سياسى. در اينجا به عنوان نمونه به گفته‏هاى تعدادى از اعضاى شوراى بازنگرى قانون اساسى اكتفا مى‏شود. 1. آيت‏الله خامنه‏اى: «من به ياد همه دوستانى كه در جريان‏هاى اجرايى كشور بودند، مى‏آورم كه آن چيزى كه گره‏هاى كور اين نظام را گشوده همين «ولايت مطلقه امر» بوده و نه چيز ديگر... اگر مسأله ولايت مطلقه امر -كه مبنا و قاعده اين نظام است ذره‏اى خدشه‏دار شود؛ ما باز گره كور خواهيم داشت... آنجايى كه اين سيستم با ضرورت‏ها برخورد مى‏كند و كارآيى ندارد، آن وقت ولايت مطلقه از بالا سر وارد مى‏شود گره را باز مى‏كند».(مشروح مذاكرات شوراى بازنگرى قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، ج 3، ص 1637 و 1368.) 2. آيت‏الله مشكينى: «ما معتقديم كه بلا اشكال، فقيه ولايت مطلقه دارد. ما مى‏گوييم در قانون‏تان يك عبارتى را بياوريد كه بر اين معنا اشاره بشود...».(همان، ص 1634 و 1635.) 3. يكى ديگر از خبرگان: «... دايره ولايت فقيه عين همان محدوده اختياراتى است كه پيامبر(ص) و ائمه معصومين داشتند...».(همان، ص 1310.) بدين ترتيب قانون‏گذار، دقيقاً با عنايت به همان معناى ولايت مطلقه فقيه -كه برگرفته از متون اسلامى است به قصد تفهيم اختيارات وسيع‏تر مقام رهبرى نسبت به موارد مذكور در اصل 110 اقدام به ذكر اين عبارت (ولايت مطلقه‏فقيه) در اصل 57 نموده است. آيت‏الله مشكينى در يكى از جلسات شوراى بازنگرى قانون اساسى اعلام كرد: «پيشنهاد مى‏كنم يك چيز ديگرى در اينجا (اصل 110) بايد اضافه بشود و آن اين است كه همه وظايف فقيه واجد شرايط را اينجا شما استقصا نكرده‏ايد...».(همان، ج 2، ص 689 و 690.) در نتيجه «ولى فقيه» به عنوان عالى‏ترين مقام حكومتى، ضمن آنكه در برابر قانون با آحاد ملت يكسان است و داراى هيچ گونه امتياز شخصى و برترى ذاتى نيست؛ در عين حال داراى اختيارات فرا دستورى است. احكام فرادستورى، قواعد و مقرراتى است كه حاكم بر ساير اصول قانون اساسى و قوانين و مقررات ديگر است؛ مثل برترى احكام شريعت مقدس اسلام بر ساير قوانين و مقررات. همچنين ولى فقيه در مسائلى كه حل آنها از طرق قانون مصوب ممكن نباشد و راه‏حلى در قانون براى آن پيش‏بينى نشده باشد، با استفاده از «ولايت مطلقه خود» به حل آنها مى‏پردازد.(براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: الف. قاضى زاده، كاظم، انديشه‏هاى فقهى سياسى امام خمينى(ره)، ص 190. ب. ابراهيم زاده‏آملى، نبى‏الله، حاكميت دينى، ص 153. پ. كعبى، عباس، تبيين مفهوم ولايت مطلقه فقيه. ت. امام خمينى و حكومت اسلامى (مجموعه آثار)، ج 5؛ محمد جواد ارسطا، حدود اختيارات ولى فقيه، ص 55. ث. هاشمى، سيدمحمد، حقوق اساسى جمهورى اسلامى ايران، ج 2، ص 56. ج. مرندى، مرتضى، حقوق اساسى جمهورى اسلامى ايران، چاپ



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 10:39 توسط مسعود

عوارض استشها در زنان و استمناء در مردان چيست؟و چه عاملي باعث تشديد آن و چه عاملي باعث ترك آن مي شود؟

در مورد عمل خودارضايي يا استمنا و استشها بايد توجه داشت كه اين عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ است و تنها راه ارضاي مشروع غريزه جنسي براى فرد فقط از طريق ازدواج و نزديكى با همسر شرعي خود مي باشد.
      انسان يک سلسله نيازهايي دارد که بايد در شرايط زماني مناسب به نحو صحيح ارضا شود يکي از اين نيازها که آغاز ارضاء آن در ايام جواني است اما بيداري که در ايام نوجواني رخ مي دهد نياز جنسي است. اين نياز در ايام نوجواني و بلوغ بر اثر ترشح هورمون هاي جنسي و تغييرات فيزيولوژيکي و رواني که در فرد به وجود مي آيد، بيدار مي شود ولي به دليل فراهم نبودن ساير شرايط ازدواج مانند بلوغ فکري، اجتماعي و اقتصادي در بيشتر افراد با کمي تأخير ارضاء مي شود و بهترين دوران ارضاء اين نياز آغاز جواني است يعني وقتي ساير شرايط ازدواج نيز به طور نسبي فراهم شد اما به دلايلي ممکن است بعضي از جوانان درارضاء اين نياز دچار انحراف جنسي شوند و از طريق نامشروع بخواهند اين نياز طبيعي را ارضاء کند يکي از اين راه هاي انحرافي که عوارض رواني - جسماني بسيار نامطلوبي نيز به دنبال دارد مبتلا شدن به خودارضايي در پسران و استشها در دختران است. عواملي مانند دست ورزي با آلت تناسلي، پوشيدن لباس هاي تنگ، نگاه کردن به مناظر شهوت آلود مانند نگاه کردن به فيلم هاي مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهايي، وارونه خوابيدن، گوش دادن به موسيقي هاي شوت برانگيز، خوردن بعضي از غذاهاي شهوت زا و... مي تواند باعث بروز اين بيماري خانمانسوز شود.
      الف ) عواقب خودارضايى:
       در اينجا توجه شما را به عواقب خودارضايى جلب مي نماييم تا با آگاهى از آنها بهتر بتوان از اين گناه اجتناب ورزيد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از آن كه معصيت است، فراتر از آن است كه بتوان آنها را برشمرد، بلكه فقط به چند مورد از آن اكتفا مى‏كنيم:
       1- پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
       2- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.
       3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى‏غيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.
       حال چنانچه فرد مبتلا به خودارضايي باشد رعايت دستورالعمل‏هاي زير در جهت درمان آن مفيد است:
      ب) توصيه‏هاى اوليه به منظور كنترل نيروى شهوت و فرار از گناه خودارضايى:
       1- سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
       2- از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
       3- از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد.
       4- از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى جنسى و تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور جدا پرهيز كنيد.
       5- از خوردن مواد غذايى كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتى‏المقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.
       6- قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد.
       7- از نوشيدن افراط‏گونه آب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).
       8- هيچ‏گاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد.
       9- از دست‏ورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دست‏ورزى نكنيد.
       10- هرگز به رو نخوابيد.
       11- به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
       12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد.
       13- هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد.
       14- هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در آنجا به سر بريد.
       15- هفته‏اى يكى دو روز روزه مستحبى بگيريد و اگر توان آن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد؛ يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد.
       16- با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمت‏آميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد.
       17- هيچ‏گاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى آموزش و...
       18- قرآن زياد بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 18:21 توسط مسعود

 

خبرگزاري فارس: ستاد امتداد مهر در واكنش به اخبار و اطلاعات منتشر شده در روزهاي گذشته در مورد لغو مناظره كانديداهاي رياست جمهوري در صدا و سيماي جمهوري اسلامي بيانيه‌اي خطاب به عزت‌الله ضرغامي صادر كرد.


 


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 23:13 توسط مسعود

 
بهترین کیست؟ من نسبت به شخص، هیچ گونه نظری ابراز نمیکنم؛ اما شاخصهائی وجود دارد. بهترین، آن کسی است که: درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگری خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگری و تجمل پرستی است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگری باشد، مردم را به سمت اشرافیگری و به سمت اسراف سوق خواهد داد. این که ما گفتیم امسال، سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف است، یعنی امسال سالی است که ملت ایران تصمیم بگیرد که با اسراف مبارزه کند. نمیگوئیم بکلی و یکباره و در طول یک سال، اسراف تمام بشود؛ نه، ما واقع بین تر از این هستیم؛ میدانیم این کار مال سالیان پی در پی است و باید کار بشود تا به این فرهنگ برسیم؛ باید این کار را شروع کنیم.
یکی از اساسی ترین کارها برای اینکه ما جلوی اسراف را بگیریم این است که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافیگری نباشند. چطور میتوانیم اگر خودمان اهل اسراف باشیم، به مردم بگوئیم اسراف نکنید؛ «أ تأمرون النّاس بالبرّ و تنسون انفسکم»؛ «یا أیّها الّذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون. کبر مقتا عند اللّه ان تقولوا ما لا تفعلون». اولین کار این است که ما مسئولین کشور را، افرادی انتخاب کنیم که مردمی باشند، ساده زیست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد کنند. این هم به نظر من شاخص مهمی است. آگاهانه بگردید؛ برسید؛ و به آنچه که رسیدید و تشخیص دادید، با قصد قربت اقدام کنید؛ با قصد قربت پای صندوق انتخابات بروید و خدای متعال اجر خواهد داد. این هم یک نکته.
نکته ی آخر در باب انتخابات این است که نامزدهای محترمی که تاکنون نام نویسی کرده اند و مشغول تبلیغات و اظهاراتی هستند - اگرچه حالا وقت قانونی هم نرسیده، اما تبلیغات میکنند؛ اشکالی ندارد - سعی کنند با انصاف عمل کنند. اثبات و نفی شان با توجه به حق و صدق باشد. چیزهائی را که انسان میشنود، باور نمیکند که از زبان نامزدها و آن کسانی که دنبال این مسئولیتها هستند، از روی صدق و صفا خارج شده باشد. گاهی انسان حرفهای عجیب و نسبتهای عجیبی میشنود. این حرفها مردم را نگران میکند؛ کسی را هم به گوینده ی این حرفها دلبسته و علاقه مند نمیکند! نامزدهای محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومی را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب کننده ی اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همه ی این آقایان اوضاع کشور را بیشتر میدانم و بهتر خبر دارم، میدانم که بسیاری از این مطالبی که بعنوان انتقاد درباره ی وضع کشور و وضع اقتصاد و اینها میگویند، خلاف واقع است؛ اشتباه میکنند. ان شاءاللّه اشتباه است. امیدواریم که خداوند متعال برای این ملت خیر و صلاح و آبادانی کامل را مقدر فرموده باشد.

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 22:5 توسط مسعود

  

حقيقت انسان به آنچه اظهار مي کند نيست، بلکه حقيقت او نهفته درآن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش, بلکه به نا گفته هايش گوش كن

 

به درستی که اینگونه است:

مثلا خودما، دردفتربسیج دانشکده افرادی بودند که همیشه حرفشان از رفاقت بادیگران بودهمچون  شهید همت،رفتاربادیگران همچون شهید همت، حفظ بیت المال،فرماندهی پایگاه و.... همچون اسطوره همه بسیجیان سرافراز شهیدوالا مقام شهید حاج ابراهیم همت بود ولی گذشت زمان همه چیز را افشا کرد،شهید همت برای آنها فقط یک اتوبان بود که روزانه هزاران نفر ازآنجا عبور می کنند تا به مقصد خود برسند.ومتاسفانه این افراد......

خداکند که ما جزاین دسته از افراد نباشیم که دم از شهدا بزنیم ونام آنها را بر زبان جاری سازیم ،فقط برای اینکه به مقصد خود برسیم  ولی مثل آنها عمل نکنیم .     

بخشی از وصیت نامه شهید حاج ابراهیم همت:

http://www.heyate-motevaselin.com/site/detail.asp?page=9&id=3                                                                                                 پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش  علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاری‌ترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود  مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .

و السلام؛            

 الهی وربی من لی غیرک   

( اللهم ارزقنی  الشهادة فی سبیل الله)

 


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 19:19 توسط مسعود

 

همه روز روزه بودن*همه شب نماز کردن*زمدینه تا به کعبه*سرو پابرهنه رفتن*دولب از برای لبیک*به وظیفه باز کردت*به مساجد ومعابد*همه اعتکاف جستن*زملاهی ومناهی*همه اجتناب کردن*شب جمعه ها نخفتن*به خدای راز گفتن*زوجود بی نیازش*طلب نیاز کردن*به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد****که بروی ناامیدی در بسته باز کردن********


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 15 فروردین1388ساعت 16:37 توسط مسعود

Rahiyane noor (101)Rahiyane noor (107)

بازماندیم از قافله راهیان /بازماندیم از سفر نور/بازماندیم از حسینیه گردان تخریب /بازماندیم از دوکوهه و شلمچه /بازماندیم ازمسجد خرمشهر / بازماندیم ازطلائیه / بازماندیم ازسفر به کوی دوست / بازماندیم از دیدار یار/بازماندیم از سپه سالار کربلا /آری بازماندیم از زیارت کربلای ایران

{مسجد جامع خرمشهر*پادگان دژ خرمشهر *اروند‌كنار*شلمچه ومنطقه عملياتي كربلاي 5*منطقه عملياتي بدر*خيبر *طلائيه*هويزه *دهلاويه}

ماماندیم با کوله باری از گناه از گناهانی که سلب توفیق می کندو روزی راقطع ومانع از استجابت دعا می شود.

 

اللهم انی استغفرک لکل ذنب استوجبت به منک رد الدعا ویحبس الرزق و یرد الدعا.

 

اللهی و ربی من لی غیرک

اللهم رزقنا شهادت فی سبیل الله


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 11:54 توسط مسعود

 عکس و تصاویر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای عکس و تصاویر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای عکس و تصاویر لحظه شهادت در جبهه

 عکس و تصاویر لحظه شهادت در جبهه

الهی وربی من لی غیرک

هرچی زمان میگزه به تاریخ حرکت کاروان راهیان نور نزدیک تر میشیم.کاروانی که همه اونهارو شهدا دعوت کرده اند نمی دونم چرا هنوز شهدا از من دعوت نکردند.حتما می خوان بعداز ۲سفربه مناطق جنگی جنوب و ۱سفر به کرمانشاه و مناطق غرب منو تو خماریش بزارندو بگن براستی که شهدا زنده اند.درسته واقعا که شهدا زنده اند.ازهمین جا از همه دوستان درخواست میکنم که دعا کنند تا همه عاشقان حقیقی شهدا توفیق زیارت خاک هایی که روزی درجای جای آن خون شهداو خاک پای شهدا بوده را بدهند.اره یادش بخیر ........

دعاکنید که منم برم و بوسه بر خاک پاک پای شهدا زنم.

اللهم رزقنا شهادت فی سبیل الله.


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 5:59 توسط مسعود

 رئيس جمهور محبوب به منظور ديدار و گفتگو با مقامات كشورهاي كنيا، كومور و جيبوتي عازم آفريقا شد كه استقبال كم نظير مردم اين كشورها مشت محكمي بر دهان ياوه گوياني بود كه نه تنها هميشه به تخريب دستاورد هاي دولت مشغولند بلكه با توهين هاي مكرر خود به مردم، استقبال آنها  از رييس جمهور را به خاطر شام و نهار رايگان توصيف كرده بودند.

حال سوال بنده  اين است كه آيا در آفريقا هم مردم را به زور به استقبال رييس جمهور كشورمان آورده بودند؟ 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 11:36 توسط مسعود

 

                                  صیغه یا ازدواج منقطع!!

 

حلال دانستن ازدواج موقت هرگز به معنای توصیه  آن برای همگان نیست

اینک ضمن تأکید بر این نکته که بررسی جایگاه این نهاد و جایز و حلال دانستن آن هرگز به معنای توصیه اقدام آن برای همگان نیست (همچون حلال دانستن یک نوع خاص از غذا مثلا  یک  نوع ماهی خاص، که هرگز به معنای توصیه ی آن به همه نیست و هرکس باید با توجه به شرایط زمانی، مکانی، جسمی، روحی خود و اطرافیان خویش برای استفاده از آن تصمیم بگیرد)

اهمیت این مقایسه (حقوق ایران با فقه شیعه) قطعاً  وقتی بیشتر روشن می گردد که به اصل 12 قانون اساسی«مذهب رسمی ایران شیعه جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است...»  توجه شود.

براین پایه سید مرتضی فقیه بزرگ ارجمند شیعه  در بیان احکام بی نظیر شیعه می گوید:

«ازجمله چیزهایی که بواسطه آن علیه مذهب امامیه طعنه زدند و ادعا نمودند که تنها این فرقه قایل به آن بوده (و آن را بدون دلیل تشریع و اجازه کرده)، حلال دانستن نکاح و متعه که همان ازدواج موقت است می باشد؛ در حالیکه این چنین نیست زیرا عده ی مشهوری پیش از مذهب امامیه در این رابطه همین نظر (حلال بودن ازدواج موقت) را داده اند؛ از جمله آنها حضرت امیرالمؤمنین(ع)، عبدالله بن عباس رحمة الله علیه، عبدالله بن مسعود و مجاهد و عطا می باشند و آنها این آیه قرآن را تلاوت می نمودند «فما استمعتم به منهن الی اجل مسمی فاتوهن اجورهن».

