تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

๑۩۞۩๑ درانتظار ظهور*************درانتظارظهور๑۩۞۩๑ درانتظار ظهور

 

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل

آقای حداد عادل تعريف می کردند:« سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که: می خواهيم برای خواستگاری خدمت برسيم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبيرستان است و می خواهد ادامه تحصيل دهد. ايشان دوباره پرسيده بودند که اگر امکان دارد ما بياييم دختر خانم را ببينيم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.

بعد خانم ما از ايشان پرسيده بودند که اصلا شما خودتان را معرفی کنيد. و ايشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام عليک کرده بود و گفته بود:« ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ايم. اما شما صبر کنيد با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم». آن زمان خانم من مدير دبيرستان هدايت بود.

بعد از صحبت با من قرار بر اين شد که آنها بيايند و دخترمان را در مدرسه ببينند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اينکه اگر آنها نپسنديدند، لطمه ای به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را ديدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند:« خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است».

يک سال از اين قضيه گذشت. مجددا خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند که ما می خواهيم برای خواستگاری بياييم.خانم بنده پرسيده بودند که چطور تصميمتان عوض شده؟ آقا گفته بودند:« خانم ما به استخاره خيلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نيامده بود، منصرف شدند» و خانم آقا هم گفته بودند:« چون دخترتان، دختر محجبه،فرهيخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهيد، بياييم

آن زمان دخترمان ديپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، يک روز پسر آقا و مادرش با يک قواره پارچه به عنوان هديه برای عروس آمدند و صحبت کرديم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسيدم، ايشان موافق بودند.

بعد از چند روز خدمت آقا رفتيم. آقا فرمودند:« آقای دکتر! داريم خويش و قوم می شويم.» گفتم:« چطور؟» گفتند:«خانواده آمدند و پسنديدند و در گفتگو هم به نتيجه کامل رسيده اند، نظر شما چيست؟» گفتم:« آقا! اختيار ما دست شماست

آقا فرمودند:« نه! شما، دکتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همين طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من اينطور نيست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غير از کتاب هايم يک وانت بار می شود. اينجا هم دو اتاق اندرون و يک اتاق بيرونی است که آقايان و مسئولين در آنجا با من ديدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه ای اجاره کرده ايم که يک طبقه مصطفی و يک طبقه هم مجتبی زندگی می کند. شما با دخترت صحبت کن که خيال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چيزهايی در ذهنش باشد. ما اين طور زندگی می کنيم. اما شما زندگی نسبتا خوبی داريد. حالا اگر ايشان بخواهد وارد اين زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نيست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اينها را به او بگو، بداند

من هم به دخترم گفتم و ايشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئيس جمهوريشان، در جنوب تهران خانه ای داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن در می آورد؛ ايشان حقوق رهبری نمی گيرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند.

هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهريه و ... آقا فرمودند:«در مورد مهريه، اختيار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه ی عقد می خوانم، سنت من اين بوده که بيشتر از 14 سکه ، عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهيد، می توانيد بيشتر از 14 سکه مهريه معين کنيد، ولی شخص ديگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بيش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم

من گفتم آقا! اين طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند:« می توانيد در تالار بگيريد، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم:« آقا هر طور شما صلاح بدانيد

فرمودندمی خواهيد اين دو تا اتاق اندرونی و يک اتاق بيرونی را با هم حساب کنيد. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنيم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنيم.» ما حساب کرديم و ديديم بيشتر از 200-150 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اولمان را هم نمی توانستيم دعوت کنيم، اما قبول کرديم.

آقا غير از فاميل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبيبی را دعوت فرمودند. يک نوع غذا هم درست کرديم.قبل از اينها صحبت خريد بازار شد. پسر آقا گفت: «من نه انگشتر می خوام و نه ساعت و نه چيز ديگریآقا گفتند: خوب نيست. من هم گفتم:« حداقل يک حلقه بگيرند.» اما آقا فرمودند: «من يک انگشتر عقيق دارم که يکی برای من هديه آورده، اگر دخترتان قبول می کند، من آن را به ايشان هديه می دهم و ايشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هديه دهد.» قبول کرديم و انگشتر را گرفتيم و بعد به آقا مجتبی داديم. کمی بزرگ بود. به يک انگشترسازی برديم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد.

