تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

๑۩۞۩๑ درانتظار ظهور*************درانتظارظهور๑۩۞۩๑ درانتظار ظهور

با توجه به شرايط خاص دوران جواني , طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفساني , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط ....


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 3 مهر1388ساعت 10:41 توسط مسعود

عوارض استشها در زنان و استمناء در مردان چيست؟و چه عاملي باعث تشديد آن و چه عاملي باعث ترك آن مي شود؟

در مورد عمل خودارضايي يا استمنا و استشها بايد توجه داشت كه اين عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ است و تنها راه ارضاي مشروع غريزه جنسي براى فرد فقط از طريق ازدواج و نزديكى با همسر شرعي خود مي باشد.
      انسان يک سلسله نيازهايي دارد که بايد در شرايط زماني مناسب به نحو صحيح ارضا شود يکي از اين نيازها که آغاز ارضاء آن در ايام جواني است اما بيداري که در ايام نوجواني رخ مي دهد نياز جنسي است. اين نياز در ايام نوجواني و بلوغ بر اثر ترشح هورمون هاي جنسي و تغييرات فيزيولوژيکي و رواني که در فرد به وجود مي آيد، بيدار مي شود ولي به دليل فراهم نبودن ساير شرايط ازدواج مانند بلوغ فکري، اجتماعي و اقتصادي در بيشتر افراد با کمي تأخير ارضاء مي شود و بهترين دوران ارضاء اين نياز آغاز جواني است يعني وقتي ساير شرايط ازدواج نيز به طور نسبي فراهم شد اما به دلايلي ممکن است بعضي از جوانان درارضاء اين نياز دچار انحراف جنسي شوند و از طريق نامشروع بخواهند اين نياز طبيعي را ارضاء کند يکي از اين راه هاي انحرافي که عوارض رواني - جسماني بسيار نامطلوبي نيز به دنبال دارد مبتلا شدن به خودارضايي در پسران و استشها در دختران است. عواملي مانند دست ورزي با آلت تناسلي، پوشيدن لباس هاي تنگ، نگاه کردن به مناظر شهوت آلود مانند نگاه کردن به فيلم هاي مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهايي، وارونه خوابيدن، گوش دادن به موسيقي هاي شوت برانگيز، خوردن بعضي از غذاهاي شهوت زا و... مي تواند باعث بروز اين بيماري خانمانسوز شود.
      الف ) عواقب خودارضايى:
       در اينجا توجه شما را به عواقب خودارضايى جلب مي نماييم تا با آگاهى از آنها بهتر بتوان از اين گناه اجتناب ورزيد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از آن كه معصيت است، فراتر از آن است كه بتوان آنها را برشمرد، بلكه فقط به چند مورد از آن اكتفا مى‏كنيم:
       1- پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
       2- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.
       3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى‏غيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.
       حال چنانچه فرد مبتلا به خودارضايي باشد رعايت دستورالعمل‏هاي زير در جهت درمان آن مفيد است:
      ب) توصيه‏هاى اوليه به منظور كنترل نيروى شهوت و فرار از گناه خودارضايى:
       1- سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
       2- از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
       3- از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد.
       4- از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى جنسى و تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور جدا پرهيز كنيد.
       5- از خوردن مواد غذايى كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتى‏المقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.
       6- قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد.
       7- از نوشيدن افراط‏گونه آب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).
       8- هيچ‏گاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد.
       9- از دست‏ورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دست‏ورزى نكنيد.
       10- هرگز به رو نخوابيد.
       11- به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
       12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد.
       13- هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد.
       14- هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در آنجا به سر بريد.
       15- هفته‏اى يكى دو روز روزه مستحبى بگيريد و اگر توان آن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد؛ يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد.
       16- با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمت‏آميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد.
       17- هيچ‏گاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى آموزش و...
       18- قرآن زياد بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 18:21 توسط مسعود

 

 

 

خلوص نيت محصول معرفت است با شناخت اصولى و عميق از هستى و خداوند آدمى به اين نتيجه خواهيد رسيد كه همه چيز از او است و به او باز مى‏گردد: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ آن گاه دل را متوجه او خواهد ساخت و با هيچ چيز و هيچ كس به جاى او حساب باز نخواهد كرد. براى اين منظور بايستى با دو بال معرفت و عمل به پيش رفت تا دل آيينه حق گردد و جز در او تجلى نيابد. تدبر در آيات قرآن به ويژه آيات توحيدى آن و نيز مطالعه سرگذشت اولياى الهى در اين زمينه كارساز است. براى كسب اخلاص راه‏هاى زير سودمند است:
      1- استعانت و طلب اخلاص از حق‏تعالى و توسل به ائمه طاهرين(ع) در اين رابطه.
      2- حتى‏الامكان عبادات را پنهانى و دور از ديد ديگران انجام دادن. البته اين نبايد مانع حضور در جامعه و جماعات در موارد رجحان بشود.
      3- توجه داشتن به اينكه ريا و خودنمايى باعث سوزاندن و هبط عمل است. انسان همواره بايد به خود اين هشدار را بدهد و مواظبت كند كه مبادا به خاطر خوش آمدن ديگران حسنات خود را - كه با زحمت و تلاش بسيار براى آخرت اندوخته - يكجا بسوزاند و نابودسازد و به جاى كسب محبوبيت نزد خلق خدا مبغوض وى گردد.
      4- بى‏ارزشى و پوچى خوش‏آمد ديگران را در برابر رضاى حق‏تعالى همواره به خود تفهيم و تلقين كند. با خود بگويد: فرضا همه اعمال مرا ببينند و تحسين كنند عاقبت چه؟ اين تعريفات نهايتا چه سودى دارد و در برابر خسرانى كه به بار مى‏آورد چه ارزشى خواهد داشت؟
      5- توجه به اينكه دل‏ها و قلوب همه در اختيار رب‏الارباب است. اوست كه اگر بخواهد و صلاح بداند دل‏ها را به كسى متوجه مى‏سازد و اگر بخواهد روى گردان مى‏سازد. بنابراين تلاش در جهت كسب قلوب بيراهه‏اى پوچ انتها است.
       6- كتاب‏هاى اخلاقى به ويژه كتاب شريف «چهل حديث» حضرت امام خمينى را مطالعه فرماييد. مطالعه كتاب‏هاى زير نيز به شما توصيه مى‏شود:
      1- ترجمه المراقبات(اعمال السنه)،ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى
       2- نامه‏ها و برنامه‏ها،علامه حسن زاده آملى
      3- در آسمان معرفت،علامه حسن زاده آملى
       4- تازيانه سلوك،علامه حسن زاده آملى
       5- حكمت عبادات،آيت‏اللَّه‏جوادى آملى
       6- آيت بصيرت،احمد لقمانى
       براى جلب رضايت پروردگار به چند نكته توجه نماييد: الف) در هر كار ابتدا با خود بينديشد عملى كه مى خواهد انجام بدهد محبوب خداوند است يا نه؟ اگر آن را مطلوب خداوند يافت انجام دهد هر چند بر خلاف خواسته نفس خود باشد و اگر آن را مغضوب پروردگار يافت ترك نمايد هر چند مطابق ميل او باشد.
       ب ) پس از آنكه عمل صحيح و مرضى خداوند را برگزيد همواره بكوشد آن را كاملا خالص و صرفا براى رضاى او بجا آورد و ريا و خودنمايى كه عمل را به آتش مى كشد در آن راه ندهد.
       ج ) پس از انجام عمل صالح همواره مواظبت كند كه عجب و خودپسندى يا تكبر و خود بزرگ بينى در او راه نيابد و اين مراقبت را تا آخر عمر تداوم بخشد. زيرا هر اندازه شخص خود را بزرگ بيند نزد خداوند خوارتر است و هر اندازه خود را ذليل و خاضع‏تر بيند نزد او عزيزتر و گرامى‏تر است.