قانون مدنی در حقوق موضوعه ایران نیز نه تنها این حکم مذهب شیعه را پذیرفته است بلکه اساساً یک فصل جداگانه را به نکاح منقطع اختصاص داده است!1

 


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 16:35 توسط مسعود

 
هتاكي هاي بي شرمانه سخنران جلسات اصلاح طلبان به ساحت پيامبر اعظم (ص)

خبرگزاري فارس: مجتهد شبستري با جسارت به ساحت پيامبر اعظم (ص) ،قرآن كريم واسلام، عصمت پيامبر (ص)را به تمسخر گرفت.


به گزارش خبرگزاري فارس از اصفهان ، محمد مجتهد شبستري در سخناني در دانشگاه صنعتي اصفهان در تناقضي آشكار با آيات صريح قرآن درتشكيك عصمت رسول خدا(ص) ، مدعي راه يافتن اوهام و ترديد وحتي ارتكاب گناه و عصيان از سوي ايشان شد وگفت:پيامبر وظيفه شان فقط دعوت مردم به سمت خدا بوده و در همين وظيفه خود عصمت داشته‌اند و هيچگاه از اين وظيفه غافل نشده‌اند . اما از نظر انجام گناهان نمي توان عصمت برايشان در نظر گرفت.
اين مدعي روشنفكري در ادامه سخنان خود كه با واكنش برخي از دانشجويان نيز همراه بود پا را از اين نيز فراتر نهاده، مدعي وجود نقص در قرآن، اسلام وپيامبر(ص) شده و ادعيه امامان (ع)در عرض نياز به درگاه الهي كه به اعتقاد عرفا آموزش شيوه دعا و مناجات به بندگان مي باشد،را مويد سخنان خود قرار داد و گفت:اين نشان مي دهد در خلوات خود دچار گناهان بسياري شده اند.
سخنران جلسات اصلاح طلبان در ادامه سلسله جسارت هاي خود به ساحت رسول خدا وامامان معصوم (ع) با ايراد اتهام دروغ پردازي به ايشان در استغاثه به درگاه الهي اظهار داشت: حالت ديگري را مي توان فرض كرد كه اين عبادات، دروغين و براي متمايل كردن افكار عمومي به خود بوده است. يا از خدا مي خواهند كه "خدايا مرا بهتر از آنچه مردم تصور مي كنند قرار ده " يعني اينكه بعضي كه آنها را نور مي دانند تصوري مبالغه آميز است.
اين روشنفكر مدعي اصلاحات،همچنين بدون اشاره به موج روز افزون رجوع بشريت به دين،ادعاي خود ساخته كاهش انتظار بشر از دين را موجب تحول در دين دانست.
تئوري پرداز مدعي اصلاح طلبي ضمن ارايه تعريفي كاملا اومانيستي ،با حذف عنصر الهي بودن دين تاكيد كرد: دين كه مي گويند از نزد خدا آمده چيزي نيست به جز شيوه سلوك انسان ها در راه معنويت و از خود انسان شروع مي شود و نقش خدا در دين فقط در حد ارشاد براي بهتر سير كردن اين مسير است.
شبستري همچنين با نفي علم پيامبر وامامان (ع) با انكار احاديث متقن در اثبات اين حقايق،خاطر نشان كرد:ما فقط مي گوييم اگر ايشان علم به شيمي و فيزيك داشته پس چرا اثر و كتابي در اين راستا از خود به جا نگذاشته است؟
اين مدعي روشنفكري با ناديده انگاشتن تمامي علوم منبعث از تعاليم قرآني و وحياني گفت:من كه تا به حال برداشت علمي از قرآن نديده ام، اگر شما ديده ايد به ما هم نشان دهيد.
وي در ادامه با تمسخر اعتقادات ديني دانشجويان معترض نيز تاكيد كرد:به اين خانم و حاضراني كه هم فكر ايشان هستند توصيه مي كنم دست از تقليد كوركورانه از صحبت ها و اعتقادات ديگران بردارند.
گفتني است چندي پيش نيز آغاجري عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با تكرار ادعاهاي واهي سال هاي گذشته خويش ،اسلام را مويد برده داري دانسته بود.
وي كه در سال 81تقليد را به عمل ميمون تشبيه كرده وبه ساحت ائمه اطهار(ع) نيز جسارت هايي روا داشته بود در سخنان تازه خود در منزل عبد الله نوري به امام راحل(ره) نظام اسلامي و ولايت فقيه هتاكي كرده بود.
سعيد ليلاز عضو حزب كارگزاران نيز در سخناني ديگر در منزل نوري با دفاع از سخنان آغاجري پيش بيني كرده بود كه در آستانه انتخابات سخنان خوشمزه اصلاح طلبان آغاز خواهد شد.


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 9:46 توسط مسعود

 
اتل متل يه جانباز...
 
جانبازی که برای امرار معاش خود و خانواده­اش ساعت­ها در کنار خیابان­های شهر مشغول واکس زدن کفش­های مردم است و یا جانبازی که با همسر و دو فرزند خردسالش در کنار خیابان ظفر در گوشه­ای از پیاده رو در چادری مسافرتی زندگی می­كردند از همسايگان ما در همين تهران به اصطلاح شهر اخلاق هستند.
همه‌مان ميدانيم و بارها و بارها گفته‌ايم و شنيده‌ايم كه جانبازان ولي نعمتان ما هستند اما تا سخن از گرفتاري‌ها و مشكلات اين عزيزترين قشر جامعه مي‌شود بسياري‌مان به يكباره شايد سري كج كنيم و در دل بگوييم مگر براي ماديات جنگيدند! براي پاسخ به اين بي انصافي درونمان لازم نيست راه دوري برويم.فقط كافي است اندكي چشمانمان را بازتر كنيم و اطرافمان را بهتر بنگريم.آنوقت مي‌بينيم همين ولي نعمتان ما در پيچ و خم زندگي چگونه با مشكلات دست و پنجه نرم مي‌كنند و خيلي هايشان هم دم بر نمي‌آورند.
 جانبازی که برای امرار معاش خود و خانواده­اش ساعت­ها در کنار خیابان­های شهر مشغول واکس زدن کفش­های مردم است و یا جانبازی که با همسر و دو فرزند خردسالش در کنار خیابان ظفر در گوشه­ای از پیاده رو در چادری مسافرتی زندگی می­كردند از همسايگان ما در همين تهران به اصطلاح شهر اخلاق هستند. 
 

احمد، یکی دیگر از یادگاران دوران جنگ است که به خاطر ترکشی که در جمجمه­اش از زمان جنگ به یادگار مانده باید هر 6 ساعت قرصی را مصرف کند که در ناصرخسرو قیمت آن 5/1 میلیون تومان است همچنین او برای التیام در تاول­های روی پایش نیاز به دارویی دارد که تنها 50 درصد مبلغ آن پرداخت می­شود و مابقی می­ماند برای او و زنی که بدون پا گذاشتن بر روی غرور همسرش مخفیانه برای گذران زندگی در خانه­ها کار می­کند.
 طبق آماری که روابط عمومی بنیاد شهید و امور ایثارگران اعلام کرده است 398 هزار و 578 جانباز در بنیاد شهید پرونده دارند که از این تعداد 219 هزار و 536 نفر جانباز زیر 25 درصد و 151 هزار و 816 نفر بین 49-25 درصد هستند. 19 هزار و 745 نفر نیز بین 70-50 درصد هستند و در آخر 400 نفر بالای 70 درصد هستند. سوال اینجاست که آیا با این ارقام بالا که نشان می­دهد که جمعیت کثیری جانباز وجود دارد اما آيا فضای شهر برای استفاده­ی این عزیزان مناست است؟
 یکی از مشکلات جانبازان بحث داروی آنان است. علی­رغم گفته­ی مسئولان بنیاد شهید و امور ایثارگران که عنوان می­کنند مشکلات درمانی و دارویی و تجهیزات پزشکی جانبازان حل شده است اما جانبازان عنوان می­دارند هنوز دراین زمینه نیز معضلات و مشکلات بسیاری وجود دارد مانند تولید داروهای خارجی در ایران با کیفیت بسیار پایین که نه تنها دردی را درمان نمی­کند بلکه مصرف آنها نیز باعث مشکلاتی می­شود.
 گران بودن داروهای خارجی وعدم توان پرداخت هزینه­ی آن توسط جانبازان مشکل دیگری است که جانبازان با آن دست و پنجه نرم می­کنند حال به این مشکلات، مشکل مسکن و اجاره خانه و شغل و ... را نیز اگر اضافه کنیم می­بینیم کمتر کسی وجود دارد که بتواند تمام این ها را تحمل کند.
 

این در حالی است که چندی پیش یا بهتر بگوییم سال 85 خبرهایی مبنی بر تجهیز بیمارستان­های ویژه­ی جانبازان و معافیت جانبازان از پرداخت هزنیه دارو و پرداخت هزینه داروهای خارجی توسط بنیاد شهید شنیده شده بود این خبرها تا جایی پیش رفت که آقای مجتبی رحماندوست نیز در دو بازدیدی که از بیمارستان ساسان و جانبازان داشت چند پیشنهاد را در امور جانبازان به رئیس جمهور محترم ارائه داد که با موافقت وي همراه بود. بعضی از این پیشنهادها به شرح زیر است:
1-عدم کاهش درصد جانبازی
2-برگشت درصدهای کاهش یافته در دولت نهم به وضعیت قبل
3-تجهیز بیمارستان ساسان و مراکز درمانی جانبازان
4-معافیت پرداخت هزینه­ی دارو برای جانبازان با هر درصدی
5-تأمین هزینه­ی داروهای خارجی توسط بنیاد با دستور پزشک
به تمام اينها هم اضافه كنيد مشكلات خانواده جانبازان را كه با گذشت سكوت مي‌كنند و گاهي در مقابل بي توجهي‌ها همه چيز را به فرداي قيامت حواله مي‌دهند.يادمان باشد اگر امروز به فكر اين نمادهاي گذشت نباشيم نمي‌توانيم اميدي هم به تربيت نسلي فداكار داشته باشيم كه همه اعمال و رفتار ما  زير ذره‌بين نگاه آنان قرار دارد.پس حداقل براي فرداي خودمان هم كه شده غفلت نكنيم.

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387ساعت 11:27 توسط مسعود

 

 

 

خلوص نيت محصول معرفت است با شناخت اصولى و عميق از هستى و خداوند آدمى به اين نتيجه خواهيد رسيد كه همه چيز از او است و به او باز مى‏گردد: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ آن گاه دل را متوجه او خواهد ساخت و با هيچ چيز و هيچ كس به جاى او حساب باز نخواهد كرد. براى اين منظور بايستى با دو بال معرفت و عمل به پيش رفت تا دل آيينه حق گردد و جز در او تجلى نيابد. تدبر در آيات قرآن به ويژه آيات توحيدى آن و نيز مطالعه سرگذشت اولياى الهى در اين زمينه كارساز است. براى كسب اخلاص راه‏هاى زير سودمند است:
      1- استعانت و طلب اخلاص از حق‏تعالى و توسل به ائمه طاهرين(ع) در اين رابطه.
      2- حتى‏الامكان عبادات را پنهانى و دور از ديد ديگران انجام دادن. البته اين نبايد مانع حضور در جامعه و جماعات در موارد رجحان بشود.
      3- توجه داشتن به اينكه ريا و خودنمايى باعث سوزاندن و هبط عمل است. انسان همواره بايد به خود اين هشدار را بدهد و مواظبت كند كه مبادا به خاطر خوش آمدن ديگران حسنات خود را - كه با زحمت و تلاش بسيار براى آخرت اندوخته - يكجا بسوزاند و نابودسازد و به جاى كسب محبوبيت نزد خلق خدا مبغوض وى گردد.
      4- بى‏ارزشى و پوچى خوش‏آمد ديگران را در برابر رضاى حق‏تعالى همواره به خود تفهيم و تلقين كند. با خود بگويد: فرضا همه اعمال مرا ببينند و تحسين كنند عاقبت چه؟ اين تعريفات نهايتا چه سودى دارد و در برابر خسرانى كه به بار مى‏آورد چه ارزشى خواهد داشت؟
      5- توجه به اينكه دل‏ها و قلوب همه در اختيار رب‏الارباب است. اوست كه اگر بخواهد و صلاح بداند دل‏ها را به كسى متوجه مى‏سازد و اگر بخواهد روى گردان مى‏سازد. بنابراين تلاش در جهت كسب قلوب بيراهه‏اى پوچ انتها است.
       6- كتاب‏هاى اخلاقى به ويژه كتاب شريف «چهل حديث» حضرت امام خمينى را مطالعه فرماييد. مطالعه كتاب‏هاى زير نيز به شما توصيه مى‏شود:
      1- ترجمه المراقبات(اعمال السنه)،ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى
       2- نامه‏ها و برنامه‏ها،علامه حسن زاده آملى
      3- در آسمان معرفت،علامه حسن زاده آملى
       4- تازيانه سلوك،علامه حسن زاده آملى
       5- حكمت عبادات،آيت‏اللَّه‏جوادى آملى
       6- آيت بصيرت،احمد لقمانى
       براى جلب رضايت پروردگار به چند نكته توجه نماييد: الف) در هر كار ابتدا با خود بينديشد عملى كه مى خواهد انجام بدهد محبوب خداوند است يا نه؟ اگر آن را مطلوب خداوند يافت انجام دهد هر چند بر خلاف خواسته نفس خود باشد و اگر آن را مغضوب پروردگار يافت ترك نمايد هر چند مطابق ميل او باشد.
       ب ) پس از آنكه عمل صحيح و مرضى خداوند را برگزيد همواره بكوشد آن را كاملا خالص و صرفا براى رضاى او بجا آورد و ريا و خودنمايى كه عمل را به آتش مى كشد در آن راه ندهد.
       ج ) پس از انجام عمل صالح همواره مواظبت كند كه عجب و خودپسندى يا تكبر و خود بزرگ بينى در او راه نيابد و اين مراقبت را تا آخر عمر تداوم بخشد. زيرا هر اندازه شخص خود را بزرگ بيند نزد خداوند خوارتر است و هر اندازه خود را ذليل و خاضع‏تر بيند نزد او عزيزتر و گرامى‏تر است.

«ملتمس دعای خیرشما»

اللهم ارزقنی شهادت فی سبیل الله


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 6:24 توسط مسعود

 

 

  
 

هنگامي كه نظام پهلوي در سايه استبداد و خفقان، به اوج مستي خود رسيده بود، جامعه ايراني واكنش‌هايي خاص در اين دوران به‌نمايش گذاشت که اين واكنش‌ها از چشم درباريان مخفي نماند.

بروز نارضايتي، شكل‌گيري انقلاب اسلامي و شكست سلسله پهلوي، حلقه نهايي اوضاع سياسي جاري در زمان حكومت پهلوي بود. نشانه‌هاي انحطاط از اواسط دهه 50 شمسي به چشم مي‌خورد و حتي نزديكان به دربار آن را احساس مي‌كردند. مينو صميمي از جمله اين درباريان بود:

«تقريباً هر روز به قضايايي برمي‌خوردم كه از گسستگي بيش از پيش پيوند مردم و رژيم حاكم حكايت داشت. روند امور به جايي رسيده بود كه بعضي افراد، بي‌باكانه، در حضور ديگران از رژيم بد مي‌گفتند و به انتقاد از فساد مالي و رفتار غيراخلاقي خانواده شاه مي‌پرداختند.»

و ادامه توصيف آن روزها به  قلم:

 


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 0:48 توسط مسعود

View Full Size Image

آنها که می گویند برای شما می میریم دروغ می گویند

ما راست می گویم که به عشق هم زنده اییم

مابرای وصل کردن آمدیم نه برای فصل کردن.

«ما آمده ایم کاری کنیم که بماند‌ نیامده ایم کاری کنیم که بمانیم.»

شهید زین الدین

حدود 2هفته است که دلم خیلی نافورم یاد مناطق جنگی کرده خداوند کمک کند و شهدا هم دعوت نامه خودشون رو که برای همه اونهایی که به این مناطق می رند می فرستند به منم بدند. واز همه اونهایی که توفیق پیدا میکنندو به بازدید این مناطق میرند التماس دعا دارم.

اللهم رزقنی شهادت فی سبیل

الهی آمین


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت 18:7 توسط مسعود

 

خاصیت نگاه تو ماراخراب کرد

این آفتاب،غوره مارا شراب کرد

آدم،که گریه راپدرانه به ارث داد

یادش بخیرباد،که کارثواب کرد

اندازه حساب شده باده می خورد

هرکس که رفت وآمدخودراحساب کرد

ترسیدم این که یارجوابم کندولی

دیدم کریم بودومرامستجاب کرد

روی سپید اوست چراغ هدایت

این چشم بازی خود درشباب کرد

دیگردلی نمانده که دلبربخوانمش

هجران روی تودل مارا مذاب کرد

ترسم که بیایی ومن آن روزنباشم

ای کاش که من خاک سرراه تویاشم

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 15:26 توسط مسعود

 

بلى، در اينجا تنها به ذكر نمونه‏هاى اندكى از آنچه كه در تاريخ نقل شده، بسنده مى‏كنيم:
      
      
1. عزادارى بنى‏هاشم در ماتم سيدالشهدا؛
      از امام صادق(ع) روايت شده است: «پس از حادثه عاشورا هيچ بانويى از بانوان بنى‏هاشم، سرمه نكشيد و خضاب ننمود و از خانه هيچ يك از بنى‏هاشم دودى كه نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آنكه ابن زياد به هلاكت رسيد. ما پس از فاجعه خونين عاشورا پيوسته اشك بر چشم داشته‏ايم»نگا: امام حسن و امام حسين(ع)، ص 145..
      