به آقا گفتيم در همه اين مسايل احتياط کرديم، ديگر لباس عروس را به ما بسپاريد و آقا هم فرمودند: «آن را طبق متعارف حساب کنيد.» در همان ايام، ما خودمان برای پسرمان عروسی می گرفتيم و يک لباس عروس برای عروسمان سفارش داده بوديم بدوزند.

خلاصه قبل از اينکه عروسمان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند: «من يک فرش ماشينی می دهم، شما هم يک فرش بدهيد.» و به اين ترتيب مراسم برگزار شد. برای عروسی هم درو پيکان از اقوام ما و دو پيکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت 1 طول کشيد.

خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهرا کاری داشتند و نيامده بودند. اما وقتی عروس را به خانه آورديم، ديديم آقا هنوز بيدار نشسته اند و منتظرند که عروس را بياورند. فرمودند: « من اخلاقا وظيفه خود می دانم برای اولين بار که عروسمان قدم به خانه ما می گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوش آمد بگويم

ما خيلی تعجب کرده بوديم و فکر نمی کرديم آقا تا آن ساعت شب بيدار باشند، حتی آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند: «دکتر! امشب شام هم نداشتيم، من به يکی از پاسدارها گفتم شما چيزی خوردنی داريد؟ آنها گفتند که غير از کمی نان چيز ديگری نداريم. گفتم: همان را بياوريد. می خوريم

بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقيقه ای برايشان در مورد تفاهم در زندگی و شرايط و اهميت زندگی زناشويی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوش آمد گفتند. رعايت آداب حتی تا چنين جايگاهی چقدر ارزش دارد. اينها از برکت انقلاب اسلامی و خون شهداست.

ايشان دستور دادند حتی از ريزترين وسايل دفتر استفاده نشود، چون مال بيت المال است. حتی اگر مشکل وسيله نقليه هم پيش آمد، اجازه ندارند از وسايل دفتر استفاده کنند.


منبع: نشريه « اشراق انديشه » به نقل از حجت السلام پاينده، از اعضای دفتر مقام معظم رهبری


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 0:38 توسط کلانتر

 

همه روز روزه بودن*همه شب نماز کردن*زمدینه تا به کعبه*سرو پابرهنه رفتن*دولب از برای لبیک*به وظیفه باز کردت*به مساجد ومعابد*همه اعتکاف جستن*زملاهی ومناهی*همه اجتناب کردن*شب جمعه ها نخفتن*به خدای راز گفتن*زوجود بی نیازش*طلب نیاز کردن*به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد****که بروی ناامیدی در بسته باز کردن********


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 15 فروردین1388ساعت 16:37 توسط مسعود

 

قبل از نوشتن مطلبی جدید درآغاز از تمام دوستان که وبلاگ «در انتظار ظهور» رو مورد لطف خود قرار داده اند کمال تقدیر رو تشکر را دارم وازآنکه کم سعاتی بنده سبب میشود که به وبلاگ آنها کمتر سربزنم عذزخواهی میکنم .التماس دعا 

                                         اللهم رزقنی شهادت فی سبیل الله


    آیا توبه در هنگام مرگ اثر دارد؟

 هر چند شتاب در توبه، از نظر اسلام مطلوب و پسنديده است، ولى توبه محدود به زمان خاصى نيست، جز اين كه پس از مشاهده نشانه‏هاى مرگ و يا در قيامت، پذيرفته نيست.حضرت امام باقر(ع) مى‏فرمايد:  «آدم(ع) عرض كردپروردگارا! شيطان را بر من مسلط كردى، پس براى من هم چيزى مقرر فرما،خداوند فرمود: اى آدم! اين امتياز را براى تو قرار دادم كه هرگاه يكى از فرزندانت تصميم به گناه گرفت، بر او چيزى نوشته نشود اما اگر انجام داد، يك گناه براى او ثبت گردد، ولى هر كس‏عزم برانجام كار نيكى داشت، حتى اگر آن را انجام نداد، يك حسنه براى او ثبت شود. اگر آن را انجام داد، ده حسنه براى او نوشته شود.