«ملتمس دعای خیرشما»

اللهم ارزقنی شهادت فی سبیل الله


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 6:24 توسط مسعود

زنان مهاجر و انصار دور ناقه دختر پيامبر را گرفتند و به خانه شوهر رساندند.
      پيامبر به شخصيت بر جسته اي, مانند سلمان دستورداد كه مهار شتر زهرا را بگيرد و بكشد و از اين طريق جلالت دختر خود را اعلام دارد. شيرين‌تر از همه لحظه‌اي بود كه داماد و عروس به حجله رفتند, در حالي كه هر دو از كثرت شرم به زمين مي‌نگرستند. پيامبر وارد شد, ظرف آبي به دست گرفت, به عنوان تفأل بر سر و بر اطراف بدن دختر پاشيد. زيرا آب مايه حيات است و در حق هر دو دعا فرمود: «اللهُم هذِهِ إِبنَتِي وَ اَحَبُّ الخَلْقِ إلَي الّلهُمَّ وَهذا أخي واَحَبُّ الخَلقِ إلَي اللهُمَّ اجعَلْهُ وَليا وَ... ؛ پرودگارا! اين دختر من و محبوب ترين مردم نزد من است. پروردگارا! علي گرامي‌ ترين مسلمانان نزد من است. خداوندا, رشته محبت آن دو را استوارتر فرما... ».
      

فروغ ابديت- ج1،آيت الله جعفر سبحاني


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 9:42 توسط مسعود

 

 استشمام عطر خوش عید سعید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجودپاکتان.

روز دوشنبه با استادم که خیلی نسبت به ایشان ارادت دارم صحبت می کردم.

این بزگوار به نکته خوبی اشاره کردنند.

فرمودنند:تمام شدن ماه مبارک رمضان برای بعضی از افراد بسیار دلگیر وناراحت کننده است زیرا که دگر بار دست شیطان لعین بازگشته و دیگر به سختی می توانند راه سیروسلوک معنوی و ارتباط خواصی که می شود در ماه مبارک رمضان با خدا وند متعال برقرار کرد را پیمود. واز جهتی بسیار خوب است زیرا دیگر افرا دی همچون من بنده گناه کار خدا کمتر به معصیت دچار میشیم و  در روز پاسخ گویی به اعمال کمتر پاسخ گو خواهیم بود .

یارب بگزر از اعمال گنه کاریم اللهی العفو.اللهی العفو.اللهی الغفو.الللللهههیییییی العفو...

                                              التماس دعا

                             اللهم رزقنی شهادت فی سبیل الله

 


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 7:9 توسط مسعود

اهميت اعتكاف!




«تا قوا و نشاط جواني باقي است...

 اي عزيز، اولاً مگذار مفاسد اخلاقي يا عملي در مملكت ظاهر و باطنت وارد شود، كه اين خيلي سهل تر از آن كه بعد از ورود بخواهي اخراج آنها كني. همانطور كه دشمن را اگر نگذاري وارد سر حد مملكت گردد، يا وارد قلعه شود، آسان تر است تا در صدد رفع و اخراج برآيي. و اگر وارد شد، هر چه ديرتر در صدد دفع برآيي، زحمتت زياد مي شود و قوه ي داخلي، رو به نقصان مي گذارد.

 شيخ جليل ما و عارف بزرگوار، آقي شاه آبادي روحي فداه فرمودند:

 «تا قوي جواني و نشاط آن باقي است، بهتر مي توان قيام كرد در مقابل مفاسد اخلاقي، خوب تر مي توان وظايف انسانيه را انجام داد. مگذاريد اين قوا از دست برود و روزگار پيري پيش آيد كه موفق شدن در آن حال، مشكل است و بر فرض موفق شدن، زحمت اصلاح خيلي زياد است». (امام خميني(ره))

 

اعتكاف: «خلوت و پرهيز از كثرت است... .» (آية اللَّه جوادي آملي )

 اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم اللَّه الرحمن الرحيم. مهمترين راه بري عبادت همان خلوت و پرهيز از كثرت است. هر چه انسان از كثرت فاصله داشته باشد در عبادت كامياب تر است و اعتكاف هم از همين جهت محترم و معتبر است. مردان الهي دو گروهند، اوحدي از آنها در عين حال كه در كثرتند، كثير را نمي بينند و آن واحد «خالق كثير» را مي نگرند و كثير را جز آيات او نمي دانند و نمي بينند، ولي بري اوساط از مردان الهي و عبادي، بايد زمان و زميني فراهم بشود كه اين ها از كثرت محفوظ بمانند. شب و مخصوصاً سَحَر كه بسياري از مردم خوابند و كثرتي مزاحم كسي نيست. بري رازگويي با ذات اقدس الهي بسيار مناسب است، لذا فرمود: «انَّ ناشئةَ الليل هي اشدّ وطئاً و اقوم قيلاً»، سحرخيزي نشئه خاص خودش را دارد. و بري پرهيز از كثرت (بسيار مناسب) است.

 جريان اعتكاف هم بري همين منظور پيش بيني و طراحي شده و اصلش مربوط به اعتكاف رسول گرامي صلي الله عليه وآله در ماه مبارك رمضان است. ماه مبارك رمضان مخصوصاً دهه ي سوم جي اعتكاف است.

 در اعتكاف شرايطي بازگو شده است كه مهم ترينش روزه گرفتن است. همانطوري كه نماز بدون طهارت نيست «لا صلاة الاّ بطهور» اعتكاف هم بدون روزه صحيح نيست، «لا اعتكاف الاّ بصوم». بدون وضو نماز صحيح نيست و بدون روزه اعتكاف صحيح نيست. همان طوري كه طهارت مقدمه است بري نماز و نماز عمود دين مي شود. روزه نيز زمينه ي فلاح و تقوا است و با همه ي جلال و شكوهي كه دارد شرط اعتكاف است.

 مطلب ديگر آن است كه اعتكاف از يك جهت شبيه حال احرام حج است. اگر چه روزه دار از بعضي از امور در روز ممنوع است، اما در شب همان امور بري او حلال و رواست. لكن در حال اعتكاف همان كارهايي كه در روز بري روزه دار ممنوع بود برخي از آن كارها،در شب هم بري معتكف ممنوع است. نظير حال احرام كه شب و روز ندارد، اگر روز بري محرم، صيد حيوانات صحرايي ممنوع است در شب هم ممنوع است و كارهي ديگر. «لا رفث و لا فسوق و لا جدال في الحج» ليل و نهار ندارد و شب و روزش يكسان است. بنابر اين در مدت اين سه روز كه شخص، مهمان خداست و نام معتكف در خانه او - آن هم در مسجد جامع يا در مسجدي كه نماز جمعه خوانده مي شود، يا مسجدي كه جمعيت قابل توجهي در آن عبادت اقامه مي كنند كه جامع بر او صادق باشد - در چنين مكاني وقتي كسي به اعتكاف نشست، ليل و نهار بري او يكسان است از آن لذت هي شهواني و مانند آن در تمام اين حالت بايد پرهيز كند.