      
2. عزادارى امام سجاد(ع)؛
      حزن امام سجاد(ع) بر آن حضرت به صورتى بود كه دوران زندگى او، همراه با اشك بود. عمده اشك آن حضرت بر مصايب سيدالشهداء(ع) بود و آنچه بر عموها، برادران، عموزاده‏ها، عمه‏ها و خواهرانش گذشته بود تا آنجا كه وقتى آب مى‏آوردند تا حضرت ميل كند، اشك مبارك‏شان جارى مى‏شد و مى‏فرمود: چگونه بياشامم در حالى كه پسر پيامبر را تشنه كشتند؟!بحارالانوار، ج 44، ص 145. و مى‏فرمودند: «هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا(س) را به ياد مى‏آورم گريه‏ام مى‏گيرد».خصال، ج 1، ص 131.
       امام صادق(ع) به زراره فرمود: «جدم على بن الحسين(ع) هرگاه حسين بن على(ع) را به ياد مى‏آورد، آن قدر اشك مى‏ريخت كه محاسن شريفش پر از اشك مى‏شد و بر گريه او حاضران گريه مى‏كردند».بحارالانوار، ج 45، ص 207.
      
      
3. عزادارى امام محمد باقر(ع)؛
      امام باقر(ع) در روز عاشورا براى امام حسين(ع) مجلس عزا برپا مى‏كرد و بر مصايب آن حضرت گريه مى‏كردند. در يكى از مجالس عزا، با حضور امام باقر(ع) كميت شعر مى‏خواند، وقتى به اينجا رسيد كه: «قتيل بالطف ...»، امام باقر(ع) گريه زياد كرده، فرمودند: «اى كميت! اگر سرمايه‏اى داشتيم در پاداش اين شعرت به تو مى‏بخشيديم؛ اما پاداش تو همان دعايى است كه رسول خدا(ص) درباره حسان بن ثابت فرمودند كه همواره به جهت دفاع از ما اهل‏بيت(ع)، مورد تأييد روح‏القدس خواهى بود».مصباح المتهجد، ص 713.
      
      
4. عزادارى امام صادق(ع)؛
      امام موسى كاظم(ع) مى‏فرمايد: «چون ماه محرم فرا مى‏رسيد، ديگر پدرم خندان نبود؛ بلكه اندوه از چهره‏اش نمايان مى‏شد و اشك بر گونه‏اش جارى بود، تا آنكه روز دهم محرم فرا مى‏رسيد. در اين روز مصيبت و اندوه امام به نهايت مى‏رسيد. پيوسته مى‏گريست و مى‏فرمود: امروز، روزى است كه جدم حسين بن على(ع) به شهادت رسيد».امام حسن و امام حسين(ع)، ص 143.
      
      
5. عزادارى امام موسى كاظم(ع)؛
      از امام رضا(ع) نقل شده است كه فرمود: «چون ماه محرم فرا مى‏رسيد، كسى پدرم را خندان نمى‏ديد و اين وضع ادامه داشت تا روز عاشورا: در اين روز پدرم را اندوه و حزن و مصيبت فرا مى‏گرفت و مى‏گريست و مى‏گفت: در چنين روزى حسين را كه درود خدا بر او باد، كشتند».حسين، نفس مطمئنة، ص 56.
      
      
6. عزادارى امام رضا(ع)؛
      گريه امام رضا(ع) در حدى بود كه فرمودند: «همانا روز مصيبت امام حسين(ع)، پلك چشمان ما را مجروح نموده و اشك ما را جارى ساخته است».بحارالانوار، ج 44، ص 284.
       دعبل خدمت حضرت رضا(ع) آمد. آن حضرت درباره شعر و گريه بر سيدالشهدا(ع) كلماتى چند فرمودند؛ از جمله اينكه: «اى دعبل! كسى كه بر مصايب جدم حسين(ع) گريه كند، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد. آنگاه حضرت بين حاضران و خانواده خود پرده‏اى زدند تا بر مصايب امام حسين(ع) اشك بريزند».
       سپس به دعبل فرمودند: «براى امام حسين(ع) مرثيه بخوان، كه تا زنده‏اى تو ناصر و مادح ما هستى، تا قدرت‏دارى از نصرت ما كوتاهى مكن». دعبل در حالتى كه اشك از چشمانش مى‏ريخت، قرائت كرد:
       أفاطم لوخلت الحسين مجد لا

و قد مات عطشاناً بشط فرات‏


    صداى گريه امام رضا(ع) و اهل بيت آن حضرت بلند شد.همان، ج 45، ص 257.
      
      
7. عزادارى امام زمان(عج)؛
      بنابر روايات، امام زمان(عج) در زمان غيبت و ظهور بر شهادت جدّشان گريه مى‏كنند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سيدالشهدا(ع) مى‏فرمايند:
       «فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور، و لم اكن لمن حاربك محاربا و لمن نصب لك العداوة مناصبا فلاندبنّك صباحا و مساء و لابكين لك بدل الدموع دما، حسرة عليك و تأسفاً على ما دهاك»؛ بحارالانوار، ج 101، ص 320.
      «اگر روزگار مرا به تأخير انداخت و دور ماندم از يارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ كنم و با بدخواهان تو پيكار نمايم؛ هم اكنون هر صبح و شام بر شما اشك مى‏ريزم و به جاى اشك در مصيبت شما خون از ديده مى‏بارم و آه حسرت از دل پر درد بر اين ماجرا مى‏كشم».
    در سوگ تو با سوز درون مى‏گريم‏

از نيل و فرات و شط، فزون مى‏گريم‏


   گر چشمه چشم من، بخشكد تا حشر

از ديده به جاى اشك، خون مى‏گريم‏


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت 10:39 توسط مسعود

پیام به مناسبت فاجعه غزه

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
جنایت هولناك رژیم صهیونیستی در غزه و قتل‌عام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار دیگر چهره‌ی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پرده‌ی تزویرِ سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این كافر حربی را در قلب سرزمینهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحه‌كاران گوشزد كرد. مصیبت این حادثه‌ی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه‌ی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سكوت تشویق‌آمیز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر كه دولتهای مسلمان كه باید در برابر رژیم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میكردند، رفتاری پیشه كنند كه مقامات جنایتكار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی كنند؟
سران این كشورها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود كه یقیناً عزادار این فاجعه‌اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر كشورهای اسلامی از این كشتار، پس از آن محاصره‌ی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتكار بوش در واپسین روزهای حكمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریكا را بیش از پیش روسیاه كرد و پرونده‌ی جرائم خود را به عنوان جنایتكار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بی‌تفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعه‌ی بزرگ،‌ یكبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبهه‌ی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است كه آیا هنگام آن نرسیده است كه برای اسلام و مسلمین احساس خطر كنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنید؟
آیا عرصه‌ی دیگری عریان‌تر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی كُفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكلیف كنید؟
سئوال من از رسانه‌ها و روشنفكران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئولیت رسانه‌ئی و روشنفكری خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممكن است رسوا شوند؟
همه‌ی مجاهدان فلسطین و همه‌ی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر كس در این دفاع‌ مشروع و مقدس كشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ محشور شود.
سازمان كنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفه‌ی تاریخی خود عمل كند و جبهه‌ی یكپارچه‌ئی به دور از ملاحظه‌كاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشكیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیله‌ی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.
ملّتهای مسلمان میتوانند با عزّم راسخ خود این مطالبات را تحقّق بخشند و وظیفه‌ی سیاستمداران و علما و روشنفكران در این بُرهه بسی سنگین‌تر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعه‌ی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام میكنم و مسئولان كشور را به ادای وظائف خود در این حادثه‌ی غم‌انگیز فرا میخوانم.
وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.


سيّدعلي‌ خامنه‌اي
8/دی/1387
29/ذی‌الحجة‌الحرام/1429


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 21:20 توسط مسعود

 

 

کجایند کسانی که صدای برادر مسلمان خود را می شنوند ولی به درخواست او دست رد میزنند

کجاین حامیان حقوق بشر کجایند سران کشورهای عرب

کجایند....

بچه‌های فلسطینی، کریسمس مبارک!


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 9:47 توسط مسعود

 

  

روزگاری مردمانی درخت بیدی میشکستند

انهایی می شکستند که زیرسایه اش می نشستند

افاق ها گردیده ام مرغ سخن سنجیده ام طوفان فراوان دیده ام

اما شما چیز دیگرید.

آنها که می گویند برای شما می میریم دروغ می گویند

ما راست می گویم که به عشق هم زنده اییم

مابرای وصل کردن آمدیم نه برای فصل کردن.

«ما آمده ایم کاری کنیم که بماند‌ نیامده ایم کاری کنیم که بمانیم.»

شهید زین الدین

آه!!چی بگم؟نمی دونم ازکجاشروع کنم.ازدنیا بگم یاازآخرت؟

بی خیال. بیا از همین دنیای نامرد و آدماش بگم.

ازاون آدم هایی که بعدازسالها رفاقت یک دفعه دشمنت میشن .ازاونایی که فکر میکنی دوست دارندوبرات همه جوره هستند ورفقای همیشگیت اند.از کسایی که حتی درمورد مسائل خصوصی وشخصی باهاشون مشورت می کنی وفکر میکنی رفقای تادم لحدی اند.آه ازکجا شروع کنم.از کدوم نامردی بگم؟ کسایی که تو روت میگن و میخندند ولی از پشت خنجر می زنند.

آره همونایی که فکر میکردیم بعد از ۴سال درس خوندن تو دانشگاه،رفاقتی ۴۰۰ساله باهات دارند ولی ....

آخه خدا چرا باید این طورمی شد ؟مگه پست ومقام این قدرارزش داره ؟ مگه کارکردن توی  ...... عبادت نیست .مگه همه با هدف شهید شدن توی این مکان مقدس پانگزاشتیم؟پس چرا این ها این طوری میکنند که مجبور بشی دورهمه رفاقت هایی که با هاشون داشتی یه خط قرمز بکشی وباخط درشت بنویسی رفاقت تابه ابد تعطیل.

 آره بعدازاین همه اردوهای مختلف رفتن وبرگزارکردن همایش ها وفعالیت های دیگه که وقتی تموم میشد وعمل کردومورد بررسی قرارمیدادیم به عینه دست وعنایت شهدا رو توی کار می دیدیم که ازخالصانه ویک دل بودن وبدون هیچ گونه چشم داشتی داشتن بچه ها نشات می گرفت. که حتی اگه می خواستیم این کاررو توی محله انجام بدیم شاید اصلا این طوری برگزارنمی شد وحسرتش به دلمون میموند.

اره ما این طوربودیم . نه این جوری که می بینید.

نمیدونم آیا این انگشتان بازهم توان قلم زدن این نامردی های دنیا وآدماشوداره یانه ؟

ای خدا خودت کمکمون کن آره فقط خودت.

حاج ابراهیم همت توکه رفتی ولی یه مردونگی کن و ضمانت ماروم بکن که ماهم بیاییم پیش خودت که تو مرید همه بروبچه هایی هستی که طلائیه رو دیده اند.

گفتم:«توازاین بسیجی ها چی دیده ای که این قدربه آنها احترام می گذاری ودوستشان داری؟چراآنهااین قدردرقلب وروح توجادارند؟»

گفت:«چیزی که من ازاین بسیجیان دیده ام،توهرگزبه عمرت نمی تونی ببینی.آنها راباید درمیدان جنگ شناخت.آنجاست که میتوانی ببینی این ها چه انسان های بزرگ و شریفی هستند.این بسیجیان نورچشم من هستند.فقط میتوانند بگویم ،زمانی که شما باخیال راحت ودرنهایت آرامش توی خانه خوابیده ایدومشغول استراحت هستید این بسیجیان درون سنگرها مشغول مبارزه هستند درحالیکه زیرپاهایشان خاک وبالای سرشان آسمانی پرستاره است .وقتی که همه ی چشمها درخواب فرورفته چشمان این ها پرازاشک می شود وبه درگاه خداوند ناله میکنند.ایکاش من میتوانستم مانند آنها باشم وهمیشه درکنارشون باشم.

گفتم:«مگه نیستی؟»

گفت:«من خاک پای بسیجیان هستم.»

         شهید همت

 


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 22 آذر1387ساعت 20:51 توسط مسعود

 

 

 

در زمينه چگونگى ارتباط بين اين دو قشر بسيار مهم و مؤثر در ابعاد مختلف كشور و ايجاد وحدت بين حوزه و دانشگاه طرح‏ها و نظريات مختلفى ارائه شده است .

ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 9:48 توسط مسعود

زنان مهاجر و انصار دور ناقه دختر پيامبر را گرفتند و به خانه شوهر رساندند.
      پيامبر به شخصيت بر جسته اي, مانند سلمان دستورداد كه مهار شتر زهرا را بگيرد و بكشد و از اين طريق جلالت دختر خود را اعلام دارد. شيرين‌تر از همه لحظه‌اي بود كه داماد و عروس به حجله رفتند, در حالي كه هر دو از كثرت شرم به زمين مي‌نگرستند. پيامبر وارد شد, ظرف آبي به دست گرفت, به عنوان تفأل بر سر و بر اطراف بدن دختر پاشيد. زيرا آب مايه حيات است و در حق هر دو دعا فرمود: «اللهُم هذِهِ إِبنَتِي وَ اَحَبُّ الخَلْقِ إلَي الّلهُمَّ وَهذا أخي واَحَبُّ الخَلقِ إلَي اللهُمَّ اجعَلْهُ وَليا وَ... ؛ پرودگارا! اين دختر من و محبوب ترين مردم نزد من است. پروردگارا! علي گرامي‌ ترين مسلمانان نزد من است. خداوندا, رشته محبت آن دو را استوارتر فرما... ».
      

فروغ ابديت- ج1،آيت الله جعفر سبحاني


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 9:42 توسط مسعود

  سيماي رهبري     نماز

مقام معظم رهبری:

ابراز دشمنی با بسيج يعنی ابراز دشمنی با مجاهدت، تلاش، نشاط و کار درهمه ی ميدان ها.

 خيلی روشن است که آرزومندان ناکامی اين ملت ، ازبسيج ناراحت اند .

هرکس آرزومند است که اين ملت ناکام بشودوشکست بخورد، از حضوربسيج ناراحت است .

همه دشمنان،همه حاسدان،همه دلبستگان به دشمن درداخل، ازبسيج خوششان نمی آيد.

اگربتوانيد بسيج راهر چه فراگيرتر کنيد و دل های بيشتر ونشاط متراکم تری را وارد اين صحنه

 عمل بکنيد ،آينده اين کشورتضمين شده تر است.

روحيه بسيجی ، يک روحيه ای است که اگردرهرنقطه ای و درهرقشری بوجودبيايد ،

درآنجا فعاليت ونشاط وحرکت وحيات رامضاعف وچندبرابر می کند ؛ اين معنای بسيج است .

اگرهرکدام ازدستگاه های گوناگون کشور روحيه بسيجی پيداکنند ، توفيقاتشان

بيشتر مي شود.امروز خوشبختانه مسئولان گوناگون افتخار می کنندکه عضو بسيج اند.

 

 


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 5 آذر1387ساعت 15:27 توسط مسعود

ديدار بسیجیان ودانشجویان از جانبازان قطع نخاعي آسایشگاه جانبازان ثارالله

 بسیج دانشجويی دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرري با برگزاري همايش «درس عشق، ايثار و معرفت» از جانبازان قطع نخاعي در آسايشگاه ثارالله ديدار كردند.

 

اهداء لوح به جانبازان

همايش «درس عشق، ايثار و معرفت» روز۹/آبان /۸۷با حضور حدود 200 نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي شهرري در آسايشگاه جانبازان ثارالله برگزار شد.
در پايان اين همايش از جانبازان حاضر در آسايشگاه ثارالله قدرداني شد و دانشجويان با حضور در اتاق يكايك جانبازان با آن‌ها گفت‌وگو كردند.
محمدرضا مهدي فرج‌‌نژاد، مسئول روابط عمومي و تبليغات اين همايش گفت: هدف از برگزاري اين همايش تجليل از مقام جانباز و فرهنگ‌سازي در اين خصوص و برقراري ارتباط مستمر و فعال ميان دانشجويان و جانبازان است.
وي ادامه داد: در نظر داريم اين همايش به صورت 6 ماه يك‌بار برگزار شود و دانشجويان بتوانند از وجود با ارزش جانبازان براي ساختن آينده كشور استفاده كنند.