آدم عرض كرد: پروردگارا! برايم بيفزا! فرمود: برايت مقررساختم كه هر يك از فرزندانت اگر گناهى كند، سپس آمرزش خواهد، او را بيامرزم.

عرض كرد: پروردگارا، براين بيفزا ! خداوند فرمود: براى آن‏ها توبه قراردادم (يا فرمود: توبه را براى ايشان گستردم) تا آن‏كه نفس به‏اين‏جا (گلوگاه) رسد.

 آدم عرض‏كرد: پروردگارا! مرا بس است.»

البته بايد توبه پيش از رسيدن مرگ و نشانه‏هاى آن باشد و این هنگام پذیرفته نیست. همان طور كه قرآن كريم مي فرمايد:«و ليست التوبة للذين يعملون السيئات حتى اذا حضرت احدهم الموت قال انى تبتُ الان ; براى كسانى كه كارهاى سوء انجام دهند و به هنگام فرا رسيدن مرگ توبه كنند, توبه اى نيست ». در روايت ديگرى امام صادق(ع) ازرسول خدا(ص) نقل كرد كه فرمود: »هر كس يك سال پيش از مرگش توبه كند، خداوند توبه‏اش را بپذيرد. يك سال زياد است. هر كس يك ماه پيش از مرگش توبه كند، خداوند توبه‏اش را بپذيرد. يك ماه زياد است. هر كس يك هفته پيش از مرگ توبه كند، خداوند توبه‏اش را مى‏پذيرد. يك هفته زياد است. هر كس يك روز پيش از مرگش توبه كند، خداوند توبه‏اش رابپذيرد. يك روز زياد است. هر كس پيش از رسيدن مرگ توبه كند، خداوند توبه‏اش را مى‏پذيرد.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: »خداى متعال گناه را پس از بيست و چند سال به ياد مؤمن مى‏اندازد تا از گناه از خدا طلب بخشش كند و خدا او را مشمول مغفرت خود قرار دهد.
البته گسترش زمان توبه، نبايد موجب سهل‏انگارى و كم‏توجهى به توبه گردد، زيرا با گذشت زمان و تكرار گناه، از يك سو اراده انسان ضعيف‏تر مى‏شود، و ازسوى ديگر ريشه گناه در وجود آدمى محكم‏تر مى‏گردد.
امام خمينى(ره) در اين‏باره مى‏گويد: «اى عزيز، از مكايد شيطان بترس و در حذر باش و با خداى خود مكر و حيله مكن كه پنجاه سال يا بيش‏تر شهوترانى مى‏كنم و دم مرگ با كلمه استغفار جبران گذشته مى‏كنم. اين‏ها خيال خام است. اگر در حديث ديدى يا شنيدى كه حق تعالى براين امت تفضل فرموده و توبه آن‏ها را تا قبل از وقتمعاينه [و ديدن] آثار مرگ يا خود آن قبول مى‏فرمايد، صحيح است، ولى هيهات كه در آن وقت توبه از انسان، متمشى [وحاصل] شود. مگر توبه لفظ است؟! ... اى عزيز، هر چه زودتر دامن [همت] به كمر بزن و عزم را محكم و اراده را قوى كنو از گناهان، تا در سن جوانى هستى يا در حيات دنيايى مى‏باشد، توبه كن و مگذار فرصت خدا داد از دستت برود.»


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 3 آبان1387ساعت 8:52 توسط مسعود

 سلام

 سلام به همه دوستانم سلام به همه کسانی که منتظر آقا صاحب الزمان مهدی موعود (عج) هستند وکسانی که همچنان درانتظار شهادت به سرمی برند.                                                                                               اللهم ارزقنی شهادت فی سبیل الله

مدتی بود که اصلا حال و حوصله نداشتم که نگاه به وبلاگ کنم نمی دونم چی می شد که یک دفعه کاری پیش می اومد و شب ها خسته و کوفته می رسیدم خونه و می خوابیدم.

 امروز که جمعه مورخه ۱۹/۷/۸۷ بود رفتم مزار شهدای گمنام. همون مزاری که ۳ خردا امسال توفیق تعویض سنگ مزار آون قسمت بچه های بسیج دانشجویی دانشکده علوم انسانی (واحد شهرری)شد.