 كساني كه رغبت به اعتكاف دارند «شوقاً الي الثواب» است نه «خوفاً من العقاب». كارهي واجب را گاهي ممكن است انسان بري ترس از دوزخ انجام دهد، ولي كارهي اعتكاف و مانند آن كه ثواب دارد و مستحب است اينها بري ترس از عذاب نيست، زيرا واجب نيست كه اگر ترك كردند، دوزخ بروند، مستحب است و چون مستحب است بري شوق به ثواب است، لكن معتكفان دو قسم اند اوساطي از اهل اعتكاف، در جات فضيلت و ثواب و بهشت را مي طلبند و اوحده ي از اهل اعتكاف محبوب و دل آرام را مي طلبند، همان است كه گفته مي شود «ألا به ذكر اللَّه تطمئن القلوب» اين قراردادي و از سنخ مفاهمه نيست.

 آنچه كه آرايش دل ماست برابر سوره ي حجرات. ايمان به خداست، كه «حبّب اليكم الايمان و زيّنه في قلوبكم» آرايش دل و زينت و زيور است.

 اعتكاف بري آن است كه اولاً دل هي بي زيور آرايش پيدا كند، و ثانياً دل هي ناآرام، آرام بشود. فضي دانشگاه چنين فضايي است. دانشجويان عزيز و همچنين طلاب حوزوي كه در دوران جواني توفيق تشرّف اعتكاف را داشته و دارند، عنايت دارند كه به دنبال دل آرا و دل آرامند و هيچ كسي در درون آنها نيست كه از آرايش قلب آن ها با خبر يا از آرامش دل آنها مستحضر باشد. تنها خود آنها در صورتي كه سري به دل بزنند و مراقب و مواظف آرايش و آرامش دل باشند، يك چنين حالي در اعتكاف به دست مي آورند زيرا اولاً انسان در اين سه روز از بسياري امور فاصله مي گيرد، ثانياً به درون خود سري مي زند و ثالثاً درون آفرين را در درون خود مشاهده مي كند و رابعاً با او سخن گفته و مناجات مي كند، مخصوصاً با دعاهي پر فيض ماه رجب، آن گاه است كه احساس مي كند اگر نقصي دارد اين نقص را، «او» به كمال تبديل مي كند اگر عيبي دارد اين عيب را، «او» به صحت تبديل مي كند، چون وقتي خدا را مشاهده كرد آثار الهي را مي بيند. يك معتكف وقتي خلوت كرده و از كثرت به وحدت و از بيرون به درون و از غير به يار آمده است، از مخلوق به خالق رسيده است و از ناآرامي و اضطراب به آرامش بار يافته است.

 انسان در حال اعتكاف وقتي خلوت كرد و او را عبادت كرد و با او مذاكره و زمزمه كرد، مي يابد كه آنچه در جهان خلقت است همه اش حجاب است، يا حجاب درون و يا حجاب بيرون و اين حجاب ها آيت و علامت و نشانه اند. هم حجاب هاي ظلماني را و هم حجاب هي نوراني را بايد برطرف كرد. اين همان تقرب الي اللَّه است. وقتي كه يك معتكف به خود آمد و جهان را با اين منظر ديد و عينك قرآن را بر چشم گذاشت، و از منظر قرآن به عالم و آدم نگاه كرد، مي بيند همه اين ميناگري ها كار اوست.

 ما سعي و كوشش و هدف والي مان در اعتكاف اين باشد كه به دل آرام و دل آرايمان برسيم، آنگاه بسياري از مسائل بري ما حل مي شود. اولاً لذت ما فوق لذت هي ديگران خواهد بود، ثانياً هرگز از آلودگي لذت نمي بريم، ثالثاً ديگر كسي به ما نخواهد گفت رانت خواري نكن، ربا خواري نكن، دروغ نگو، غيبت نكن، چون بوي بد اين عَفِن ها را استشمام مي كنيم، اين ها فايده ي اعتكاف است. البته ثواب هم در آن محفوظ است بهشت هم در آن محفوظ است، اما آن هدف برين و والا كه به همت انسان اوحدي وابسته است از اين قبيل است. اميدواريم ذات اقدس الهي، توفيق اعتكاف را به همگان، مخصوصاً طلاب جوان و دانشجويان عزيز مرحمت بفرمايد و هدف والي معتكفان كه شهود آن محبوب دل آرا و دل آرام است، بهره ي همه معتكفان بشود. (برگرفته از پيام سال 1385 آية اللَّه جوادي(دامت بركاته) به دانشجويان معتكف.)

 

در ادامه به چند پرسش و پاسخ توجه كنيد:

 

 مفهوم اعتكاف

  پرسش 1. اعتكاف به چه معنا است؟

 «اعتكاف»، در لغت به معني توقف در جايي است و در اصطلاح فقه، عبارت است از: «ماندن حداقل سه روز در مسجد، به قصد عبادت خداوند با شرايطي خاص».

 

 پيشينه اعتكاف

  پرسش 2. درباره اهميت اعتكاف و پيشينه آن توضيح دهيد؟

 قرآن مي فرمايد: «وَ عَهِدْنا إِلي  إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ؛ و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا بري طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان، پاك و پاكيزه كنيد».(بقره (2)، آيه 125))

 مراسم اعتكاف، به زمان حضرت ابراهيم عليه السلام بر مي گردد و بعد از او، در بعضي از شريعت ها و در زندگي برخي از صالحان - حضرت مريم و زكريا عليهم السلام- به چشم مي خورد. با ظهور دين اسلام، اين امر شكل تازه ي به خود گرفت و در ميان مسلمانان، به عنوان يك عبادت مستحب با آداب و شرايط خاص رايج شد.

 «اعتكاف»، استحباب و فضيلت فراوان دارد و صفي خاصي به روح و جان مي بخشد. پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله همه ساله در ماه رمضان - به ويژه دهه آخر آن - اعتكاف مي كرد و دستور مي داد رختخوابش را برچينند و چادري در مسجد بر پا كنند و هميشه مي فرمود: «ده  روز اعتكاف در ماه رمضان، برابر با دو حج و دو عمره است». (اعتكافُ عشرٍ في شهر رمضان يعدل حجّتين و عُمرتين» وسائل الشيعه، ج 10، ابواب الاعتكاف و اللمعة الدمشقيه، كتاب الاعتكاف.)

 

 فلسفه اعتكاف

  پرسش 3. فلسفه اعتكاف چيست؟

 «اعتكاف»، حكمت ها و فوايد فراواني دارد كه بخشي از آنها عبارت است از:

 1. ايجاد زمينه مناسب بري انديشه و تفكّر؛

 2. فراهم آمدن زمينه توبه و بازگشت؛

 3. فراهم شدن فرصت نيايش، نماز و تلاوت قرآن؛

 4. فراهم شدن دوره ي كوتاه بري محاسبه نفس و خود سازي (كه حداقل سه روز طول مي كشد و انسان را از حاكميت غريزه ها، عادت ها و اشتغالات معمول زندگي آزاد مي سازد).


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 10:37 توسط مسعود

احكام اعتكاف!

 



با توجه به اهميت اعتكاف، لازم است معتكفين به احكام آن نيز آگاهي داشته باشند لذا در اينجا به گزيده اي از احكام اعتكاف مي پردازيم.

 

شرايط اعتكاف

 پرسش 1. شرايط صحت اعتكاف چيست؟

 1. معتكف عاقل باشد.

 2. با قصد قربت باشد.