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 17 آبان1387ساعت 11:50 توسط مسعود

 

قبل از نوشتن مطلبی جدید درآغاز از تمام دوستان که وبلاگ «در انتظار ظهور» رو مورد لطف خود قرار داده اند کمال تقدیر رو تشکر را دارم وازآنکه کم سعاتی بنده سبب میشود که به وبلاگ آنها کمتر سربزنم عذزخواهی میکنم .التماس دعا 

                                         اللهم رزقنی شهادت فی سبیل الله


    آیا توبه در هنگام مرگ اثر دارد؟

 هر چند شتاب در توبه، از نظر اسلام مطلوب و پسنديده است، ولى توبه محدود به زمان خاصى نيست، جز اين كه پس از مشاهده نشانه‏هاى مرگ و يا در قيامت، پذيرفته نيست.حضرت امام باقر(ع) مى‏فرمايد:  «آدم(ع) عرض كردپروردگارا! شيطان را بر من مسلط كردى، پس براى من هم چيزى مقرر فرما،خداوند فرمود: اى آدم! اين امتياز را براى تو قرار دادم كه هرگاه يكى از فرزندانت تصميم به گناه گرفت، بر او چيزى نوشته نشود اما اگر انجام داد، يك گناه براى او ثبت گردد، ولى هر كس‏عزم برانجام كار نيكى داشت، حتى اگر آن را انجام نداد، يك حسنه براى او ثبت شود. اگر آن را انجام داد، ده حسنه براى او نوشته شود.

آدم عرض كرد: پروردگارا! برايم بيفزا! فرمود: برايت مقررساختم كه هر يك از فرزندانت اگر گناهى كند، سپس آمرزش خواهد، او را بيامرزم.

عرض كرد: پروردگارا، براين بيفزا ! خداوند فرمود: براى آن‏ها توبه قراردادم (يا فرمود: توبه را براى ايشان گستردم) تا آن‏كه نفس به‏اين‏جا (گلوگاه) رسد.

 آدم عرض‏كرد: پروردگارا! مرا بس است.»

البته بايد توبه پيش از رسيدن مرگ و نشانه‏هاى آن باشد و این هنگام پذیرفته نیست. همان طور كه قرآن كريم مي فرمايد:«و ليست التوبة للذين يعملون السيئات حتى اذا حضرت احدهم الموت قال انى تبتُ الان ; براى كسانى كه كارهاى سوء انجام دهند و به هنگام فرا رسيدن مرگ توبه كنند, توبه اى نيست ». در روايت ديگرى امام صادق(ع) ازرسول خدا(ص) نقل كرد كه فرمود: »هر كس يك سال پيش از مرگش توبه كند، خداوند توبه‏اش را بپذيرد. يك سال زياد است. هر كس يك ماه پيش از مرگش توبه كند، خداوند توبه‏اش را بپذيرد. يك ماه زياد است. هر كس يك هفته پيش از مرگ توبه كند، خداوند توبه‏اش را مى‏پذيرد. يك هفته زياد است. هر كس يك روز پيش از مرگش توبه كند، خداوند توبه‏اش رابپذيرد. يك روز زياد است. هر كس پيش از رسيدن مرگ توبه كند، خداوند توبه‏اش را مى‏پذيرد.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: »خداى متعال گناه را پس از بيست و چند سال به ياد مؤمن مى‏اندازد تا از گناه از خدا طلب بخشش كند و خدا او را مشمول مغفرت خود قرار دهد.
البته گسترش زمان توبه، نبايد موجب سهل‏انگارى و كم‏توجهى به توبه گردد، زيرا با گذشت زمان و تكرار گناه، از يك سو اراده انسان ضعيف‏تر مى‏شود، و ازسوى ديگر ريشه گناه در وجود آدمى محكم‏تر مى‏گردد.
امام خمينى(ره) در اين‏باره مى‏گويد: «اى عزيز، از مكايد شيطان بترس و در حذر باش و با خداى خود مكر و حيله مكن كه پنجاه سال يا بيش‏تر شهوترانى مى‏كنم و دم مرگ با كلمه استغفار جبران گذشته مى‏كنم. اين‏ها خيال خام است. اگر در حديث ديدى يا شنيدى كه حق تعالى براين امت تفضل فرموده و توبه آن‏ها را تا قبل از وقتمعاينه [و ديدن] آثار مرگ يا خود آن قبول مى‏فرمايد، صحيح است، ولى هيهات كه در آن وقت توبه از انسان، متمشى [وحاصل] شود. مگر توبه لفظ است؟! ... اى عزيز، هر چه زودتر دامن [همت] به كمر بزن و عزم را محكم و اراده را قوى كنو از گناهان، تا در سن جوانى هستى يا در حيات دنيايى مى‏باشد، توبه كن و مگذار فرصت خدا داد از دستت برود.»


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 3 آبان1387ساعت 8:52 توسط مسعود

      
پاسخ: 1ـ درباره پرسش اوّل باید گفت:‌ (وِلایت) با کسر (واو) به معنای امارت و سرپرستی، و با فتح (وَلایت) به معنای محبت، نصرت، ربوبیت و مانند آن است.
ولایت عبارت است از قیام عبد به حق در مقام فنای از نفس خود، و این مقام در پی تدبیر و سرپرستی حق نسبت به بنده حاصل می‌شود که تدبیر انسان را به نهایت مقام قرب الهی می‌رساند، از این رو «ولیّ» به کسی گفته می‌شود که خداوند  به صورت خاص عهده‌دار امور او باشد و وی را از گزند کارهای ناشایست حفظ کند تا از این رهگذر به مقام نهایی خویش نایل آید.
عارفان نکته‌آموز در باب ولایت معتقدند که ولایت گرچه مراتب و درجات متعدد دارد، ولی در مجموع ولایت، مقامی والا است که تجلیگاه اوصاف الهی است. آدمی با رسیدن به مقام ولایت، در صفات حق فانی می‌گردد و به بلندترین مقام انسانیت بار می‌یابد که از او به «انسان کامل» تعبیر می‌شود.
ولایت حقیقتی است که گاهی به صورت نبوت و رسالت ظهور می‌کند، گاهی در کسوت امامت، یعنی ولایت باطن امامت است، همان طور که باطن نبوت است، زیرا تا انسان کامل (پیامبر و امام) به مقام ولایت بار نیابد، به مقام امامت و نبوت نمی‌رسد، همان طور که با بعثت پیامبر ولایت الهی تجلی می‌کند و انسانی پاک و معصومی به نام پیامبر مأمور هدایت آدمیان می‌شود. پس از رحلت او انسان معصومی به نام امام به عنوان خلیفه و وصی، محل تجلی ولایت الهی می‌شود و از سوی خدا و پیامبر مأمور هدایت مردم می‌گردد. ولایت برتر از نبوت و امامت و باطن و روح آن است، به خصوص آن که «ولیّ» اسمی از اسامی خداوند است، از این رو ولایت اوّلاً از آن خداوند است، سپس نصیب انسان کامل می‌شود.
پیامبر و امام در واقع به عنوان مظهر کامل اسم «ولیّ» در جهان عمل می‌کنند، با این تفاوت که پیامبر سمت نبوت و رسالت دارد و فرشتة وحی را می‌بیند و امام سمت امامت دارد و پس از نبی مأمور حفظ و تبیین احکام و وحی آسمانی است.
در این باره در کتاب «پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی» به تفصیل بحث گردیده است

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 26 مهر1387ساعت 19:39 توسط مسعود

 سلام

 سلام به همه دوستانم سلام به همه کسانی که منتظر آقا صاحب الزمان مهدی موعود (عج) هستند وکسانی که همچنان درانتظار شهادت به سرمی برند.                                                                                               اللهم ارزقنی شهادت فی سبیل الله

مدتی بود که اصلا حال و حوصله نداشتم که نگاه به وبلاگ کنم نمی دونم چی می شد که یک دفعه کاری پیش می اومد و شب ها خسته و کوفته می رسیدم خونه و می خوابیدم.

 امروز که جمعه مورخه ۱۹/۷/۸۷ بود رفتم مزار شهدای گمنام. همون مزاری که ۳ خردا امسال توفیق تعویض سنگ مزار آون قسمت بچه های بسیج دانشجویی دانشکده علوم انسانی (واحد شهرری)شد.

 نمیدونم چی شد که یک دفعه یاد کارهام افتاد یاد کارهایی که بعداز ماه مبارک رمضان انجام دادم.

آه!! چقدر گناه کردم!؟ مگه چند وقت که از شب های قدر شب های قسم دادن خداوند به

۱۴ معصوم(ع) میگزره؟ چرا خدا وند منوبه حال خودم رها کرده ؟ چرا ؟

خدایا مگه درسحر ها نمی گفتیم که لحظه ای مرا به حال خودمون  وامدار(دعای ابوحمزه)؟

پس چی شد؟

یعنی این قدر من از تو دور شدم که دیگه به من توجه ای نداری؟

از همه کسانی که این وبلاگ رو نگاه می کنند عاجزانه درخواست میکنم که برام دعا کنید باشد که به وسیله دعای خیر شما عاقبت بخیر بشم.

                                         اللهی وربی من لی غیرک

ابى بصير گويد: شنيدم امام صادق (ع) ميفرمود:

 خداى عز و جل در روز قيامت با سه كس سخن نگويد و نگاهشان نكند و لياقت‏شان نبخشد و بشكنجه دردناكى گرفتار خواهند بود .

آنكه ريش خود را بكند.

آنكه از خود لذت جنسى ببرد (مقصود جلق زدن و استمناء است). 

 آنكه مورد لذت جنسى مردان (و جنس موافق) قرار گيرد. 

 


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 19 مهر1387ساعت 20:30 توسط مسعود

 

 استشمام عطر خوش عید سعید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجودپاکتان.

روز دوشنبه با استادم که خیلی نسبت به ایشان ارادت دارم صحبت می کردم.

این بزگوار به نکته خوبی اشاره کردنند.

فرمودنند:تمام شدن ماه مبارک رمضان برای بعضی از افراد بسیار دلگیر وناراحت کننده است زیرا که دگر بار دست شیطان لعین بازگشته و دیگر به سختی می توانند راه سیروسلوک معنوی و ارتباط خواصی که می شود در ماه مبارک رمضان با خدا وند متعال برقرار کرد را پیمود. واز جهتی بسیار خوب است زیرا دیگر افرا دی همچون من بنده گناه کار خدا کمتر به معصیت دچار میشیم و  در روز پاسخ گویی به اعمال کمتر پاسخ گو خواهیم بود .

یارب بگزر از اعمال گنه کاریم اللهی العفو.اللهی العفو.اللهی الغفو.الللللهههیییییی العفو...

                                              التماس دعا

                             اللهم رزقنی شهادت فی سبیل الله

 


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 7:9 توسط مسعود

 

از خيالم گذری کن از خيالم گذری کن شايد، زير تابوت دل انگيز نگاهت قدمی بردارم

يا تو را آه بلندی بکشم، به بلندای سپيداری که پشت پرچين زمستان به تو می انديشد.

شايد از هيبت اين آه بلند، گل کند غنچه بغضی که گلو گير من است.

 گاهی از باغ خيالم گذری کن تا فراموش کنم خانه عشق، خراب آباد است.

از خيالم گذری کن شايد، من بازنده به بازی گيرم مهره هايی که مرا باخته اند.

با حضورت شايد بويی از نغمه يک کبک بهاری به مشامم برسد، با پر از شيهه ی

يک اسب غزل، در شميم شبدر، به بهار انديشم.

 


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 7 مهر1387ساعت 6:19 توسط مسعود


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 2 مهر1387ساعت 22:21 توسط مسعود

 
            
   امام علی(ع) فرمودند:

  خالِطوُا النّاسَ مُحالِطَةً اِن مِتُّم مَعُها بَکَوا عَلَیکُم وَ اِن عِشتُم حَنُّوا اِلَیکُم

    با مردم چنان معاشرت کنید که اگر فوت نمودید بر شما بگریند و اگر زنده

      ماندید به شما مهربانی ورزند.


   امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:  

      اَفضَلُ العِبادَةِ بَعدَ المَعرِفَةِ إِنتِظارُ الفَرَجِ.

   بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند ، انتظار فرج و گشایش است.

                                 (تحف العقول ص 403)


در این شب های عزیز و گران مایه(شب های مبارک قدر) از تمامی دوستان التماس دعا دارم .

باشد که همه شیعیان و پیروان آن امام شهید در راه خدا و اسلام مور عف وبخشش خدا قرار گرفته

 و در شب اول قبر  مولا علی (علیه السلام )به دیدارمان آید.

                          اللهم ارزقنی شهادت فی سبیل الله 

 


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت 14:37 توسط مسعود

 

فايده صلوات!

 
 
      

حتما در مورد صلوات فضائل زيادي شنيده ايد يا سؤالات زيادي به گوشتان رسيده، اما تا حالا در مورد فايده صلوات سؤالي شنيده ايد؟ يا حرفي يا ... . به سؤال و پاسخ زير توجه كنيد!

 

سؤال:

فايده صلوات بر خاندان پيامبر(ص) چيست؟ آنها كه نيازي به درود و صلوات ما ندارند؟

 

پاسخ:

علامه طباطبايي(ره) فرمودند: «صلواتي كه ما مي فرستيم اولا از خودمان چيزي اهدا نمي كنيم بلكه به خدا عرض مي كنيم و از او مي خواهيم كه بر پيامبر(ص) وخاندانش رحمت ويژه بفرستد. ثانيا گرچه اين خاندان نسبت به ما محتاج نيستند ولي به ذات اقدس الله كه نيازمندند و بايد دائما فيض الهي بر آنها نازل شود.

ما با اين صلوات در واقع خود را به اين خاندان نزديك كرده ايم. صلوات هم ادب ما را ثابت مي كند و الا ما كه از خودمان چيزي نداريم بلكه از ذات اقدس الله مسئلت مي كنيم بر مراتب و درجات اين بزرگواران بيفزايد و همين عرض ادب براي ما تقرب است. (برگفته از سايت اسراء، جوادي آملي)


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 23:55 توسط مسعود

     

  جاوید الاثر

حاج احمد متوسليان

تولد: 15 فروردين 1332، تهران

اسارت: 14 تير 1361، جنوب لبنان - فرمانده لشگر 27 محمدرسول الله صلي الله عليه وآله - دانشجوي مهندسي برق دانشگاه علم و صنعت - سرداري كه اسراييلي ها از ما ربودند...


 دانشگاه علم و صنعت، دو سال برق خواند؛ آن قدر تودار بود كه خانواده اش نمي دانست دانشجو است. حتي وقتي خبر دستگيريش را شنيدند، باورشان نمي شد. مادر رفته بود ملاقات، ديده بود ضعيف شده كبودي دست هايش را هم ديده بود.

- احمد جان، دستات چي شده؟

خنديده بود.

- تو رو به خدا بگو.

- جاي دست بنده. مي بندن دو طرف تخت، شلاقم مي زنن، تقلا مي كنم كه طاقت بياورم.

ساكت شده بود. بعد باز گفته بود «نگران نباش، خوب مي شن»


 شايعه كرده بودند احمد منافق است. وقتي بهش مي گفتي، مي خنديد. از دفتر امام خواستندش.

گران بود. مي گفت «تو اين اوضاع كردستان، چه طوري ول كنم و برم؟» بالاخره رفت.

وقتي برگشت، از خوشحالي روي پا بند نمي شد. نشانديمش و گفتيم تعريف كند. باورم نمي شد برم خدمت امام. امام پرسيدند احمد، به شما مي گويند منافق هستي؟ گفتم بله از اين حرفها زياد مي زنن، سرم را انداختم پايين. امام گفتند برگرد و همان جا كه بودي محكم بايست.

راه مي رفت و مي گفت «از امام تأييديه گرفتم.»

 حاجي داشت گريه مي كرد. از يكي پرسيدم «چي شده؟»

گفت: «يه نفر بالاي كوه دستش تركش خورده بود. نتونستن اون بالا كاري بكنن، دستش قطع شد.» بي صدا اشك مي ريخت.

 فرمانده لشكر بود. خودش مي رفت شناسايي؛ وجب به وجب منطقه را مي خواست دقيقاً بداند كه بچه ها بايد كجا بروند و چه طوري عمليات كنند.

شب، ما را توي ميدان صبحگاه دو كوهه جمع كرد. به خط شديم.

گفت «حالا تا پونصد مي شمرم، سينه خيز بريد. ديشب كه شناسايي رفته بوديم، شمردم، بايد همين قدر بريد تا از ديد دشمن خارج شيد»

از سنگر رفت بيرون وضو بگيرد. براي عمليات مهمات كم داشتند. رفته بود تو فكر. پيرمردي آمد و كنارش ايستاد. لباس بسيجي تنش بود.

فكر مي كرد قبلاً جايي ديده اش، اما هر چه فكر مي كرد يادش نمي آمد كجا پيرمرد بهش گفته بود «تا ائمه را داريد، غم نداشته باشيد. تو اين عمليات پيروز مي شيد. عمليات بعدي هم اسمش بيت المقدسه. بعد هم تو مي ري لبنان. ديگه هم برنمي گردي.»

گريه مي كرد و براي من تعريف مي كرد.

 - ترور اين روزا زياد شده...

- كاش حداقل يكيمون اسلحه برمي داشت.

- لازم نيست.

- به شوخي گفتم «حاجي حالا كه اجازه نمي دين اسلحه برداريم، لااقل يه جايي نگه دارين پياده شم. يه قرار فوري دارم بايد بهش برسم.»

برگشت زل زد توي چشم هام.

- من كه نمي ترسم طوريم بشه... شما اگه مي ترسين، اسلحه بردارين. اگر هم دوست دارين، پياده بشين. من از خدا خواستم به دست شقي ترين آدماي روي زمين شهيد بشم، اسرائيلي ها، مي دونم كه قبول مي كنه.