 نمیدونم چی شد که یک دفعه یاد کارهام افتاد یاد کارهایی که بعداز ماه مبارک رمضان انجام دادم.

آه!! چقدر گناه کردم!؟ مگه چند وقت که از شب های قدر شب های قسم دادن خداوند به

۱۴ معصوم(ع) میگزره؟ چرا خدا وند منوبه حال خودم رها کرده ؟ چرا ؟

خدایا مگه درسحر ها نمی گفتیم که لحظه ای مرا به حال خودمون  وامدار(دعای ابوحمزه)؟

پس چی شد؟

یعنی این قدر من از تو دور شدم که دیگه به من توجه ای نداری؟

از همه کسانی که این وبلاگ رو نگاه می کنند عاجزانه درخواست میکنم که برام دعا کنید باشد که به وسیله دعای خیر شما عاقبت بخیر بشم.

                                         اللهی وربی من لی غیرک

ابى بصير گويد: شنيدم امام صادق (ع) ميفرمود:

 خداى عز و جل در روز قيامت با سه كس سخن نگويد و نگاهشان نكند و لياقت‏شان نبخشد و بشكنجه دردناكى گرفتار خواهند بود .

آنكه ريش خود را بكند.

آنكه از خود لذت جنسى ببرد (مقصود جلق زدن و استمناء است). 

 آنكه مورد لذت جنسى مردان (و جنس موافق) قرار گيرد. 

 


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 19 مهر1387ساعت 20:30 توسط مسعود

 
            
   امام علی(ع) فرمودند:

  خالِطوُا النّاسَ مُحالِطَةً اِن مِتُّم مَعُها بَکَوا عَلَیکُم وَ اِن عِشتُم حَنُّوا اِلَیکُم

    با مردم چنان معاشرت کنید که اگر فوت نمودید بر شما بگریند و اگر زنده

      ماندید به شما مهربانی ورزند.


   امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:  

      اَفضَلُ العِبادَةِ بَعدَ المَعرِفَةِ إِنتِظارُ الفَرَجِ.

   بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند ، انتظار فرج و گشایش است.

                                 (تحف العقول ص 403)


در این شب های عزیز و گران مایه(شب های مبارک قدر) از تمامی دوستان التماس دعا دارم .

باشد که همه شیعیان و پیروان آن امام شهید در راه خدا و اسلام مور عف وبخشش خدا قرار گرفته

 و در شب اول قبر  مولا علی (علیه السلام )به دیدارمان آید.

                          اللهم ارزقنی شهادت فی سبیل الله 

 


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت 14:37 توسط مسعود

 

فايده صلوات!

 
 
      

حتما در مورد صلوات فضائل زيادي شنيده ايد يا سؤالات زيادي به گوشتان رسيده، اما تا حالا در مورد فايده صلوات سؤالي شنيده ايد؟ يا حرفي يا ... . به سؤال و پاسخ زير توجه كنيد!

 

سؤال:

فايده صلوات بر خاندان پيامبر(ص) چيست؟ آنها كه نيازي به درود و صلوات ما ندارند؟

 

پاسخ:

علامه طباطبايي(ره) فرمودند: «صلواتي كه ما مي فرستيم اولا از خودمان چيزي اهدا نمي كنيم بلكه به خدا عرض مي كنيم و از او مي خواهيم كه بر پيامبر(ص) وخاندانش رحمت ويژه بفرستد. ثانيا گرچه اين خاندان نسبت به ما محتاج نيستند ولي به ذات اقدس الله كه نيازمندند و بايد دائما فيض الهي بر آنها نازل شود.

ما با اين صلوات در واقع خود را به اين خاندان نزديك كرده ايم. صلوات هم ادب ما را ثابت مي كند و الا ما كه از خودمان چيزي نداريم بلكه از ذات اقدس الله مسئلت مي كنيم بر مراتب و درجات اين بزرگواران بيفزايد و همين عرض ادب براي ما تقرب است. (برگفته از سايت اسراء، جوادي آملي)


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 23:55 توسط مسعود

 

 

روزه واقعی چیست؟

وزه دار نه تنها  از خوردن و اشامیدن  و نیز از مفطراتی که بیان شده است باید امساک کند بلکه روزه واقعی ان است که تمام اعضا و جوارح او امساک داشته باشند.