 3. اعتكاف حداقل سه روز متوالى باشد.

 4. از مسجد بدون عذر خارج نشود.

 5. در يكى از مساجد چهارگانه و يا مسجد جامع شهر باشد. (مساجد چهار گانه عبارت است از: مسجد الحرام، مسجد نبوى (مدينه)، مسجد كوفه و مسجد بصره)

 6. اگر اعتكاف با حق شوهر منافات داشت، با اجازه او باشد.

 7. اگر اعتكاف باعث اذيت و آزار پدر و مادر شود، با اجازه آن دو باشد.

 

 محرمات اعتكاف

 پرسش 2. محرمات اعتكاف كدام است؟

 محرمات اعتكاف عبارت است از:

 1. نزديكى با همسر،

 2. ملاعبه با همسر (بنابر احتياط واجب).

 2. خريد و فروش غير ضرورى،

 3. استمنا (بنابر احتياط واجب)،

 4. بوييدن عطر و گياهان خوشبو به قصد لذت بردن،

 5. مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل.

 

 مبطلات اعتكاف

 پرسش 3. انجام دادن چه كارهايى، اعتكاف را باطل مى كند؟

 آيات عظام امام، خامنه اى و فاضل: هر كارى كه مبطل روزه است و نيز تماس و آميزش (هرچند در شب باشد)، اعتكاف را باطل مى سازد و بنابر احتياط واجب، انجام دادن ساير محرمات اعتكاف نيز مبطل اعتكاف است. (امام و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 و دفتر: خامنه اى)

 آيات عظام بهجت و صافى: هر كارى كه مبطل روزه است و نيز آميزش (هرچند در شب باشد) اعتكاف را باطل مى سازد و بنابر احتياط واجب، انجام دادن محرمات اعتكاف نيز مبطل اعتكاف است. (صافى، هداية العباد، ج 1، م 1423 و بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1210)

 آية اللَّه تبريزى: هر كارى كه مبطل روزه است، اعتكاف را نيز باطل مى سازد؛ ولى انجام دادن محرمات اعتكاف - به جز آميزش - مبطل اعتكاف نيست. (تبريزى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1080)

 آيات عظام سيستانى، مكارم، نورى و وحيد: انجام دادن محرمات اعتكاف و هر كارى كه مبطل روزه است، اعتكاف را باطل مى سازد.(نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 ؛ سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين الاعتكاف، م 1080 و دفتر: خامنه اى)

 

 اقسام اعتكاف

 پرسش 4. اعتكاف واجب است يا مستحب؟

 همه مراجع: اعتكاف در اصل، يك عمل مستحبى است؛ ولى ممكن است به سببى - مانند نذر، عهد يا قسم - واجب شود. به عنوان مثال انسان نذر مى كند يا با خداى خود عهد مى بندد كه اگر در فلان كار، موفق شد، يا از فلان بيمارى شفا پيدا كرد، چند روز در مسجد معتكف شود.(العروة الوثقى، ج 2، الاعتكاف)

 

 زمان اعتكاف

 پرسش 5. آيا در هر زمان كه بخواهيم مى توانيم، معتكف شويم يا زمان خاص دارد؟

 همه مراجع: در هر زمان كه روزه صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است. اعتكاف زمان خاصى ندارد؛ ولى بهترين زمان براى انجام آن، ماه مبارك رمضان به ويژه دهه آخر آن است.(العروة الوثقى، ج 2، الاعتكاف)

 

 شروع اعتكاف

 پرسش 6. آيا روزه هاى قضا كه بر عهده داريم، مى توانيم در اعتكاف بگيريم؟

 همه مراجع: آرى، جايز است.(العروة الوثقى، كتاب الاعتكاف، م 4)

 

اجازه پدر

 پرسش 7 . آيا اعتكاف فرزند بدون اجازه پدر صحيح است يا خير؟

 همه مراجع: اگر باعث اذيت و آزار والدين نباشد، نياز به اجازه نيست و اعتكاف صحيح است.(امام، نورى، فاضل، مكارم، تعليقات على العروة، ج 1، احكام الاعتكاف، م 9؛ بهجت، وسيلة النجاةج 1، 1211؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1426؛ تبريزى و وحيد، سيستانى، منهاج الصالحين، م 1072 و دفتر: خامنه اى)

 

 اجازه شوهر

 پرسش 8 . آيا زن براى رفتن به اعتكاف، نياز به اجازه شوهر دارد و اگر بدون اجازه برود، آيا اعتكافش صحيح است؟

 امام: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود بنابر احتياط واجب اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است. (امام، تحرير الوسيله، ج 1 ، مشروط الاعتكاف، السادس و استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 16)

 آيات عظام فاضل و وحيد: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است. (وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 1069، الخامس و توضيح المسائل، م 2476 و فاضل، تعليقات على العروة ج 2، شرائط الاعتكاف، السابع)

 آيات عظام بهجت و تبريزى: زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد - چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود - اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، بنابر احتياط واجب باطل است. (بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 18 و وسيلةالنجاه، ج 1، م 1193 و تبريزى، منهاج الصالحين، ج 1، م 1069)

 آيات عظام سيستانى و صافى: زن بايد با اجازه شوهرش از منزل بيرون رود و اگر اجازه ندهد، اعتكافش باطل است (هر چند باعث تضييع حق زناشويى او نشود). (صافى، عروةالعباد، ج 1، شروط الاعتكاف، م 1402، السادس و توضيح المسائل، م 2421، و سيستانى، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع)

 آية اللَّه مكارم: بنابر احتياط واجب، زن بايد با اجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود بنابر احتياط واجب اعتكافش باطل است. (مكارم، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع و استفتاءات، ج 2، س 963)

 آية اللَّه نورى: زن بايد بااجازه شوهرش به اعتكاف برود و اگر اجازه ندهد چنانچه باعث تضييع حق (زناشويى) او شود اعتكافش باطل است و اگر با حق او منافات نداشته باشد، اعتكافش صحيح است، مگر آنكه روزه او در اعتكاف مستحبى باشد. (نورى، تعليقات على العروة، شرائط الاعتكاف، السابع و توضيح المسائل، م 2408)

 

 مكان اعتكاف

 مسجد جامع

 پرسش 9 . منظور از مسجد جامع چيست؟

 همه مراجع: مسجد جامع مسجدى است كه اقشار مختلف مردم، در آن شركت مى كنند و اختصاص به محله يا صنف خاصى ندارد. (مكارم، استفتاءات، ج 2، س 456؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 617 و تبريزى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، الرابع. و دفتر: همه)

 

مسجد دانشگاه

 پرسش 10. با توجّه به اينكه اعتكاف بايد در مسجد جامع شهر باشد، آيا جايز است در مسجد دانشگاه اعتكاف را به قصد رجا انجام داد؟

 همه مراجع (به جز خامنه اى و امام): اعتكاف در مسجد دانشگاه صحيح نيست. (دفتر: همه)

 امام: اعتكاف بايد در مساجد چهارگانه باشد و بنابر احتياط واجب در مساجد جامع، بايد به قصد رجا انجام گيرد و در غير مساجد جامع صحيح نيست. (امام، تحرير الوسيله، ج 1، شروط الاعتكاف، الخامس)

 آية اللَّه خامنه اى: به قصد رجا اشكال ندارد. (دفتر: خامنه اى)

 تبصره. مساجد اربعه عبارتند از: مسجد الحرام، مسجد النبى، مسجد كوفه و مسجد بصره.