 بسيجي چشم دوخت به سمتي كه حاجي مي آمد. آن قدر خسته بود كه چشم هايش را با چوب كبريت باز نگه داشته بود.

- خسته نباشي.

- خيلي ممنون. ايشالا فردا با يه خواب ناز تلافي مي كنيم.

حاجي دستش را گرفت و از سينه كش خاكريز كشيدش بال. با انگشت جايي در آن دورها رانشان داد، سمت غرب.

گفت«هر وقت پرچمت رو بردي و اون جا كوبيدي، مي توني بري بخوابي.»

پرسيد «كجا؟»

- اون جا، آخر افق.

(برگرفته از سايت: www.mokatebe.com)


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 16 شهریور1387ساعت 10:23 توسط مسعود



منابع آگاه عربستانی اعلام کردند که نیروهای امنیتی این کشور یک شیعه عربستانی را به جرم نصب عکس دبیرکل حزب‌الله لبنان در یک مسجد، بازداشت کردند.

به گزارش شیعه آنلاین، این منابع آگاه در ادامه افزودند: نیروهای امنیتی عربستان جوانی شیعه به نام "علی علوی درویش" را به اتهام نصب عکس سید "حسن نصرالله" دبیر کل حزب‌الله لبنان و نیز عکس تعدادی از دیگر علما و مراجع شیعی بر دیوار مسجدی در روستای "ربیعه" بازداشت کردند.

 در همین راستا اهالی این روستا اعلام کردند: این جوان شیعی در حالیکه در مسجد حضرت عباس(ع) حضور داشت، بازداشت شد.

 این اهالی در ادامه افزودند: "علی علوی" این عکس‌ها را در روزهای جشن شعبانیه نصب کرده بود و بازداشت وی روز یکشنبه گذشته انجام شد.

 گفتنی است مسجد حضرت عباس(ع) یکی از بزرگترین مساجد این روستاست و شیخ "عبدالکریم حبیل" که از چهره‌های نبستا سرشناس در میان شیعیان عربستان است، نماز جماعت این مسجد را اقامه می کند.

 در همین راستا شیخ "حبیل" پس از تأیید خبر بازداشت این جوان بی گناه، گفت: مسجد ما یکی از فعال ترین مساجد شهر شیعه نشین قطیف است.

شایان ذکر است مقامات امنیتی عربستان سعودی پیش از این نیز بارها بسیاری از شیعیان این کشور را به دلیل نصب عکس دبیر کل حزب الله و یا دیگر علمای جهان تشیع، بازداشت کرده بودند.

در پایان گفتنی است عربستان سعودی همواره مواضعی علیه حزب الله لبنان داشته است به طوریکه حتی در برخی اخبار بیان می شد که این کشور در ترور شهید "عماد مغنیه"، فرمانده نظامی حزب الله دست داشته است.


پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=2629

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 11:29 توسط مسعود

 
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین .


دو چیز را خداوند در این جهان کیفر می دهد : تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر .

                       (کنز العمال ، ج 16 ، ص 462)


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 14:33 توسط مسعود


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 10:11 توسط مسعود

 

 امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
           
     خذوا الکلمه الطیبه ممن قالها و ان لم یعمل بها
       سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .
                                 (بحارالانوار،ج75،ص170)

 


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 16:7 توسط مسعود

 

اگر مقصد پروازاست

                 قفس ویران بهتر

                      پرستویی که مقصدرا در کوچ می بیند

                                                   از ویرانی لانه اش نمی هراسد.

                           

                                شهید سید مرتضی آوینی

 


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 5:58 توسط مسعود

 

اثر بيدار ماندن بين طلوعين

 



 

عن الحسين بن مسلم عن ابي جعفر الثاني عليه السلام قال: قلت له: جعلت فداک،

إنهم يقولون: أن النوم بعد الفجر مکروه لأن الأرزاق يقسم في ذلک الوقت؟

فقال: الأرزاق موظوفة مقسومة، و لله فضل يقسمه من طلوع الفجر إلي طلوع الشمس،

و ذلک قوله «و أسألوا الله من فضله»(نساء،32)، ثم قال: و ذکر الله بعد طلوع الفجر،

أبلغ في طلب الرزق من الضرب في الأرض (موسوعة الامام الجواد عليه السلام: ج2، ص63، ح1)


حسين بن مسلم مي گويد: به امام جواد عليه السلام عرض کردم: فدايت شوم!

مردم مي گويند خواب بعد از طلوع فجر مکروه است چون روزي انسان ها در آن وقت

تقسيم مي شود (و خواب در آن موقع، سبب محروميت از روزي مي گردد)،

 (آيا چنين است)؟

فرمود: روزي انسان ها تعيين شده و تقسيم شده است ولي خداوند داراي

 فضلي (و زيادي) است که (در قرآن) فرمود: از خدا درخواست کنيد فضلش را .


سپس فرمود: ذکر خدا (و سؤال از فضلش) بعد از طلوع فجر، تأثيرش بيش از

دويدن در پي طلب رزق است. (تفسير عياشي: ج1، ص240، ح119)


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 5:55 توسط مسعود

 

این عکس هایی است از مراسم باشکوه اعتکاف در دانشگاه صنعتی

                         امیر کبیر در سال ۱۳۸۷

h7l7uszryukqok5l3spy.jpg q3y9gznm2606l1zv940b.jpg j160qfkzx7py7lhj5kb.jpg1e6pm0digvi8sn7kfhxj.jpg sz43pcpwopnvixlmca2.jpg asvx4965ax81b1dd5jjd.jpg 1qyyufnsnc8nio1p1.jpg peiyq90h4hxnninh7t05.jpg kphmrmkjhoqmhl7fh87.jpg  m2q6lbxpv2n518rx52.jpg a840rae0yua1dj2z42t4.jpg k1ur9x6a61kyw4aad192.jpg

  oe7soibgo6cua8u6crpd.jpg ltl75b1ld0in5hos1dwy.jpg lvfpcp8td30886ksovvc.jpg


 ومن توفیق شرکت در این مراسم با شکوه را مدیون خون پاک شهدا و عنایت آن عزیزان عروج کرده برافلاک و بخاطر همایشی  که در ۳ خرداد ۱۳۸۷ در قطعه ۲۶ شهدا به مناسبت آزاد سازی خرمشهر و اختتامیه اردوی بازدید از مناطق جنگی غرب کشور (کرمانشاه) که توسط بسیج دانشجویی دانشکده علوم انسانی (دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری) و این همایش که با تعویض سنگ مزار این ۲ شهید گمنام انجام پذیرفت هستم.

uwnrophp49mv1trzkf71.jpg 5jw87fha42675185o2ct.jpg earhmiblfi822luv1zoh.jpg

خداوند به تمام خدمت گزاران به اسلام و انقلاب توفیق شهادت عنایت کند.

                                    انشاءالله

 


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 13:12 توسط مسعود

اهميت اعتكاف!




«تا قوا و نشاط جواني باقي است...

 اي عزيز، اولاً مگذار مفاسد اخلاقي يا عملي در مملكت ظاهر و باطنت وارد شود، كه اين خيلي سهل تر از آن كه بعد از ورود بخواهي اخراج آنها كني. همانطور كه دشمن را اگر نگذاري وارد سر حد مملكت گردد، يا وارد قلعه شود، آسان تر است تا در صدد رفع و اخراج برآيي. و اگر وارد شد، هر چه ديرتر در صدد دفع برآيي، زحمتت زياد مي شود و قوه ي داخلي، رو به نقصان مي گذارد.

 شيخ جليل ما و عارف بزرگوار، آقي شاه آبادي روحي فداه فرمودند:

 «تا قوي جواني و نشاط آن باقي است، بهتر مي توان قيام كرد در مقابل مفاسد اخلاقي، خوب تر مي توان وظايف انسانيه را انجام داد. مگذاريد اين قوا از دست برود و روزگار پيري پيش آيد كه موفق شدن در آن حال، مشكل است و بر فرض موفق شدن، زحمت اصلاح خيلي زياد است». (امام خميني(ره))

 

اعتكاف: «خلوت و پرهيز از كثرت است... .» (آية اللَّه جوادي آملي )

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم اللَّه الرحمن الرحيم. مهمترين راه بري عبادت همان خلوت و پرهيز از كثرت است. هر چه انسان از كثرت فاصله داشته باشد در عبادت كامياب تر است و اعتكاف هم از همين جهت محترم و معتبر است. مردان الهي دو گروهند، اوحدي از آنها در عين حال كه در كثرتند، كثير را نمي بينند و آن واحد «خالق كثير» را مي نگرند و كثير را جز آيات او نمي دانند و نمي بينند، ولي بري اوساط از مردان الهي و عبادي، بايد زمان و زميني فراهم بشود كه اين ها از كثرت محفوظ بمانند. شب و مخصوصاً سَحَر كه بسياري از مردم خوابند و كثرتي مزاحم كسي نيست. بري رازگويي با ذات اقدس الهي بسيار مناسب است، لذا فرمود: «انَّ ناشئةَ الليل هي اشدّ وطئاً و اقوم قيلاً»، سحرخيزي نشئه خاص خودش را دارد. و بري پرهيز از كثرت (بسيار مناسب) است.

 جريان اعتكاف هم بري همين منظور پيش بيني و طراحي شده و اصلش مربوط به اعتكاف رسول گرامي صلي الله عليه وآله در ماه مبارك رمضان است. ماه مبارك رمضان مخصوصاً دهه ي سوم جي اعتكاف است.

 در اعتكاف شرايطي بازگو شده است كه مهم ترينش روزه گرفتن است. همانطوري كه نماز بدون طهارت نيست «لا صلاة الاّ بطهور» اعتكاف هم بدون روزه صحيح نيست، «لا اعتكاف الاّ بصوم». بدون وضو نماز صحيح نيست و بدون روزه اعتكاف صحيح نيست. همان طوري كه طهارت مقدمه است بري نماز و نماز عمود دين مي شود. روزه نيز زمينه ي فلاح و تقوا است و با همه ي جلال و شكوهي كه دارد شرط اعتكاف است.

 مطلب ديگر آن است كه اعتكاف از يك جهت شبيه حال احرام حج است. اگر چه روزه دار از بعضي از امور در روز ممنوع است، اما در شب همان امور بري او حلال و رواست. لكن در حال اعتكاف همان كارهايي كه در روز بري روزه دار ممنوع بود برخي از آن كارها،در شب هم بري معتكف ممنوع است. نظير حال احرام كه شب و روز ندارد، اگر روز بري محرم، صيد حيوانات صحرايي ممنوع است در شب هم ممنوع است و كارهي ديگر. «لا رفث و لا فسوق و لا جدال في الحج» ليل و نهار ندارد و شب و روزش يكسان است. بنابر اين در مدت اين سه روز كه شخص، مهمان خداست و نام معتكف در خانه او - آن هم در مسجد جامع يا در مسجدي كه نماز جمعه خوانده مي شود، يا مسجدي كه جمعيت قابل توجهي در آن عبادت اقامه مي كنند كه جامع بر او صادق باشد - در چنين مكاني وقتي كسي به اعتكاف نشست، ليل و نهار بري او يكسان است از آن لذت هي شهواني و مانند آن در تمام اين حالت بايد پرهيز كند.

 كساني كه رغبت به اعتكاف دارند «شوقاً الي الثواب» است نه «خوفاً من العقاب». كارهي واجب را گاهي ممكن است انسان بري ترس از دوزخ انجام دهد، ولي كارهي اعتكاف و مانند آن كه ثواب دارد و مستحب است اينها بري ترس از عذاب نيست، زيرا واجب نيست كه اگر ترك كردند، دوزخ بروند، مستحب است و چون مستحب است بري شوق به ثواب است، لكن معتكفان دو قسم اند اوساطي از اهل اعتكاف، در جات فضيلت و ثواب و بهشت را مي طلبند و اوحده ي از اهل اعتكاف محبوب و دل آرام را مي طلبند، همان است كه گفته مي شود «ألا به ذكر اللَّه تطمئن القلوب» اين قراردادي و از سنخ مفاهمه نيست.

 آنچه كه آرايش دل ماست برابر سوره ي حجرات. ايمان به خداست، كه «حبّب اليكم الايمان و زيّنه في قلوبكم» آرايش دل و زينت و زيور است.

 اعتكاف بري آن است كه اولاً دل هي بي زيور آرايش پيدا كند، و ثانياً دل هي ناآرام، آرام بشود. فضي دانشگاه چنين فضايي است. دانشجويان عزيز و همچنين طلاب حوزوي كه در دوران جواني توفيق تشرّف اعتكاف را داشته و دارند، عنايت دارند كه به دنبال دل آرا و دل آرامند و هيچ كسي در درون آنها نيست كه از آرايش قلب آن ها با خبر يا از آرامش دل آنها مستحضر باشد. تنها خود آنها در صورتي كه سري به دل بزنند و مراقب و مواظف آرايش و آرامش دل باشند، يك چنين حالي در اعتكاف به دست مي آورند زيرا اولاً انسان در اين سه روز از بسياري امور فاصله مي گيرد، ثانياً به درون خود سري مي زند و ثالثاً درون آفرين را در درون خود مشاهده مي كند و رابعاً با او سخن گفته و مناجات مي كند، مخصوصاً با دعاهي پر فيض ماه رجب، آن گاه است كه احساس مي كند اگر نقصي دارد اين نقص را، «او» به كمال تبديل مي كند اگر عيبي دارد اين عيب را، «او» به صحت تبديل مي كند، چون وقتي خدا را مشاهده كرد آثار الهي را مي بيند. يك معتكف وقتي خلوت كرده و از كثرت به وحدت و از بيرون به درون و از غير به يار آمده است، از مخلوق به خالق رسيده است و از ناآرامي و اضطراب به آرامش بار يافته است.

 انسان در حال اعتكاف وقتي خلوت كرد و او را عبادت كرد و با او مذاكره و زمزمه كرد، مي يابد كه آنچه در جهان خلقت است همه اش حجاب است، يا حجاب درون و يا حجاب بيرون و اين حجاب ها آيت و علامت و نشانه اند. هم حجاب هاي ظلماني را و هم حجاب هي نوراني را بايد برطرف كرد. اين همان تقرب الي اللَّه است. وقتي كه يك معتكف به خود آمد و جهان را با اين منظر ديد و عينك قرآن را بر چشم گذاشت، و از منظر قرآن به عالم و آدم نگاه كرد، مي بيند همه اين ميناگري ها كار اوست.

 ما سعي و كوشش و هدف والي مان در اعتكاف اين باشد كه به دل آرام و دل آرايمان برسيم، آنگاه بسياري از مسائل بري ما حل مي شود. اولاً لذت ما فوق لذت هي ديگران خواهد بود، ثانياً هرگز از آلودگي لذت نمي بريم، ثالثاً ديگر كسي به ما نخواهد گفت رانت خواري نكن، ربا خواري نكن، دروغ نگو، غيبت نكن، چون بوي بد اين عَفِن ها را استشمام مي كنيم، اين ها فايده ي اعتكاف است. البته ثواب هم در آن محفوظ است بهشت هم در آن محفوظ است، اما آن هدف برين و والا كه به همت انسان اوحدي وابسته است از اين قبيل است. اميدواريم ذات اقدس الهي، توفيق اعتكاف را به همگان، مخصوصاً طلاب جوان و دانشجويان عزيز مرحمت بفرمايد و هدف والي معتكفان كه شهود آن محبوب دل آرا و دل آرام است، بهره ي همه معتكفان بشود. (برگرفته از پيام سال 1385 آية اللَّه جوادي(دامت بركاته) به دانشجويان معتكف.)

 

در ادامه به چند پرسش و پاسخ توجه كنيد:

 

 مفهوم اعتكاف

  پرسش 1. اعتكاف به چه معنا است؟

 «اعتكاف»، در لغت به معني توقف در جايي است و در اصطلاح فقه، عبارت است از: «ماندن حداقل سه روز در مسجد، به قصد عبادت خداوند با شرايطي خاص».

 

 پيشينه اعتكاف

  پرسش 2. درباره اهميت اعتكاف و پيشينه آن توضيح دهيد؟

 قرآن مي فرمايد: «وَ عَهِدْنا إِلي  إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ؛ و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا بري طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان، پاك و پاكيزه كنيد».(بقره (2)، آيه 125))

 مراسم اعتكاف، به زمان حضرت ابراهيم عليه السلام بر مي گردد و بعد از او، در بعضي از شريعت ها و در زندگي برخي از صالحان - حضرت مريم و زكريا عليهم السلام- به چشم مي خورد. با ظهور دين اسلام، اين امر شكل تازه ي به خود گرفت و در ميان مسلمانان، به عنوان يك عبادت مستحب با آداب و شرايط خاص رايج شد.

 «اعتكاف»، استحباب و فضيلت فراوان دارد و صفي خاصي به روح و جان مي بخشد. پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله همه ساله در ماه رمضان - به ويژه دهه آخر آن - اعتكاف مي كرد و دستور مي داد رختخوابش را برچينند و چادري در مسجد بر پا كنند و هميشه مي فرمود: «ده  روز اعتكاف در ماه رمضان، برابر با دو حج و دو عمره است». (اعتكافُ عشرٍ في شهر رمضان يعدل حجّتين و عُمرتين» وسائل الشيعه، ج 10، ابواب الاعتكاف و اللمعة الدمشقيه، كتاب الاعتكاف.)