قال رسول الله(ص): لجابر بن عبدالله یا جابر هذا شهر رمضان من صام نهاره و قام وردا من لیله و عف  بطنه و فرجه و کف لسانه خرج من ذنوبه کخروجه من الشهر فقال جابر: یا رسول الله ما احسن هذا  الحدیث؟ فقال رسول الله (ص): یا جابر ما اشد هذه الشروط .

. پیامبر(ص) به جابر بن عبدالله فرمود: ای جابر در این ماه رمضان هر کس روزه بگیرد و پاره ای از شب را به عبادت بگذراند و شکم و فرج (عورت) و لسانش را از گناه حفظ کند از گناهانش خارج می شود مثل خارج شدن  انسان از این ماه. جابر عرض کرد یا رسول الله (ص) چه حدیث خوبی است.؟ پیامبر خدا (ص) فرمود: ای جابر چه شروط سختی است.  

منبع : کتاب وسایل الشیعه کتاب الصوم ابواب اداب الصایم باب ۱۱

 

 

 


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 14:10 توسط اسماعیل

 

تولد مخفیانه حضرت مهدی (عج)

 

حضرت حجه ابن الحسن المهدی (عج) سال ۲۵۵هجری قمری در پانزدهم

شعبان به دنیا امد مادرش نرجس و پدرش امام حسن عسگری (ع)

 است علت مخفی بودن تولدش این بود: میلاد ان حضرت مقارن زمانی بود

 که خلفای ستمگر و جابر عباسی بر ممالک اسلامی سیطره داشتند انها

 به مصداق احادیث بسیار می دانستند که از امام حسن عسگری (ع)

 فرزندی به جهان خواهد امد و ریشه ستمگران را قطع می کند لذا انها در

کمین بودند تا هر گونه  اثری را از قايم ال محمد نابود کنند  چنانچه متوکل

عباسی در سال ۲۳۵ هجری قمری فرمان داد حضرت هادی(ع) و

بستگانش را از مدینه به سامراء (پایتخت حکومت) اوردند ودر محله ای به

نام عسگر تحت نظر قرار دادند و نیز معتمد عباسی به شدت در پی یافتن

نوزاد امام عسگری(ع)  بود و به گروهی مفتش و قابله تکلیف کرده

 بود که منازل علویین و مخصوصا خانه امام حسن عسگری (ع) را

گاه وبی گاه بازرسی کنند تا اگر نوزادی یافتند که گمان  است منجی

بشریت باشد اورا بی درنگ نابود کنند.

 

ازاین جهت در احادیث معصومین ولادت پنهانی حضرت مهدی (عج) به

تولد مخفی حضرت موسی (ع) تشبیه و تمثیل شده است و به همین

جهت در وجود مادر ان حضرت  همانند مادر حضرت موسی (ع) اثار خارجی

 حمل پیدا نبود وکسی از حاملگی وی اگاهی نداشت حتی حکیمه

خاتون  شب نیمه شعبان که امام (ع) از او خواستند امشب در خانه

بمان (که ان موعود جهانی به دنیا می اید) تعجب کرد زیرا هیچ گونه

علامتی از حمل در نرجس خاتون مشاهده نمی کرد  پس از انکه حضرت

مهدی به دنیا امد پدرش اورا پنهان و پوشیده می داشت و جز به معدودی

 از خواص اصحاب او را نشان ندادند.

شیخ صدوق (ره) در کتاب اکمال الدین  از احمد بن حسن قمی روایت

 می کند که از امام عسگری (ع) نامه ای به جدم (احمد بن اسحاق)

رسید نوشته بودند: فرزندی برایم زاده شد خبرش از مردم پوشیده باشد

که ان را فقط به خویشان نزدیک یا دوستان خاص خود اعلام می کنیم.

 

    کتاب :اصول اعتقادات در چهل درس                                                            

      تهیه و تنظیم: حجه الاسلام قايمی


لينك ثابت نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387ساعت 19:6 توسط اسماعیل

 

اگر مقصد پروازاست

                 قفس ویران بهتر

                      پرستویی که مقصدرا در کوچ می بیند

                                                   از ویرانی لانه اش نمی هراسد.