 

 پرسش 11. با توجه به اينكه مراجع تقليد، اعتكاف را تنها در مساجد جامع جايز مى دانند؛ آيا دانشجويان مى توانند نذر كنند كه سه روز در مسجد دانشگاه اجتماع كنند و در اين مدت به طور معمول به نماز و روزه و عبادت و اجراى برنامه هاى دينى بپردازند؟

 همه مراجع: آرى، نذر فوق صحيح است و از ثواب عبادت و دعا بهره مند مى شوند؛ ولى اين امر اعتكاف محسوب نمى شود. (دفتر: همه)

 تبصره. متعلق نذر به هر صورت كه نيت شود، بايد طبق آن عمل شود. بنابر اين در كم و زياد كردن روزهاى عبادت و يا ساعات حضور مى توان تغيير داد.

 

تلفن در اعتكاف

 پرسش 12 . گفت وگو با تلفن همراه در مسجد، در موارد غيرضرورى و مكرر، چه صورت دارد؟

 همه مراجع: اشكال ندارد. (دفتر: همه.)

 

 درس و اعتكاف

 پرسش 13. آيا جايز است در اعتكاف، دروس خود را مباحثه كرد؟

 آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و فاضل: درس خواندن، حل مسائل و مباحثه - به ويژه در امور دينى - بسيار كار پسنديده اى است؛ ولى اگر مباحثه و مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل باشد، حرام است و بنابر احتياط واجب اعتكاف را نيز باطل مى سازد. معيار تشخيص آن، قصد و نيت شخص است. (امام و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 ؛ صافى، هدايةالعباد، ج 1، م 1421 و 1423 و بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1208 و 1210)

 آية اللَّه تبريزى: مباحثه به ويژه در امور دينى بسيار كار پسنديده اى است؛ ولى اگر مباحثه و مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل باشد، حرام است؛ ولى اعتكاف را باطل نمى سازد. معيار تشخيص آن، قصد و نيت شخص است. (منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1080)

 آيات عظام سيستانى، مكارم، نورى و وحيد: مباحثه به ويژه در امور دينى بسيار كار پسنديده اى است؛ ولى اگر مباحثه و مجادله به منظور غلبه بر ديگرى و اظهار فضل باشد، حرام است و اعتكاف را نيز باطل مى سازد. معيار تشخيص آن، قصد و نيت شخص است. (نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 2، احكام الاعتكاف م 3 و سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين الاعتكاف، م 1080)

 

 قطع اعتكاف

 پرسش 14 . آيا قطع اعتكاف گناه دارد؟

 همه مراجع: اگر اعتكاف واجب باشد و يا دو روز اعتكاف مستحبى را گذرانده باشد و بخواهد اعتكاف را به هم بزند، معصيت كرده است. (العروة الوثقى، شرائط الاعتكاف، م 39)

 

 پرسش 15. آيا معتكف مى تواند به هنگام نيت اعتكاف، شرط كند كه هر زمان خواست (هر چند بدون عذر)، از اعتكاف خارج شود؟

 امام: مى تواند شرط كند كه اگر عذر عرفى يا شرعى برايش پيدا شد، بتواند از اعتكاف خارج شود؛ ولى بدون عذر جايز نيست. (امام، تعليقات على العروة، الاعتكاف، م 40)

 آيات عظام بهجت، صافى، فاضل و نورى: آرى، چنين شرطى جايز است و اگر شرط كرد - هر زمان كه خواست - مى تواند از اعتكاف خارج شود. (نورى، فاضل، تعليقات على العروة، الاعتكاف، م 40 ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1207 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1074؛ صافى، هدايةالعباد، ج 1، م 1416)

 آيات عظام سيستانى، مكارم و وحيد: مى تواند شرط كند كه اگر عذر عرفى يا شرعى برايش پيدا شد، بتواند از اعتكاف را خارج شود؛ ولى بدون عذر بنابر احتياط واجب، جايز نيست. (سيستانى وحيد، منهاج الصالحين، الاعتكاف، م 1074)

 

 خروج از مسجد

 پرسش 16. در چه مواردى مى توان از مسجد خارج شد؟

 همه مراجع: خارج شدن از مسجد جايز نيست؛ مگر به جهت ضرورت عقلى ، عرفى و شرعى؛ مانند: مراجعه به پزشك در موارد اضطرار، رفتن به دستشويى (ضرورت عقلى)، عيادت بيمار، تشييع جنازه مرده (ضرورت عرفى)، غسل و وضوى واجب (ضرورت شرعى). (امام، نورى، مكارم و فاضل، تعليقات على العروة، ج 1 الاعتكاف، م 30؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1412؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، 1203؛ تبريزى، وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، السادس؛ دفتر: خامنه اى)

 

 پرسش 17. خارج شدن معتكف از مسجد براى گرفتن وضو و غسل مستحبى چه حكمى دارد؟

 آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و فاضل: اشكال ندارد. (امام، فاضل، تعليقات على العروة، ج 1 الاعتكاف، م 30؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1412؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، 1203 دفتر: خامنه اى)

 آيات عظام تبريزى، سيستانى، مكارم، نورى و وحيد: بنابر احتياط واجب جايز نيست. (نورى و مكارم، تعليقات على العروة، ج 1 الاعتكاف، م 30؛ تبريزى، وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، الاعتكاف، السادس)

 

اعتكاف و كلاس درس

 پرسش 18. آيا در ايام اعتكاف، رفتن به كلاس و شركت در درس ها جايز است؟

 همه مراجع: خروج از مسجد و شركت در كلاس هاى درسى، اشكال دارد. (نورى، استفتاءات، ج 2، س 276؛ سيستانى، سايت، اعتكاف؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 515؛ فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 462 و دفتر: امام، خامنه اى، مكارم، تبريزى، وحيد و بهجت)

 

نيابت در اعتكاف

 پرسش 19. آيا نيابت اعتكاف از طرف عده اى از اموات صحيح است؟

 همه مراجع: خير، به نيابت از چند نفر مرده صحيح نيست؛ ولى مى تواند ثواب آن را به روح آنان هديه كند. (العروة الوثقى، ج 2، الاعتكاف، م 3)

 

 پرسش 20. كسى كه نذر كرده ايام البيض (روزهاى سيزدهم تا پانزدهم) ماه رجب را اعتكاف كند، چنانچه در اين ايام بيمار شود، تكليف چيست؟

 همه مراجع: اگر نذرش به سال خاصى تعيين شده - چنانچه به واسطه بيمارى نتواند روزه بگيرد يا در اعتكاف شركت كند - تكليف از او ساقط است و كفاره هم ندارد؛ ولى اگر براى نذرش سال تعيين نشده، مى تواند در سال هاى بعد اعتكاف كند. (تبريزى، استفتاءات، س 1729؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النذر، م 24؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النذر، م 24؛ سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 2647 ؛ خامنه اى، استفتاء، س 1074 و دفتر: فاضل، نورى، مكارم، وحيد، بهجت)

 

افطارى معتكف

 پرسش 21. استفاده از افطارى و سحرى معتكفان، براى ديگران چه حكمى دارد؟

 همه مراجع: بدون اجازه دهندگان، جايز نيست. (دفتر: همه)

 