 

 فلسفه اعتكاف

  پرسش 3. فلسفه اعتكاف چيست؟

 «اعتكاف»، حكمت ها و فوايد فراواني دارد كه بخشي از آنها عبارت است از:

 1. ايجاد زمينه مناسب بري انديشه و تفكّر؛

 2. فراهم آمدن زمينه توبه و بازگشت؛

 3. فراهم شدن فرصت نيايش، نماز و تلاوت قرآن؛

 4. فراهم شدن دوره ي كوتاه بري محاسبه نفس و خود سازي (كه حداقل سه روز طول مي كشد و انسان را از حاكميت غريزه ها، عادت ها و اشتغالات معمول زندگي آزاد مي سازد).


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 10:37 توسط مسعود

احكام اعتكاف!

 



با توجه به اهميت اعتكاف، لازم است معتكفين به احكام آن نيز آگاهي داشته باشند لذا در اينجا به گزيده اي از احكام اعتكاف مي پردازيم.

 

شرايط اعتكاف

 پرسش 1. شرايط صحت اعتكاف چيست؟

 1. معتكف عاقل باشد.

 2. با قصد قربت باشد.

 3. اعتكاف حداقل سه روز متوالى باشد.

 4. از مسجد بدون عذر خارج نشود.

 5. در يكى از مساجد چهارگانه و يا مسجد جامع شهر باشد. (مساجد چهار گانه عبارت است از: مسجد الحرام، مسجد نبوى (مدينه)، مسجد كوفه و مسجد بصره)

 6. اگر اعتكاف با حق شوهر منافات داشت، با اجازه او باشد.

 7. اگر اعتكاف باعث اذيت و آزار پدر و مادر شود، با اجازه آن دو باشد.

 

 محرمات اعتكاف

 پرسش 2. محرمات اعتكاف كدام است؟

 محرمات اعتكاف عبارت است از:

 1. نزديكى با همسر،

 2. ملاعبه با همسر (بنابر احتياط واجب).

 2. خريد و فروش غير ضرورى،

 3. استمنا (بنابر احتياط واجب)،

 4. بوييدن عطر و گياهان خوشبو به قصد لذت بردن،

 5. مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل.

 

 مبطلات اعتكاف

 پرسش 3. انجام دادن چه كارهايى، اعتكاف را باطل مى كند؟

 آيات عظام امام، خامنه اى و فاضل: هر كارى كه مبطل روزه است و نيز تماس و آميزش (هرچند در شب باشد)، اعتكاف را باطل مى سازد و بنابر احتياط واجب، انجام دادن ساير محرمات اعتكاف نيز مبطل اعتكاف است. (امام و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 و دفتر: خامنه اى)

 آيات عظام بهجت و صافى: هر كارى كه مبطل روزه است و نيز آميزش (هرچند در شب باشد) اعتكاف را باطل مى سازد و بنابر احتياط واجب، انجام دادن محرمات اعتكاف نيز مبطل اعتكاف است. (صافى، هداية العباد، ج 1، م 1423 و بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1210)

 آية اللَّه تبريزى: هر كارى كه مبطل روزه است، اعتكاف را نيز باطل مى سازد؛ ولى انجام دادن محرمات اعتكاف - به جز آميزش - مبطل اعتكاف نيست. (تبريزى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1080)

 آيات عظام سيستانى، مكارم، نورى و وحيد: انجام دادن محرمات اعتكاف و هر كارى كه مبطل روزه است، اعتكاف را باطل مى سازد.(نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 ؛ سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين الاعتكاف، م 1080 و دفتر: خامنه اى)

 

 اقسام اعتكاف

 پرسش 4. اعتكاف واجب است يا مستحب؟

 همه مراجع: اعتكاف در اصل، يك عمل مستحبى است؛ ولى ممكن است به سببى - مانند نذر، عهد يا قسم - واجب شود. به عنوان مثال انسان نذر مى كند يا با خداى خود عهد مى بندد كه اگر در فلان كار، موفق شد، يا از فلان بيمارى شفا پيدا كرد، چند روز در مسجد معتكف شود.(العروة الوثقى، ج 2، الاعتكاف)

 

 زمان اعتكاف

 پرسش 5. آيا در هر زمان كه بخواهيم مى توانيم، معتكف شويم يا زمان خاص دارد؟

 همه مراجع: در هر زمان كه روزه صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است. اعتكاف زمان خاصى ندارد؛ ولى بهترين زمان براى انجام آن، ماه مبارك رمضان به ويژه دهه آخر آن است.(العروة الوثقى، ج 2، الاعتكاف)

 

 شروع اعتكاف

 پرسش 6. آيا روزه هاى قضا كه بر عهده داريم، مى توانيم در اعتكاف بگيريم؟

 همه مراجع: آرى، جايز است.(العروة الوثقى، كتاب الاعتكاف، م 4)

 

اجازه پدر

 پرسش 7 . آيا اعتكاف فرزند بدون اجازه پدر صحيح است يا خير؟

 همه مراجع: اگر باعث اذيت و آزار والدين نباشد، نياز به اجازه نيست و اعتكاف صحيح است.(امام، نورى، فاضل، مكارم، تعليقات على العروة، ج 1، احكام الاعتكاف، م 9؛ بهجت، وسيلة النجاةج 1، 1211؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1426؛ تبريزى و وحيد، سيستانى، منهاج الصالحين، م 1072 و دفتر: خامنه اى)

 

 اجازه شوهر

 پرسش 8 . آيا زن براى رفتن به اعتكاف، نياز به اجازه شوهر دارد و اگر بدون اجازه برود، آيا اعتكافش صحيح است؟

 امام: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود بنابر احتياط واجب اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است. (امام، تحرير الوسيله، ج 1 ، مشروط الاعتكاف، السادس و استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 16)

 آيات عظام فاضل و وحيد: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است. (وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 1069، الخامس و توضيح المسائل، م 2476 و فاضل، تعليقات على العروة ج 2، شرائط الاعتكاف، السابع)

 آيات عظام بهجت و تبريزى: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد - چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود - اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، بنابر احتياط واجب باطل است. (بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 18 و وسيلةالنجاه، ج 1، م 1193 و تبريزى، منهاج الصالحين، ج 1، م 1069)

 آيات عظام سيستانى و صافى: زن بايد با اجازه شوهرش از منزل بيرون رود و اگر اجازه ندهد، اعتكافش باطل است (هر چند باعث تضييع حق زناشويى او نشود). (صافى، عروةالعباد، ج 1، شروط الاعتكاف، م 1402، السادس و توضيح المسائل، م 2421، و سيستانى، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع)

 آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب، زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود بنابر احتياط واجب اعتكافش باطل است. (مكارم، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع و استفتاءات، ج 2، س 963)

 آية اللَّه نورى: زن بايد بااجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است، مگر آنكه روزه او در اعتكاف مستحبى باشد. (نورى، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع و توضيح المسائل، م 2408)

 

 مكان اعتكاف

 مسجد جامع

 پرسش 9 . منظور از مسجد جامع چيست؟

 همه مراجع: مسجد جامع مسجدى است كه اقشار مختلف مردم، در آن شركت مى كنند و اختصاص به محله يا صنف خاصى ندارد. (مكارم، استفتاءات، ج 2، س 456؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 617 و تبريزى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، الرابع. و دفتر: همه)

 

مسجد دانشگاه

 پرسش 10. با توجّه به اينكه اعتكاف بايد در مسجد جامع شهر باشد، آيا جايز است در مسجد دانشگاه اعتكاف را به قصد رجا انجام داد؟

 همه مراجع (به جز خامنه اى و امام): اعتكاف در مسجد دانشگاه صحيح نيست. (دفتر: همه)

 امام: اعتكاف بايد در مساجد چهارگانه باشد و بنابر احتياط واجب در مساجد جامع، بايد به قصد رجا انجام گيرد و در غير مساجد جامع صحيح نيست. (امام، تحرير الوسيله، ج 1، شروط الاعتكاف، الخامس)

 آية اللَّه خامنه اى: به قصد رجا اشكال ندارد. (دفتر: خامنه اى)

 تبصره. مساجد اربعه عبارتند از: مسجد الحرام، مسجد النبى، مسجد كوفه و مسجد بصره.

 

 پرسش 11. با توجه به اينكه مراجع تقليد، اعتكاف را تنها در مساجد جامع جايز مى دانند؛ آيا دانشجويان مى توانند نذر كنند كه سه روز در مسجد دانشگاه اجتماع كنند و در اين مدت به طور معمول به نماز و روزه و عبادت و اجراى برنامه هاى دينى بپردازند؟

 همه مراجع: آرى، نذر فوق صحيح است و از ثواب عبادت و دعا بهره مند مى شوند؛ ولى اين امر اعتكاف محسوب نمى شود. (دفتر: همه)

 تبصره. متعلق نذر به هر صورت كه نيت شود، بايد طبق آن عمل شود. بنابر اين در كم و زياد كردن روزهاى عبادت و يا ساعات حضور مى توان تغيير داد.

 

تلفن در اعتكاف

 پرسش 12 . گفت وگو با تلفن همراه در مسجد، در موارد غيرضرورى و مكرر، چه صورت دارد؟

 همه مراجع: اشكال ندارد. (دفتر: همه.)

 

 درس و اعتكاف

 پرسش 13. آيا جايز است در اعتكاف، دروس خود را مباحثه كرد؟

 آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و فاضل: درس خواندن، حل مسائل و مباحثه - به ويژه در امور دينى - بسيار كار پسنديده اى است؛ ولى اگر مباحثه و مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل باشد، حرام است و بنابر احتياط واجب اعتكاف را نيز باطل مى سازد. معيار تشخيص آن، قصد و نيت شخص است. (امام و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 ؛ صافى، هدايةالعباد، ج 1، م 1421 و 1423 و بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1208 و 1210)

 آية اللَّه تبريزى: مباحثه به ويژه در امور دينى بسيار كار پسنديده اى است؛ ولى اگر مباحثه و مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل باشد، حرام است؛ ولى اعتكاف را باطل نمى سازد. معيار تشخيص آن، قصد و نيت شخص است. (منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1080)

 آيات عظام سيستانى، مكارم، نورى و وحيد: مباحثه به ويژه در امور دينى بسيار كار پسنديده اى است؛ ولى اگر مباحثه و مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل باشد، حرام است و اعتكاف را نيز باطل مى سازد. معيار تشخيص آن، قصد و نيت شخص است. (نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 و سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين الاعتكاف، م 1080)

 

 قطع اعتكاف

 پرسش 14 . آيا قطع اعتكاف گناه دارد؟

 همه مراجع: اگر اعتكاف واجب باشد و يا دو روز اعتكاف مستحبى را گذرانده باشد و بخواهد اعتكاف را به هم بزند، معصيت كرده است. (العروة الوثقى، شرائط الاعتكاف، م 39)

 

 پرسش 15. آيا معتكف مى تواند به هنگام نيت اعتكاف، شرط كند كه هر زمان خواست (هر چند بدون عذر)، از اعتكاف خارج شود؟

 امام: مى تواند شرط كند كه اگر عذر عرفى يا شرعى برايش پيدا شد، بتواند از اعتكاف خارج شود؛ ولى بدون عذر جايز نيست. (امام، تعليقات على العروة، الاعتكاف، م 40)

 آيات عظام بهجت، صافى، فاضل و نورى: آرى، چنين شرطى جايز است و اگر شرط كرد - هر زمان كه خواست - مى تواند از اعتكاف خارج شود. (نورى، فاضل، تعليقات على العروة، الاعتكاف، م 40 ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1207 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1074؛ صافى، هدايةالعباد، ج 1، م 1416)

 آيات عظام سيستانى، مكارم و وحيد: مى تواند شرط كند كه اگر عذر عرفى يا شرعى برايش پيدا شد، بتواند از اعتكاف را خارج شود؛ ولى بدون عذر بنابر احتياط واجب، جايز نيست. (سيستانى وحيد، منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1074)

 

 خروج از مسجد

 پرسش 16. در چه مواردى مى توان از مسجد خارج شد؟

 همه مراجع: خارج شدن از مسجد جايز نيست؛ مگر به جهت ضرورت عقلى ، عرفى و شرعى؛ مانند: مراجعه به پزشك در موارد اضطرار، رفتن به دستشويى (ضرورت عقلى)، عيادت بيمار، تشييع جنازه مرده (ضرورت عرفى)، غسل و وضوى واجب (ضرورت شرعى). (امام، نورى، مكارم و فاضل، تعليقات على العروة، ج 1 الاعتكاف، م 30؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1412؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، 1203؛ تبريزى، وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، السادس؛ دفتر: خامنه اى)

 

 پرسش 17. خارج شدن معتكف از مسجد براى گرفتن وضو و غسل مستحبى چه حكمى دارد؟

 آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و فاضل: اشكال ندارد. (امام، فاضل، تعليقات على العروة، ج 1 الاعتكاف، م 30؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1412؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، 1203 دفتر: خامنه اى)

 آيات عظام تبريزى، سيستانى، مكارم، نورى و وحيد: بنابر احتياط واجب جايز نيست. (نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 1 الاعتكاف، م 30؛ تبريزى، وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، السادس)

 

اعتكاف و كلاس درس

 پرسش 18. آيا در ايام اعتكاف، رفتن به كلاس و شركت در درس ها جايز است؟

 همه مراجع: خروج از مسجد و شركت در كلاس هاى درسى، اشكال دارد. (نورى، استفتاءات، ج 2، س 276؛ سيستانى، سايت، اعتكاف؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 515؛ فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 462 و دفتر: امام، خامنه اى، مكارم، تبريزى، وحيد و بهجت)

 

نيابت در اعتكاف

 پرسش 19. آيا نيابت اعتكاف از طرف عده اى از اموات صحيح است؟

 همه مراجع: خير، به نيابت از چند نفر مرده صحيح نيست؛ ولى مى تواند ثواب آن را به روح آنان هديه كند. (العروة الوثقى، ج 2، الاعتكاف، م 3)

 

 پرسش 20. كسى كه نذر كرده ايام البيض (روزهاى سيزدهم تا پانزدهم) ماه رجب را اعتكاف كند، چنانچه در اين ايام بيمار شود، تكليف چيست؟

 همه مراجع: اگر نذرش به سال خاصى تعيين شده - چنانچه به واسطه بيمارى نتواند روزه بگيرد يا در اعتكاف شركت كند - تكليف از او ساقط است و كفاره هم ندارد؛ ولى اگر براى نذرش سال تعيين نشده، مى تواند در سال هاى بعد اعتكاف كند. (تبريزى، استفتاءات، س 1729؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النذر، م 24؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النذر، م 24؛ سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 2647 ؛ خامنه اى، استفتاء، س 1074 و دفتر: فاضل، نورى، مكارم، وحيد، بهجت)

 

افطارى معتكف

 پرسش 21. استفاده از افطارى و سحرى معتكفان، براى ديگران چه حكمى دارد؟

 همه مراجع: بدون اجازه دهندگان، جايز نيست. (دفتر: همه)

 

 اعتكاف و غسل

 پرسش 22. اگر محتلم شويم، غسل را در داخل مسجد انجام دهيم؟

 همه مراجع (به جز صافى): اگر معتكف محتلم شود و غسل كردن در مسجد به جهت توقف يا نجس كردن مسجد ممكن نباشد، واجب است از مسجد خارج شود. (امام، نورى، فاضل، مكارم، تعليقات على العروة، ج 1، الاعتكاف، الثامن؛ بهجت، وسيلة النجاة ج 1، 1204؛ تبريزى، وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، م 1073 و دفتر: خامنه اى)

 آية اللَّه صافى: آرى، بايد از مسجد خارج شود، هر چند غسل در مسجد باعث مكث يا نجس كردن مسجد نشود. (صافى، هداية العباد، ج 1، م 1403)

 

قضاى اعتكاف

 پرسش 23. چنانچه اعتكاف مستحبى را به جهتى به هم بزند، آيا قضاى آن واجب مى شود؟

 همه مراجع (به جز تبريزى، سيستانى و وحيد): اگر بعد از روز دوم باطل كند، بايد قضاى آن را به جا آورد. (امام، نورى، فاضل، مكارم، تعليقات على العروة، ج 1، احكام الاعتكاف، م 5؛ بهجت، وسيلة النجاةج 1، 1210؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1424؛ دفتر: خامنه اى)

 آيات عظام تبريزى، وحيد و سيستانى: اگر بعد از روز دوم باطل كند، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن را به جا آورد و اگر پيش از آن باشد، چيزى بر عهده او نيست. (تبريزى، سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين، م 1082)

 تبصره. قضاى اعتكاف مانند اصل اعتكاف است. بنابراين بايد شرايط آن را رعايت كند و حداقل سه روز متوالى روزه بگيرد.