                           

                                شهید سید مرتضی آوینی

 


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 5:58 توسط مسعود

مراسم ولادت و نامگذاري

هنگامي كه حسين (ع) به دنيا امد رسول خدا (ص) او را در اغوش گرفت و اذان در گوش راست واقامه در گوش چپ او گفت و به دستور ايشان نام مباركش را حسين گذاردند.

مورخان نوشته اند  كه : عرب در زمان جاهليت  با نام حسن و حسين اشنايي نداشتند تا فرزندان خود را به اين دو اسم نامگذاري كنند و اين دو نام از جانب خداوند به پيامبر (ص) وحي شد تا بر فرزندان فاطمه (س) نهاده شود.

سيوطي نقل كرده است كه : حسن وحسين دو نام از نامهاي اهل بهشت است و عرب بر فرزندان خود  اين نامها را نمي نهادند.

ونيز بر اساس سنت اسلامي رسول خدا(ص) درروز هفتم ولادت دو گوسفند براي حسين (ع) قرباني كرد و مقداري از ان را به قابله عطا فرمود و نيز معادل وزن حسين(ع) صدقه داد و سر مبارك او را با ماده معطري خوشبو فرمود.

 

 

                                                 منبع: كتاب قصه كربلا

                                               مولف: حجت الاسلام علي نظري منفرد       

 


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 11:17 توسط اسماعیل

 

اثر بيدار ماندن بين طلوعين

 



 

عن الحسين بن مسلم عن ابي جعفر الثاني عليه السلام قال: قلت له: جعلت فداک،

إنهم يقولون: أن النوم بعد الفجر مکروه لأن الأرزاق يقسم في ذلک الوقت؟

فقال: الأرزاق موظوفة مقسومة، و لله فضل يقسمه من طلوع الفجر إلي طلوع الشمس،

و ذلک قوله «و أسألوا الله من فضله»(نساء،32)، ثم قال: و ذکر الله بعد طلوع الفجر،

أبلغ في طلب الرزق من الضرب في الأرض (موسوعة الامام الجواد عليه السلام: ج2، ص63، ح1)


حسين بن مسلم مي گويد: به امام جواد عليه السلام عرض کردم: فدايت شوم!

مردم مي گويند خواب بعد از طلوع فجر مکروه است چون روزي انسان ها در آن وقت

تقسيم مي شود (و خواب در آن موقع، سبب محروميت از روزي مي گردد)،

 (آيا چنين است)؟

فرمود: روزي انسان ها تعيين شده و تقسيم شده است ولي خداوند داراي

 فضلي (و زيادي) است که (در قرآن) فرمود: از خدا درخواست کنيد فضلش را .


سپس فرمود: ذکر خدا (و سؤال از فضلش) بعد از طلوع فجر، تأثيرش بيش از

دويدن در پي طلب رزق است. (تفسير عياشي: ج1، ص240، ح119)


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 5:55 توسط مسعود

         
       حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:                                                              

 

   حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول

   

 و الانفاق فی سبیل الله

    

           

 از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا

 

3-انفاق در راه خدا

                           (وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 13:10 توسط مسعود

 

فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک ،

و الصلاة تنزیها لکم عن الکبر

خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ،

و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.

                                  (احتجاج طبرسی،ج1،ص258)


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 21:59 توسط مسعود

             www.leader.ir                 دیدار پرشور هزاران نفر از مردم و عشایر شهرستان نورآباد ممسنی

                       

                        زمهر اولیاء الله نشانی کرده ام پیدا    

                       برای خویش عیش جاودانی کرده ام پیدا

                       رسا گر نیست دست من به قرب مهدی زهرا

                        زمهر دوستانش نردبانی کردهام پیدا


لينك ثابت نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 11:27 توسط مسعود

 

اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ

         شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.

 

                                   (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 6:34 توسط مسعود

 

من راى اخاه على امر یکرهه فلم یرده عنه - و هو یقدر علیه - فقد خانه

هر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.

(الامالى صدوق،ص۳۴۳)


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 15:24 توسط مسعود

 

 

 

رکوع وسجده طولانی در نماز، عمر را طولانی ونعمت ها را زياد ميکند.

                                                                

                                                               

 

                 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 23:11 توسط مسعود

 

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

                    (مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 20:51 توسط مسعود