 اعتكاف و غسل

 پرسش 22. اگر محتلم شويم، غسل را در داخل مسجد انجام دهيم؟

 همه مراجع (به جز صافى): اگر معتكف محتلم شود و غسل كردن در مسجد به جهت توقف يا نجس كردن مسجد ممكن نباشد، واجب است از مسجد خارج شود. (امام، نورى، فاضل، مكارم، تعليقات على العروة، ج 1، الاعتكاف، الثامن؛ بهجت، وسيلة النجاة ج 1، 1204؛ تبريزى، وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، م 1073 و دفتر: خامنه اى)

 آية اللَّه صافى: آرى، بايد از مسجد خارج شود، هر چند غسل در مسجد باعث مكث يا نجس كردن مسجد نشود. (صافى، هداية العباد، ج 1، م 1403)

 

قضاى اعتكاف

 پرسش 23. چنانچه اعتكاف مستحبى را به جهتى به هم بزند، آيا قضاى آن واجب مى شود؟

 همه مراجع (به جز تبريزى، سيستانى و وحيد): اگر بعد از روز دوم باطل كند، بايد قضاى آن را به جا آورد. (امام، نورى، فاضل، مكارم، تعليقات على العروة، ج 1، احكام الاعتكاف، م 5؛ بهجت، وسيلة النجاةج 1، 1210؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1424؛ دفتر: خامنه اى)

 آيات عظام تبريزى، وحيد و سيستانى: اگر بعد از روز دوم باطل كند، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن را به جا آورد و اگر پيش از آن باشد، چيزى بر عهده او نيست. (تبريزى، سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين، م 1082)

 تبصره. قضاى اعتكاف مانند اصل اعتكاف است. بنابراين بايد شرايط آن را رعايت كند و حداقل سه روز متوالى روزه بگيرد.


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 10:1 توسط مسعود

 
دوستي هاي قبل از ازدواج 
  



 

 

عشق اصيل و حقيقي و به قول قرآن «مودت» و «رحمت» لازمه آغاز و استمرار زندگي خانوادگي و مايه نشاط جسمي و عاطفي و روحي است. اگر زن و مرد، پروانه هاي شمع عشق باشند، زيباترين زندگي را به تصوير مي كشند اما برخي عشق در زندگي را با دوستي ها خياباني ... اشتباه گرفته اند، عشق مافوق نيازهاي جسمي و مادي است زيرا نياز مادي و شهواني، چيزي جز يك نياز موقت بدني نيست كه به مجرد تخيله انرژي فشرده جنسي به پايان مي رسد. اما شور عشق هميشه باقي است.[1]

به اعتراف دانشمندان اروپايي در جوامع آزاد كه جاذبه هاي ظاهري و شوق جنسي حاكم است، عشق اولين قرباني است. دراين صورت، عشق هاي برخاسته از نهاد و درون به افسانه تبديل شده جز مدعيان دروغين كسي يافت نمي شود زيرا پسري كه هر روز با دختري مي گردد و هر دم كه نگاه مي كند عده اي را در حال جلوه گري مي بيند ديگر تنوع طلبي در او حاكم نشده و از عشق به دور است. جواني كهدنبال چشم چراني است و در كوي و خيابان و بيابان ... دل به عشق بازي اين و آن سپرده است، آيا چيزي جز شهوت و هوس مي داند؟[2]

استاد مطهري م يگويد: «در مورد غريز جنسي و برخي غرايز ديگر، برداشتن قيود در عشق به مفهوم واقعي را مي ميراند و طبيعت را هرزه و بي بند و بار مي كند، در اين مورد هر چه عرضه بيش تر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مي يابد».[3]

«موريس مترلينگ» مي گويد: «عشق در تمامي موجودات وجود دارد، ولي درك آن ابع شرايطي است كه تا آن شرايط جور نشود امكان آن وجود ندارد ... بعضي آن را منحرف مي كنند و ندانسه به صورت تمتع از لزت، مصرف مي نمايند و هيچ از حقيقت آن برخودار نمي شوند».[4]

آري! هر كه خود را رايگان و ارزان به اين و آن بفروشد، معلوم مي شود از بازار قيمت انسان بي خبر است. هر كسي هم كه زود عاشق شود و مرتب معشوق عوض كند، معلوم است كه عشق را به بازي گرفته يا خودش بازيچه هوس شده است. بازي گري و بازيچه بودن، هر دو ايه شرمساري است. بايد درباره مرز ميان عشق و هوس بيش تر انديشيد.[5]

 

عشقي كه نه عشق جاوداني است ×××× بازيچه شهوت جواني است

عشق آينه بلند نور است ×××× شهوت ز حساب عشق دور است

 

«كارن هرناي» مي گويد: «فرق بين عشق و نياز به جلب محبت آن است كه درعشق احساس دوستي و محبت بر همه چيز مقدم است. در حالي كه در نياز عصبي به جلب محبت، همواره نياز به رفع تشويش دروني مقدماست. بسياري از اين نوع روابط بين انسان ها گرچه اساسش سودجويانه است. مع ذالك ماسك عشق و دل بستگي به چهره مي زنند ... به همين جهت يكي از مشخصات عشق حقيقي، پايدار بودن احساس محبت مي باشد».[6]

بنابراين عشق جنسي و دوستي هاي خياباني كه با تشرح غدد جنسي آغاز و با ارضاي زودگذر جسماني پايان مي يابد، نابودكننده عشق حقيقي و واقعي است. و عشق اصلي را به افسانه تبديل مي كند.

جواني كه با نامه و يا sms هاي «فدايت شوم» و «برايت مي ميرم» و «اگر تو نباشي من هيچم» و «دوستت دارم» خود را مي بازد و همچون پر اهي به اين سو و آن در حركت است، هميشه در حال هيجانات روحي و التهاب جنسي به سر مي برد خصوصا براي جواناني كه زمينه ارضاء غرائض جنسي فراهم نيست، اين گونه افراد به شدت دچار كم خوابي، بي اشتهايي و عصبانيت هستند و به دنبال آن به شدت دچار بيماري هاي جسماني مي شوند.

روانشناسان بر اين عقيده اند كه امراضي از قبيل زخم معده، كمبود ويتامين ها، رماتيسم، و بيماري هاي رواني و اعصاب و ... از هيجان و التهاب سرچشمه مي گيرد،[7]

«ويل كارنگي» به نقل از دكتري مي گويد: «آنچه مي خوريد، باعث زخم معده نمي شود، بلكه آن چه كه شما را مي خورد (هيجان) موجب پيدايش اين زخم مي شود».[8]

استاد مطهري مي گويد: «(اين نوع روابط) هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد ... با توجه به اين كه روح بشر فوق العاده تحريك پذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيي روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد. هيچ فردي از تصاحب زيبارويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس (و رفاقت هاي هوس آلود» سير نمي شود. تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدني است و هميشه مقرون به نوعي احساس محروميت و دست نيافتن به آرزوها و به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيماري هاي رواني مي گردد كه امروزه در دنياي غرب بسيار به چشم مي خورد.»[9]

هرگونه ارتباط و دوستي دختر و پسر تا زمانيكه نامحرم هستند از ديدگاه شرع ممنوع است. از مراجع عظام پرسيده شده است كه «نامه نگاري با نامحرم و طرح مسائل عشقي يا شهواني در نامه و ... چه حكمي دارد؟

فرموده اند: جايز نيست و از هر كاري كه موجب مفسده است اجتناب شود.[10]