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 10:1 توسط مسعود

گرايش دختران آمريكايي به حجاب

 



به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي گروه تحقيقاتي IG كه يك گروه تحليل آماري در مركز نيويورك است، يافته‌هاي محققان اين گروه نشان مي‌دهد كه نسل جديد جوانان دختر نيويوركي برخلاف نسل‌هاي قبلي علاقه‌ چنداني به خودنمايي و پوشيدن لباس‌هاي بدن نما ندارند.
ملسيا لاويجن از محققان اين گروه در توضيح اين تحليل‌هاي آماري گروه خود مي‌افزايد: از نظر ما آمارهاي دريافتي از نسل جوان ما دختران نيويورك حاكي از آن است كه مردم به پوشيدگي بيشتر روي آورده‌اند.
او مي‌افزايد: علت اصلي اين امر از نظر من نگاه ساده انگارانه و بي‌بند و باري است كه در چند سال اخير با شعار همه چيز مي‌گذرد رايج شده بود و اكنون در عكس‌العمل به آن موج بي‌بند و باري گرايش به پوشيدگي بيشتر در ميان دختران جوان و نوجوان اوج مي‌گيريد.
لاويجن معتقد است كه پس از چندين سال از اوج فرهنگ خودنمايي و لباس‌هاي كوتاه و بدن نمايي كه افراد را در كمترين ميزان پوشش قرار مي‌داد، اكنون مردم به دنبال چيز متفاوتي هستند؛ چيزي كه ديگر آن قدر بدن نمايانه نباشد.
محققان اين گروه دليل ديگر اين روي آوردن دختران جوان را تمايل آن‌ها به داشتن كنترل خويش و راحت بودن از آزار ديگران مي‌دانند و اضافه مي‌كنند: به طور كلي گرايش به مذهب، رفتن به كليسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومي بي‌بند و باري علامت آن است كه نسل جوان قصد دارد كه خودش بر خود كنترل بهتري داشته باشد.

به نقل از خبرگزاري فارس

لينك ثابت نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 12:40 توسط مسعود

 
دوستي هاي قبل از ازدواج 
  



 

 

عشق اصيل و حقيقي و به قول قرآن «مودت» و «رحمت» لازمه آغاز و استمرار زندگي خانوادگي و مايه نشاط جسمي و عاطفي و روحي است. اگر زن و مرد، پروانه هاي شمع عشق باشند، زيباترين زندگي را به تصوير مي كشند اما برخي عشق در زندگي را با دوستي ها خياباني ... اشتباه گرفته اند، عشق مافوق نيازهاي جسمي و مادي است زيرا نياز مادي و شهواني، چيزي جز يك نياز موقت بدني نيست كه به مجرد تخيله انرژي فشرده جنسي به پايان مي رسد. اما شور عشق هميشه باقي است.[1]

به اعتراف دانشمندان اروپايي در جوامع آزاد كه جاذبه هاي ظاهري و شوق جنسي حاكم است، عشق اولين قرباني است. دراين صورت، عشق هاي برخاسته از نهاد و درون به افسانه تبديل شده جز مدعيان دروغين كسي يافت نمي شود زيرا پسري كه هر روز با دختري مي گردد و هر دم كه نگاه مي كند عده اي را در حال جلوه گري مي بيند ديگر تنوع طلبي در او حاكم نشده و از عشق به دور است. جواني كهدنبال چشم چراني است و در كوي و خيابان و بيابان ... دل به عشق بازي اين و آن سپرده است، آيا چيزي جز شهوت و هوس مي داند؟[2]

استاد مطهري م يگويد: «در مورد غريز جنسي و برخي غرايز ديگر، برداشتن قيود در عشق به مفهوم واقعي را مي ميراند و طبيعت را هرزه و بي بند و بار مي كند، در اين مورد هر چه عرضه بيش تر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مي يابد».[3]

«موريس مترلينگ» مي گويد: «عشق در تمامي موجودات وجود دارد، ولي درك آن ابع شرايطي است كه تا آن شرايط جور نشود امكان آن وجود ندارد ... بعضي آن را منحرف مي كنند و ندانسه به صورت تمتع از لزت، مصرف مي نمايند و هيچ از حقيقت آن برخودار نمي شوند».[4]

آري! هر كه خود را رايگان و ارزان به اين و آن بفروشد، معلوم مي شود از بازار قيمت انسان بي خبر است. هر كسي هم كه زود عاشق شود و مرتب معشوق عوض كند، معلوم است كه عشق را به بازي گرفته يا خودش بازيچه هوس شده است. بازي گري و بازيچه بودن، هر دو ايه شرمساري است. بايد درباره مرز ميان عشق و هوس بيش تر انديشيد.[5]

 

عشقي كه نه عشق جاوداني است ×××× بازيچه شهوت جواني است

عشق آينه بلند نور است ×××× شهوت ز حساب عشق دور است

 

«كارن هرناي» مي گويد: «فرق بين عشق و نياز به جلب محبت آن است كه درعشق احساس دوستي و محبت بر همه چيز مقدم است. در حالي كه در نياز عصبي به جلب محبت، همواره نياز به رفع تشويش دروني مقدماست. بسياري از اين نوع روابط بين انسان ها گرچه اساسش سودجويانه است. مع ذالك ماسك عشق و دل بستگي به چهره مي زنند ... به همين جهت يكي از مشخصات عشق حقيقي، پايدار بودن احساس محبت مي باشد».[6]

بنابراين عشق جنسي و دوستي هاي خياباني كه با تشرح غدد جنسي آغاز و با ارضاي زودگذر جسماني پايان مي يابد، نابودكننده عشق حقيقي و واقعي است. و عشق اصلي را به افسانه تبديل مي كند.

جواني كه با نامه و يا sms هاي «فدايت شوم» و «برايت مي ميرم» و «اگر تو نباشي من هيچم» و «دوستت دارم» خود را مي بازد و همچون پر اهي به اين سو و آن در حركت است، هميشه در حال هيجانات روحي و التهاب جنسي به سر مي برد خصوصا براي جواناني كه زمينه ارضاء غرائض جنسي فراهم نيست، اين گونه افراد به شدت دچار كم خوابي، بي اشتهايي و عصبانيت هستند و به دنبال آن به شدت دچار بيماري هاي جسماني مي شوند.

روانشناسان بر اين عقيده اند كه امراضي از قبيل زخم معده، كمبود ويتامين ها، رماتيسم، و بيماري هاي رواني و اعصاب و ... از هيجان و التهاب سرچشمه مي گيرد،[7]

«ويل كارنگي» به نقل از دكتري مي گويد: «آنچه مي خوريد، باعث زخم معده نمي شود، بلكه آن چه كه شما را مي خورد (هيجان) موجب پيدايش اين زخم مي شود».[8]

استاد مطهري مي گويد: «(اين نوع روابط) هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد ... با توجه به اين كه روح بشر فوق العاده تحريك پذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيي روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد. هيچ فردي از تصاحب زيبارويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس (و رفاقت هاي هوس آلود» سير نمي شود. تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدني است و هميشه مقرون به نوعي احساس محروميت و دست نيافتن به آرزوها و به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيماري هاي رواني مي گردد كه امروزه در دنياي غرب بسيار به چشم مي خورد.»[9]

هرگونه ارتباط و دوستي دختر و پسر تا زمانيكه نامحرم هستند از ديدگاه شرع ممنوع است. از مراجع عظام پرسيده شده است كه «نامه نگاري با نامحرم و طرح مسائل عشقي يا شهواني در نامه و ... چه حكمي دارد؟

فرموده اند: جايز نيست و از هر كاري كه موجب مفسده است اجتناب شود.[10]

اين گونه روابط خلاف تقواس و ايمان و معنويت را نابود مي كند. علي(ع) فرمود: «لا يجتمع الشهوة و الحكمة؛ شهوت و حكمت در يك قلب جمع نمي شود.»[11] و در جايي ديگر فرمود: «لاتفسد التقوي الا غلبة الشهوات؛ هيچ چيز به اندازه چيرگي شهوت، تقوا ا از بين نمي برد».[12] و در جاي ديگر تصريح كرد كه «قرين الشهوة مريض النفس معلول العقل؛ كسي كه با شهوت همراه شود جان و عقلش بيمار مي شود».[13]

استاد مطهري مي نويسد: «جواني كه از ديدن رويي زيبا و مويي مجعد به خود مي لرزد و از لمس دستي ظريف به خود مي پيچد، بايد بداند جز جريان مادي حواني در كار نيست. اين گونه عشق ها به سرعت مي آيد و به سرعت مي رود، قابل اعتماد و توصيه نيست، خطرناك و فضيلت كُش است تنها با كمك عفاف و تقوا و تسليم نشدن در برابر آن است كه آدمي سود مي برد ... ».[14]

 

پيامدهاي منفي دوستي هاي قبل از ازدواج

 

1. ترس از افشاي ارتباط هاي گذشته

جواني كه انتظار دارد كه زندگي او سرشار ازعشقو محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستي هايي داشته، هميشه نگران است كه مبادا روابط گذشته او آثار بدي در زندگي اش گذارد و هر آن احتمالافشاي آن سبب بروز مشكلاتي گردد، به ويژه در بافت اجتماعي جامعه اسلامي ما.

 

2. بدگماني نسبت به همديگر

پسري كه قبل از ازدواج با افراد زياديارتباط داشته است به هنگام ازدواج به هر دختري نظر مي كند، مي پندارداو نيز با پسرهاي متعددي ارتباط داشته پاك و عفيف نيست.

حال اگر جواني با تجربه هاي قبل از ازدواج بخواهد كانون عشقي بر پا كند، خانواده اي تشكيل دهد، اولين مشكل او بدگماني به همسر اوست كه نكند او هم به سان ديگر دختران از دوستان پسري برخوردار باشد. و طبعا اضطراب و ناآرامي بر زندگي او حاكم خواهد شد.

«ويل دورانت» در اين زمينه مي گويد: «مرد، نگران و مضطرب است كه مباداكسي پيش از او زنش را تصرف كرده باشد، ولي اين نگراني و اضطراب در زن كمتر است».[15]

 

3. تنوع طلبي

مرد با زنيكه قبل از ازدواج با افراد متعددي ارتباط دوستي دانسته خواه ناخواه تنوع طلب مي شود و اين امر بعد از تشكيل خانواده و زندگي مشترك همچنان ادامه مي يابد، و اين امر عامل كم شدن محبت به كانون گرم خانواده مي شود.

«ويل دورانت» مي نويسد: «فساد پس از ازدواج، بيش تر محصول عادات پيش از ازدواج است ... (كه) در زير عوامل سطحي طلاق، نفرت از بچه داري و ميل به تنوع طلبي نهان است. ميل به تنوع گرچه از همان آغاز در بشر بوده است ولي امروزه به سبب اصالت فرد در زندگي و تعدد محركات جنسي در شهرها و تجاري شدن لذت جنسي، ده برار گشته است». [16]

 

4. دشمني و نفرت

فلسفه منع كاميابي جنسي از غير همسر مشروع و منع ارتباط با نامحرمان از نظر خانوادگي اين است كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوش بخت كردن او به شمار برود، در حالي كه در سيستم آزاد كاميابي و ارتباط دوستانه، همسر قانوني از لحاظ رواني، يك رميت و فراهم و زندانبان و نگهبان به شمار مي رود و در نتيجه كانون خانوادگي بر اساس و دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود.[17]

 

5. جرّ و بحث دائمي

بدگماني از يك طرف و تنوع طلبي از طرف ديگر باعث مي شود هميشه جر و بحثي بين زوجين در گيرد و هر چند وقت يكبار به اين مسأله اشاره شود كه بلي اگر تو سالم بودي با من دوست نمي شدي.

جمعي از جوانان در مصاحبه درباره روابط دختر و پسر عليرغم اصرار بر رفع محدوديت هاي موجود در جامعه و خانواده در لا به لاي سخن خود به برخي از مفاسد اشاره نموده اند.

پسري مي گويد: «به نر من اگر پس ازايجاد ارتباط، ازدواجي صورت گيرد مشكل آفرين مي شود، چون پسرهايي كه (با دختري) دوست مي شوند، تا مشكلي در زندگي مشترك پيش مي آيد مي گويند: آره تو همان كسي بودي كه با من دوست شدي ... ».[18]

 

 

پي نوشت ها:

[1] . ر.ك: جوانان و روابط، ابوالقاسم مقيمي حاجي، مركز مطالعات حوزه علميه، 1380، ص 20.

[2] . نگاه كنيد. به همان، ص 21، با تغيير و تلخيص.

[3] . مسأله حجاب، مرتضي مطهري، قم: صدرا، ص 113.

[4] . مورس مترلينگ، عقل و سرنوشت، ترجمه موسوي فرهنگ، ج 3، ص 146، تهران: مطبوعاتي فرخي.

[5] . نگاه تا نگاه، جواد محدثي، تهران: نشر نهال، 1376، ص 7.

[6] . عصباني هاي عصر ما، كارن هورناي، ترجمه ابراهيم خواجه نوري، تبريز: كتاب فروشي اميد، ص 138.

[7] . ساز و آواز، سيدمرتضي علم الهي، پيام اسلام، قم: ص 62.

[8] . آئين زندگي،‌ويل كارنگي، ص 47، به نقل از ساز و آواز، همان، ص 62.

[9] . مسأله حجاب، مرتضي مطهري، قم: صدرا، همان، صص 84-87.

[10] . جوانان و روابط، همان، ص 156؛ احكام روابط زن و مرد، سيد مسعود معصومي، قم: انتشارات دفتر تبليغات، 22، 1380، صص 139-145.

[11] . ميزان الحكمه، محمدي ري شهري، قم: دفتر تبليغات، ج 10، ص 386.

[12] . همان، ج 10، ص 386.

[13] . همان، ص 378 و ر.ك: مستدرك الوسائل، نوري، آل البيت، ج 11، صص 344-346.

[14] . جاذبه و دافعه علي(ع)، قم: صدرا، 1380.

[15] . لذت فلسفه، ص 136، به نقل از جوانان و روابط، ص 45.

[16] . لذات فلسفه، ويل دورانت، ترجمه عباس زرياب، تهران: نشر دانشجويي، 1373، ص 46.

[17] . با نگاهي به مسأله حجاب، همان، صص 89-90.

[18] . ايران جوان، شماره 135، ص 36.



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 17:9 توسط مسعود

 

سلام به همه منتظرین حضرت قائم (عج):

 (برایم دعا کنید.)

این مطلب رو به مناسبت ولادت بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر انتخاب کرده ام امید است که خوشتان بیاید.

«اللهم ارزقنی شهادت فی سبیل الله»

 

گل حجاب، عطر عفاف

 



هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است،

 

چون باغ بي ديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند.

 

هيچ كس هم با نام و بهانه «آزادي» ديوار خانه خود را بر نمي دارد و شبها در حياطش

 

را باز نمي گذارد، چون خطر رخنه دزد، جدي است.

 

هيچ صاحب گنج و گوهري هم، جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذران

 

نمي گذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر ربوده مي شود.

 

هر چيز كه قيمتي تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مي رود.

 

هر چه كه نفيس تر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت لازمتر.

 

مگر نه اينكه آثار نفيس خطي را در موزه ها و ويترينها مي گذارند، تا با لمس دستهاي

 

اين و آن، خراب نشود و از ارزش نيفتد؟!

 

اينها همه، فرمان عقل است و اقتضاي تجربه.

 

اگر در شيشه عطر را باز بگذاري، عطرش مي پرد.

 

اگر رشته مرواريد را در كمد و صندوق نگذاري و در آن را نبندي، گم مي شود.

 

اگر در مقابل پنجره خانه ات، توري نزني، از نيش پشه ها و مزاحمت مگسها در

 

 امان نخواهي بود.

 

وقتي راه ورود پشه ها را مي بندي، خود را «مصون» ساخته اي، نه «محدود»

 

و زنداني.

 

وقتي در خانه را مي بندي، يا پشت پنجره اتاقت پرده مي آويزي، خانه خود را از

 

ورود بيگانه و نگاههاي مزاحم در پناه قرار داده اي، نه كه خود را در قيد و بند

 

و حصار افكنده باشي.

 

اين را هم عقل و تجربه ات فرمان مي دهد.

 

قرآن هم مي گويد: زنان خودآرايي و خودنمايي و عشوه گري نكنند، تا مورد آزار

 

 بيماردلان قرار نگيرند. (ر.ك: «فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَيَطمَعَ الّذي في قلبهِ مرضٌ»

 

(احزاب، آيه 32 و 33 ؛ نيز نور آيه 30 و 31)

 

اگر براي ايمني از خطرها و آسودگي از مزاحمان، خود را بپوشانيم، نه كسي

 

ايراد مي گيرد، و نه اگر هم ايراد بگيرد، اعتنا مي كني چرا كه سخنش را بي

 

منطق و ناآگاهانه مي داني و مي بيني.

 

اينكه: «دل بايد پاك باشد»، بهانه اي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت

 

است و آويختن به شاخه «لاقيدي»، وگرنه از دل پاك هم نبايد جز نگاه و رفتار

 

 پاك برخيزد.

 

ظاهر، آيينه باطن است و ... «از كوزه همان برون تراود كه در اوست».

 

زن، به خاطر ارزش و كرامتي كه دارد، بايد محفوظ بماند و خود را حراج نكند

 

و در بازار سوداگران شهوت خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند، نفروشد.

 

زن به خاطر لطافتي كه دارد، نبايد در دست هاي خشن كامجويان ديوسيرت، كه

 

نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنكه گل عصمتش

 

را چيدند او را دور اندازند يا زير پايش له كنند.

 

زن به خاطر عصمتي كه دارد و ميراث دارِ پاكي مريم است، نبايد بازيچه

 

هوس و آلوده به ويروس گناه شود.