اين گونه روابط خلاف تقواس و ايمان و معنويت را نابود مي كند. علي(ع) فرمود: «لا يجتمع الشهوة و الحكمة؛ شهوت و حكمت در يك قلب جمع نمي شود.»[11] و در جايي ديگر فرمود: «لاتفسد التقوي الا غلبة الشهوات؛ هيچ چيز به اندازه چيرگي شهوت، تقوا ا از بين نمي برد».[12] و در جاي ديگر تصريح كرد كه «قرين الشهوة مريض النفس معلول العقل؛ كسي كه با شهوت همراه شود جان و عقلش بيمار مي شود».[13]

استاد مطهري مي نويسد: «جواني كه از ديدن رويي زيبا و مويي مجعد به خود مي لرزد و از لمس دستي ظريف به خود مي پيچد، بايد بداند جز جريان مادي حواني در كار نيست. اين گونه عشق ها به سرعت مي آيد و به سرعت مي رود، قابل اعتماد و توصيه نيست، خطرناك و فضيلت كُش است تنها با كمك عفاف و تقوا و تسليم نشدن در برابر آن است كه آدمي سود مي برد ... ».[14]

 

پيامدهاي منفي دوستي هاي قبل از ازدواج

 

1. ترس از افشاي ارتباط هاي گذشته

جواني كه انتظار دارد كه زندگي او سرشار ازعشقو محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستي هايي داشته، هميشه نگران است كه مبادا روابط گذشته او آثار بدي در زندگي اش گذارد و هر آن احتمالافشاي آن سبب بروز مشكلاتي گردد، به ويژه در بافت اجتماعي جامعه اسلامي ما.

 

2. بدگماني نسبت به همديگر

پسري كه قبل از ازدواج با افراد زياديارتباط داشته است به هنگام ازدواج به هر دختري نظر مي كند، مي پندارداو نيز با پسرهاي متعددي ارتباط داشته پاك و عفيف نيست.

حال اگر جواني با تجربه هاي قبل از ازدواج بخواهد كانون عشقي بر پا كند، خانواده اي تشكيل دهد، اولين مشكل او بدگماني به همسر اوست كه نكند او هم به سان ديگر دختران از دوستان پسري برخوردار باشد. و طبعا اضطراب و ناآرامي بر زندگي او حاكم خواهد شد.

«ويل دورانت» در اين زمينه مي گويد: «مرد، نگران و مضطرب است كه مباداكسي پيش از او زنش را تصرف كرده باشد، ولي اين نگراني و اضطراب در زن كمتر است».[15]

 

3. تنوع طلبي

مرد با زنيكه قبل از ازدواج با افراد متعددي ارتباط دوستي دانسته خواه ناخواه تنوع طلب مي شود و اين امر بعد از تشكيل خانواده و زندگي مشترك همچنان ادامه مي يابد، و اين امر عامل كم شدن محبت به كانون گرم خانواده مي شود.

«ويل دورانت» مي نويسد: «فساد پس از ازدواج، بيش تر محصول عادات پيش از ازدواج است ... (كه) در زير عوامل سطحي طلاق، نفرت از بچه داري و ميل به تنوع طلبي نهان است. ميل به تنوع گرچه از همان آغاز در بشر بوده است ولي امروزه به سبب اصالت فرد در زندگي و تعدد محركات جنسي در شهرها و تجاري شدن لذت جنسي، ده برار گشته است». [16]

 

4. دشمني و نفرت

فلسفه منع كاميابي جنسي از غير همسر مشروع و منع ارتباط با نامحرمان از نظر خانوادگي اين است كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوش بخت كردن او به شمار برود، در حالي كه در سيستم آزاد كاميابي و ارتباط دوستانه، همسر قانوني از لحاظ رواني، يك رميت و فراهم و زندانبان و نگهبان به شمار مي رود و در نتيجه كانون خانوادگي بر اساس و دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود.[17]

 

5. جرّ و بحث دائمي

بدگماني از يك طرف و تنوع طلبي از طرف ديگر باعث مي شود هميشه جر و بحثي بين زوجين در گيرد و هر چند وقت يكبار به اين مسأله اشاره شود كه بلي اگر تو سالم بودي با من دوست نمي شدي.

جمعي از جوانان در مصاحبه درباره روابط دختر و پسر عليرغم اصرار بر رفع محدوديت هاي موجود در جامعه و خانواده در لا به لاي سخن خود به برخي از مفاسد اشاره نموده اند.

پسري مي گويد: «به نر من اگر پس ازايجاد ارتباط، ازدواجي صورت گيرد مشكل آفرين مي شود، چون پسرهايي كه (با دختري) دوست مي شوند، تا مشكلي در زندگي مشترك پيش مي آيد مي گويند: آره تو همان كسي بودي كه با من دوست شدي ... ».[18]

 

 

پي نوشت ها:

[1] . ر.ك: جوانان و روابط، ابوالقاسم مقيمي حاجي، مركز مطالعات حوزه علميه، 1380، ص 20.

[2] . نگاه كنيد. به همان، ص 21، با تغيير و تلخيص.

[3] . مسأله حجاب، مرتضي مطهري، قم: صدرا، ص 113.

[4] . مورس مترلينگ، عقل و سرنوشت، ترجمه موسوي فرهنگ، ج 3، ص 146، تهران: مطبوعاتي فرخي.

[5] . نگاه تا نگاه، جواد محدثي، تهران: نشر نهال، 1376، ص 7.

[6] . عصباني هاي عصر ما، كارن هورناي، ترجمه ابراهيم خواجه نوري، تبريز: كتاب فروشي اميد، ص 138.

[7] . ساز و آواز، سيدمرتضي علم الهي، پيام اسلام، قم: ص 62.

[8] . آئين زندگي،‌ويل كارنگي، ص 47، به نقل از ساز و آواز، همان، ص 62.

[9] . مسأله حجاب، مرتضي مطهري، قم: صدرا، همان، صص 84-87.

[10] . جوانان و روابط، همان، ص 156؛ احكام روابط زن و مرد، سيد مسعود معصومي، قم: انتشارات دفتر تبليغات، 22، 1380، صص 139-145.

[11] . ميزان الحكمه، محمدي ري شهري، قم: دفتر تبليغات، ج 10، ص 386.

[12] . همان، ج 10، ص 386.

[13] . همان، ص 378 و ر.ك: مستدرك الوسائل، نوري، آل البيت، ج 11، صص 344-346.

[14] . جاذبه و دافعه علي(ع)، قم: صدرا، 1380.

[15] . لذت فلسفه، ص 136، به نقل از جوانان و روابط، ص 45.

[16] . لذات فلسفه، ويل دورانت، ترجمه عباس زرياب، تهران: نشر دانشجويي، 1373، ص 46.

[17] . با نگاهي به مسأله حجاب، همان، صص 89-90.

[18] . ايران جوان، شماره 135، ص 36.



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 17:9 توسط مسعود

 

سلام به همه منتظرین حضرت قائم (عج):

 (برایم دعا کنید.)

این مطلب رو به مناسبت ولادت بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر انتخاب کرده ام امید است که خوشتان بیاید.

«اللهم ارزقنی شهادت فی سبیل الله»

 

گل حجاب، عطر عفاف

 



هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است،

 

چون باغ بي ديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند.

 

هيچ كس هم با نام و بهانه «آزادي» ديوار خانه خود را بر نمي دارد و شبها در حياطش

 

را باز نمي گذارد، چون خطر رخنه دزد، جدي است.

 

هيچ صاحب گنج و گوهري هم، جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذران

 

نمي گذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر ربوده مي شود.

 

هر چيز كه قيمتي تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مي رود.

 

هر چه كه نفيس تر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت لازمتر.

 

مگر نه اينكه آثار نفيس خطي را در موزه ها و ويترينها مي گذارند، تا با لمس دستهاي

 

اين و آن، خراب نشود و از ارزش نيفتد؟!

 

اينها همه، فرمان عقل است و اقتضاي تجربه.

 

اگر در شيشه عطر را باز بگذاري، عطرش مي پرد.

 

اگر رشته مرواريد را در كمد و صندوق نگذاري و در آن را نبندي، گم مي شود.

 

اگر در مقابل پنجره خانه ات، توري نزني، از نيش پشه ها و مزاحمت مگسها در

 

 امان نخواهي بود.

 

وقتي راه ورود پشه ها را مي بندي، خود را «مصون» ساخته اي، نه «محدود»

 

و زنداني.

 

وقتي در خانه را مي بندي، يا پشت پنجره اتاقت پرده مي آويزي، خانه خود را از

 

ورود بيگانه و نگاههاي مزاحم در پناه قرار داده اي، نه كه خود را در قيد و بند

 

و حصار افكنده باشي.

 

اين را هم عقل و تجربه ات فرمان مي دهد.

 

قرآن هم مي گويد: زنان خودآرايي و خودنمايي و عشوه گري نكنند، تا مورد آزار

 

 بيماردلان قرار نگيرند. (ر.ك: «فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَيَطمَعَ الّذي في قلبهِ مرضٌ»

 

(احزاب، آيه 32 و 33 ؛ نيز نور آيه 30 و 31)

 

اگر براي ايمني از خطرها و آسودگي از مزاحمان، خود را بپوشانيم، نه كسي

 

ايراد مي گيرد، و نه اگر هم ايراد بگيرد، اعتنا مي كني چرا كه سخنش را بي

 

منطق و ناآگاهانه مي داني و مي بيني.

 

اينكه: «دل بايد پاك باشد»، بهانه اي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت

 

است و آويختن به شاخه «لاقيدي»، وگرنه از دل پاك هم نبايد جز نگاه و رفتار

 

 پاك برخيزد.

 

ظاهر، آيينه باطن است و ... «از كوزه همان برون تراود كه در اوست».

 

زن، به خاطر ارزش و كرامتي كه دارد، بايد محفوظ بماند و خود را حراج نكند

 

و در بازار سوداگران شهوت خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند، نفروشد.

 

زن به خاطر لطافتي كه دارد، نبايد در دست هاي خشن كامجويان ديوسيرت، كه

 

نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنكه گل عصمتش

 

را چيدند او را دور اندازند يا زير پايش له كنند.

 

زن به خاطر عصمتي كه دارد و ميراث دارِ پاكي مريم است، نبايد بازيچه

 

هوس و آلوده به ويروس گناه شود.

 

گوهر عفاف و پاكي، كم ارزش تر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل

 

خانه نيست.

 

دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند.

 

سادگي و خامي است كه كسي خود را در معرض ديد و تماشاي نگاه هاي

 

مسموم و چشم هاي ناپاك قرار دهد و به دلبري و جلوه گري بپردازد و خيال كند

 

بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نيم اندازد و از زهر نگاه ها و

 

نيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند.

 

هر شاخه كه از باغ برون آرد سر در ميوه آن طمع كند راهگذربعضي از «نگاه»ها،

 

ويروس «گناه» منتشر مي كنند و بعضي از چهره ها حشره مزاحمت جمع مي كنند.

 

تاريخچه اندلس و شكست مسلمانان و سقوط تمدن اسلامي در اسپانيا، مگر جز به

 

خاطر هجوم فساد غربي به كانون عفاف و تقوي مسلمانان بود؟!

 

خراب كردن همه ديوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها

 

نشانه تيره انديشي است، نه روشن فكري! علامت جاهليت است، نه تمدن.

 

مي گويي نه؟ به طومار كساني نگاه كن كه پس از رسوايي و بي آبرويي با دو دست

  

پشيماني بر سر غفلت خويش مي زنند و بر جهالت خود لعنت مي فرستند.

 

كسي كه از «جماعت رسوا» نگريزد «رسواي جماعت» مي شود!

 

آنكه ايمان را به لقمه اي نان مي فروشد،

آنكه يوسف زيبايي را با چند سكه قلب عوض مي كند،

 

آنكه «كودك عفاف» را جلوي صدها گرگ گرسنه مي برد و به تماشا مي گذارد،

 

 روزي هم «پشت ديوار ندامت»، اشك حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت،

 

 در آخرت هم به آتش بي پروايي خود خواهد سوخت.

 

از اول كه جامه عفاف، سفيد و شفاف است، نبايد گذاشت چرك آبه گناه بر آن بپاشد.

 

از اول بايد مواظب بود اين كاسه چيني نشكند و اين جام بلورين تَرَك برندارد.

 

از اول نبايد به پاي بيگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد، كه بوته هاي نورس

 

عصمت را لگدمال كند.

 

ولي ... گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي شاخه شكست و گل چيده شد!!

 

به نقل از كتاب «از همدلي تا همراهي»



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 20:40 توسط مسعود

 

شيعه و تبرك جستن به آثار اولياى خدا

 تبرك جستن به آثار اولياى خدا، مسأله اى نيست كه هم اكنون در ميان گروهى از مسلمانان پديد آمده باشد، بلكه ريشه هاى اين رفتار را در ژرفاى تاريخ زندگاني رسول خدا و صحابه آن حضرت مى توان يافت.
 

ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 14:49 توسط مسعود

 

                       گناهان كبيره

گناه چيست؟

 «گناه» عملي است كه با اراده و رضايت الهي در تضاد بوده ، با ايجاد نوعي “ تاريكي" معنوي در نفس انسان، آدمى را از خداي متعال كه "نور" آسمانها و زمين است، دور مى‏سازد و به عبارت ديگر، موجب بازماندن وى از كمال و قرب به خدا مى‏گردد.


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 19:41 توسط مسعود

 

 

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ
 

تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

                  (بحار الانوار، ج78، ص377)

 


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 6:11 توسط مسعود

 
 


چشم چراني متاسفانه يکي از بيماري ها و عادت هاي ناپسندي است که برخي از افراد جامعه به دلايل مختلف بدان دچار مي شوند. به منظور مبارزه با اين عادت ناپسند, اولا لازم است نسبت به مفهوم, آثار و عواقب و زمينه هاي بروز آن آگاهي بدست آورد و سپس از راهکارهاي عملي براي کنترل آن سود جست. در نوشته زير تقريبا تمامي آنچه شما در زمينه کنترل چشم و درمان چشم چراني بدان نياز داريد, آمده استکه اميد واريم مفيد باشد.


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 19:18 توسط مسعود

 

«استمنا» يا «خودارضايي» يكي از راه هاي انحرافي در ارضاي ميل جنسي است

كه نسل جوان را در معرض آسيب هاي جدي قرار مي‏دهد. از همين رو مي‏توان

آن را نوعي انحراف جنسي يا بيماري ناميد كه با جديت بايد در درمان آن كوشيد.

آسيب هاي ناشي از خودارضايي به گونه هاي مختلفي تقسيم ‏پذير است كه

 به اختصار به برخي از آنها اشاره مي‏شود:


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 21:47 توسط مسعود

 

همانطور كه مي دانيم، تحريك جنسي توسط خود فرد غلط است و حرام،

اما تحريك جنسي توسط همسر، درست است و حلال، اما چرا؟


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387ساعت 6:50 توسط مسعود