 

گوهر عفاف و پاكي، كم ارزش تر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل

 

خانه نيست.

 

دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند.

 

سادگي و خامي است كه كسي خود را در معرض ديد و تماشاي نگاه هاي

 

مسموم و چشم هاي ناپاك قرار دهد و به دلبري و جلوه گري بپردازد و خيال كند

 

بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نيم اندازد و از زهر نگاه ها و

 

نيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند.

 

هر شاخه كه از باغ برون آرد سر در ميوه آن طمع كند راهگذربعضي از «نگاه»ها،

 

ويروس «گناه» منتشر مي كنند و بعضي از چهره ها حشره مزاحمت جمع مي كنند.

 

تاريخچه اندلس و شكست مسلمانان و سقوط تمدن اسلامي در اسپانيا، مگر جز به

 

خاطر هجوم فساد غربي به كانون عفاف و تقوي مسلمانان بود؟!

 

خراب كردن همه ديوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها

 

نشانه تيره انديشي است، نه روشن فكري! علامت جاهليت است، نه تمدن.

 

مي گويي نه؟ به طومار كساني نگاه كن كه پس از رسوايي و بي آبرويي با دو دست

  

پشيماني بر سر غفلت خويش مي زنند و بر جهالت خود لعنت مي فرستند.

 

كسي كه از «جماعت رسوا» نگريزد «رسواي جماعت» مي شود!

 

آنكه ايمان را به لقمه اي نان مي فروشد،

آنكه يوسف زيبايي را با چند سكه قلب عوض مي كند،

 

آنكه «كودك عفاف» را جلوي صدها گرگ گرسنه مي برد و به تماشا مي گذارد،

 

 روزي هم «پشت ديوار ندامت»، اشك حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت،

 

 در آخرت هم به آتش بي پروايي خود خواهد سوخت.

 

از اول كه جامه عفاف، سفيد و شفاف است، نبايد گذاشت چرك آبه گناه بر آن بپاشد.

 

از اول بايد مواظب بود اين كاسه چيني نشكند و اين جام بلورين تَرَك برندارد.

 

از اول نبايد به پاي بيگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد، كه بوته هاي نورس

 

عصمت را لگدمال كند.

 

ولي ... گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي شاخه شكست و گل چيده شد!!

 

به نقل از كتاب «از همدلي تا همراهي»



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 20:40 توسط مسعود

 

اگه روسري خود را برندارم... 


دكتر مرتضي آقا تهراني تعريف مي كند كه: وقتي در «مؤسسه اسلامي نيويورك»

 مشغول فعاليت بودم روزي دختر جواني آمد كه مي خواست مسلمان شود؛

 گفتم براي پذيرفتن اسلام، ابتدا بايد خوب تحقيق كنيد بعد اگر به اين نتيجه رسيديد

 كه دين اسلام دين حق است مي توانيد مسلمان شويد. او رفت و شروع به

مطالعه كرد.

در اين بين چندين بار ديگر به من مراجعه كرد و در نهايت با ناراحتي گفت: «اگر

مرا مسلمان نكيند من مي روم و در وسط سالن داد مي زنم و مي گويم: من مسلمانم!»

گفتم حالا كه در پذيرفتن اسلام مصمم شده ايد فردا كه روز ميلاد است بياييد تا در

 طي مراسمي تشرف شما انجام شود. روز بعد، در بين مراسم گفتم اين خانم

مي خواهد امروز به دين مبين اسلام مشرف شود. يكي از حضار گفت:

«لابد اين دختر عاشق يك پسر مسلمان شده و چون دين ما اجازه ازدواج او

را نمي دهد مي خواهد به صورت صوري مسلمان شود.» گفتم: «از صراحت

لهجه شما متشكرم! ولي اين طور كه شما گفتيد نيست زيرا او در مورد

 حقانيت اسلام، مطالعه گسترده اي داشته است. به عنوان مثال در عقايد اسلامي

 چيزي به نام «بداء» هست كه مي دانم هيچ كدام از شما چيزي از آن نمي دانيد

ولي اين دختر خانم مي داند، به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد.

 خانواده وي كه مسيحي بودند با ديدن حجاب او، شروع به آزار و اذيت او

 كردند. اين آزار و اذيت ها روز به روز بيشتر مي شد به حدي كه مجبور

 شدم با حضرت «آيه الله مظاهري» تماس گرفته و جريان را با ايشان در

 ميان گذارم. ايشان فرمودند: «آيا احتمال خطر جاني وجود دارد؟» گفتم:

 «بي خطر هم نيست.» فرمودند: «پس شما به ايشان بگوييد مي تواند روسري

خود را بردارد.» ماجرا را به آن خانم ابلاغ كردم و گفتم: «مي توانيد روسري

خود رابرداريد.» او پرسيد: «آيا اين حكم اوليه است يا حكم ثانويه است

و به خاطر تقيه صادر شده است؟» گفتم: «نه! حكم ثانويه است و به

 خاطر تقيه صادر شده است.» گفت: «اگر روسري خود را بر ندارم

و به خاطر حفظ حجابم كشته شوم آيا من شهيد محسوب مي شوم؟» گفتم:

 «بله!» گفت: «والله روسري خود را بر نمي دارم هر چند در راه حفسظ

حجابم جانم را از دست بدهم.»

البته بعد از اين ماجرا خانواده او نيز با مشاهده رفتار بسيار مؤدبانه دخترشان

از اين خواسته صرف نظر كردند.



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 22:2 توسط مسعود

         
       حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:                                                              

 

   حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول

   

 و الانفاق فی سبیل الله

    

           

 از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا

 

3-انفاق در راه خدا

                           (وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 13:10 توسط مسعود

 

فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک ،

و الصلاة تنزیها لکم عن الکبر

خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ،

و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.

                                  (احتجاج طبرسی،ج1،ص258)


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 21:59 توسط مسعود

 

شيعه و تبرك جستن به آثار اولياى خدا

 تبرك جستن به آثار اولياى خدا، مسأله اى نيست كه هم اكنون در ميان گروهى از مسلمانان پديد آمده باشد، بلكه ريشه هاى اين رفتار را در ژرفاى تاريخ زندگاني رسول خدا و صحابه آن حضرت مى توان يافت.
 

ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 14:49 توسط مسعود

مدرك دوازده امام در منابع اهل سنت 




در روايات فراواني از منابع اهل سنت و بيشتر از آن در منابع شيعه آمده است که خلفا و جانشينان پيامبر(ص) دوازده نفرند، در برخي از آنها، اسامي دوازده نفر آمده که همان دوازده امام شيعه هستند و روايات مطلقه که فقط گفته دوازده نفر جانشين پيامبر(ص) هستند نيز جز بر مذهب شيعه دوازده امامي قابل توجيه نيست، همچنان که برخي دانشمندان منصف اهل سنت به اين مسئله اعتراف کرده  اند.

بسياري بر اين باورند که انتخاب امامان دوازده گانه با نام و نشان به امر الهي توسط پيامبراکرم(ص) اختصاص به منابع شيعه دارد و فقط در مدارک آنها اين مطلب آمده و در منابع و روايات اهل سنت به اين دو تصريح نشده است. ولي اين پندار ناصحيح است در منابع و روايات اهل سنت نيز به اين مسئله اشاره و گاه تصريح شده است که به نمونه هايي اشاره مي شود.


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 22:8 توسط مسعود

 

                       گناهان كبيره

گناه چيست؟

 «گناه» عملي است كه با اراده و رضايت الهي در تضاد بوده ، با ايجاد نوعي “ تاريكي" معنوي در نفس انسان، آدمى را از خداي متعال كه "نور" آسمانها و زمين است، دور مى‏سازد و به عبارت ديگر، موجب بازماندن وى از كمال و قرب به خدا مى‏گردد.


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 19:41 توسط مسعود

 

برادر و خواهر عزیز :

براساس اخبار حاصله کشور دانمارک می خواهد برای بار دوم

بزرگترین و ارزشمند ترین راهنمای مسلمانان را که قرآن کریم

می باشد در روز شنبه آینده در بزرگ ترین جای دانمارک جلوی عالمیان

بسوزاند بیایید همه باهم دعاکنیم تا خداوند بزرگ در همان لحظه

غضب خودرا نازل کندتا عبرتی برای همه باشد .


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 22:10 توسط مسعود

 

 سوال: چرا بعضى اوقات دچار اشتباه و گناه مى شوم؟

علماى اخلاق مى گويند: منشا و انگيزه ى گناهان ، سه قوه است : قوه شهويّه، قوه غضبيّه، قوه وهميّه .

قوه شهويّه ، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى ، مى كشاند، كه سرانجامش ، غرق شدن در فحشا و زشتى ها است .

قوهّ غضبيّه ، انسان را به ظلم، طغيان، آزار رسانى و تجاوز، وادار مى كند.

قوهّ وهميّه ، برترى طلبى، انحصار جويى، تكبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى كند و او را به گناهان بزرگى وارد مى نمايد. 



ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 6:25 توسط مسعود

             www.leader.ir                 دیدار پرشور هزاران نفر از مردم و عشایر شهرستان نورآباد ممسنی

                       

                        زمهر اولیاء الله نشانی کرده ام پیدا    

                       برای خویش عیش جاودانی کرده ام پیدا

                       رسا گر نیست دست من به قرب مهدی زهرا

                        زمهر دوستانش نردبانی کردهام پیدا


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 11:27 توسط مسعود

 

اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ

         شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.

 

                                   (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 6:34 توسط مسعود

 

 

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ
 

تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

                  (بحار الانوار، ج78، ص377)

 


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 6:11 توسط مسعود

 
 


چشم چراني متاسفانه يکي از بيماري ها و عادت هاي ناپسندي است که برخي از افراد جامعه به دلايل مختلف بدان دچار مي شوند. به منظور مبارزه با اين عادت ناپسند, اولا لازم است نسبت به مفهوم, آثار و عواقب و زمينه هاي بروز آن آگاهي بدست آورد و سپس از راهکارهاي عملي براي کنترل آن سود جست. در نوشته زير تقريبا تمامي آنچه شما در زمينه کنترل چشم و درمان چشم چراني بدان نياز داريد, آمده استکه اميد واريم مفيد باشد.


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 19:18 توسط مسعود

 



گرچه دربارهشام برای ابرازعظمت علمی پیشوای پنجم محیط مساعدی نبود، ولی ازحسن اتفاق ، پیش از آنکه پیشوای پنجم ، شهر دمشق را ترک گوید، فرصت بسیاری پیش آمد که امام برای بیدار ساختن افکار مردم و معرفی عظمت و مقام علمی خود به خوبی از آن استفاده نموده  و افکار عمومی هشام را منقلب سازد . ماجرا از این قرار بود : هشام دستاویز مهمی برای جسارت بیشتر به پیشگاه امام پنجم - علیه السلام - در دست نداشت، ناگزیر با مراجعه امام پنجم - علیه السلام- به مدینه موافقت کرد . هنگامی که امام - علیه السلام-  همراه فرزند گرامی خود از قصر خلافت خارج شدند ، درانتهای میدان مقابل قصر با جمعیت انبوهی روبرو گردیدند که همه نشسته بودند . امام از وضع آنان و علت اجتماعشان جویا شد . گفتند: اینها کشیشان و راهبان مسیحی هستند که در مجمع بزرگ سالیانه خود گرد آمده اند و طبق برنامه ، همه ساله ، منتظر اسقف بزرگ می باشند تا مشکلات علمی خود را از او بپرسند . امام - علیه السلام -  به میان جمعیت تشریف برده به طور ناشناس در آن مجمع بزرگ شرکت فرمود . این خبر فوراً به هشام گزارش داده شد . هشام افرادی را مأمور کرد تا در انجمن مزبور شرکت کنند و از نزدیک ناظرجریان باشند .

طولی نکشید اسقف بزرگ که فوق العاده پیر و سالخورده بود، وارد شد و باشکوه و احترام فراوان ، در صدرمجلس قرار گرفت . آنگاه نگاهی به جمعیت انداخت ، و چون سیمای امام باقر - علیه السلام -  توجه وی را به خود جلب نمود ، رو به امام کرد و پرسید :

- از ما مسیحیان هستید یا از مسلمانان ؟

- از مسلمانان .

- از دانشمندان آنان هستید یا افراد نادان ؟

- از افراد نادان نیستم !

- اول من سؤال کنم یا شما می پرسید ؟

- اگر مایلید شما سؤال کنید .

- به چه دلیل شما مسلمانان ادعا می کنید که اهل بهشت غذا می خورند و می آشامند ولی چیز زائدی برای دفع ندارند  ؟  آیا برای این موضوع ، نمونه و نظیر روشنی در این جهان وجود دارد ؟

-بلی ، نمونه روشن آن در این جهان جنین است که در رحم مادر تغذیه می کند ولی چیزی دفع نمی نماید !

- عجب! پس شما گفتید از دانشمندان نیستید ؟!

- من چنین نگفتم، بلکه گفتم از نادانان نیستم !

- سؤال دیگری دارم .

- بفرمایید .

- به چه دلیل عقیده دارید که میوه ها و نعمتهای بهشتی کم نمی شود و هر چه از آنها مصرف شود ، باز به حال خود باقی بوده کاهش پیدا نمی کنند ؟ آیا نمونه روشنی از پدیده های این جهان می توان برای این موضوع ذکر کرد ؟

- آری ، نمونه روشن آن در عالم محسوسات آتش است . شما اگر از شعله چراغی صدها چراغ روشن کنید ، شعله چراغ اول به جای خود باقی است وازآن به هیچ وجه کاسته نمی شود !     .  ..

- اسقف هر سؤال مشکلی به نظرش می رسید ، همه را پرسید و جواب قانع کننده شنید و چون خود را عاجز یافت ، به شدت ناراحت وعصبانی شد و گفت : « مردم! دانشمند والا مقامی را که مراتب اطلاعات و معلومات مذهبی او از من بیشتر است ، به اینجا آورده اید تا مرا رسوا سازد و مسلمانان بدانند پیشوایان آنان از ما برتر و داناترند ؟! به خدا سوگند دیگر با شما سخن نخواهم گفت و اگر تا سال دیگر زنده ماندم ، مرا درمیان خود نخواهید دید! »  این را گفت ، از جا برخاست و بیرون رفت

به استناد وبلاگ اللهیات شیعه http://elahiyat-shia.blogfa.com/author-kalantar_mo.aspx


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 17:44 توسط مسعود

 

من راى اخاه على امر یکرهه فلم یرده عنه - و هو یقدر علیه - فقد خانه

هر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.

(الامالى صدوق،ص۳۴۳)


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 15:24 توسط مسعود

 

«استمنا» يا «خودارضايي» يكي از راه هاي انحرافي در ارضاي ميل جنسي است

كه نسل جوان را در معرض آسيب هاي جدي قرار مي‏دهد. از همين رو مي‏توان

آن را نوعي انحراف جنسي يا بيماري ناميد كه با جديت بايد در درمان آن كوشيد.

آسيب هاي ناشي از خودارضايي به گونه هاي مختلفي تقسيم ‏پذير است كه

 به اختصار به برخي از آنها اشاره مي‏شود:


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 21:47 توسط مسعود

 

همانطور كه مي دانيم، تحريك جنسي توسط خود فرد غلط است و حرام،

اما تحريك جنسي توسط همسر، درست است و حلال، اما چرا؟


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387ساعت 6:50 توسط مسعود

 

 

 

رکوع وسجده طولانی در نماز، عمر را طولانی ونعمت ها را زياد ميکند.

                                                                

                                                               

 

                 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 23:11 توسط مسعود

                

 

 

                                   

خدایا مهربانا قادرا سرورا رحمانا قدیرا  یا شافی یا وافی

یا هادی یا غیاث المستغیثین

شنیده ام که استاد مهربان جن وانس  علامه

حسن زاده املی حالشون خوب نیست

ودر منزل پسرشون بستری هستند.

 دوستان خوبم بیایید برای شفای عاجل آن گرانقدر

آن ولی خدا

عاشقانه دعا کنیم دعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

اللهم اشف ایت الله حسن زاده املی بجان الحسین

وائمه المعصومین حجج الله علیهم السلام

امین یا اله العالمین

 

خدایا کسی غیر تو نداریم

 

دوستانم توجه توجه:

بیایید امشب نفری ۱۱۰ تا ذکر یا شافی برای

سلامتیشان همراه با یک دعای کمیلی که آن برای

شفای ایشان خوانده شود وان را هدیه کنیم به

 روح حضرت رسول اکرم صلوات الله وبچه هایی که در

 اماکن متبرک ساکن هستند اگر مقدورشان است

در حرم دعا را بخوانند در مورد ذکر یا شافی دقت کنید

 طبق فرمایش ایت الله عشق وایمان علامه حسن زاده املی

 یک عدد نه بیشتر نه کمتر باشد

در پناه حق

 

             

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 15:19 توسط مسعود

 

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

                    (مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 20:51 توسط مسعود

 

مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل

هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود

                                 (بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 22:36 توسط مسعود

سلام

به علت از بین رفتن تمام اطلاعات وبلاگ این بنده حقیر خداوند متعال

از تمامی  دوستان در خواست می شود آدرس وبلاگ خودرا در قسمت نظرات قرار دهند 

 تا بدین وسیله لینک شوند.


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387ساعت 18:34 توسط مسعود